در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما این که چطور همیشه سروقت مطالب کلیک را مینوشت و از جایی آن سوی ایران به دست ما میرساند، سوالی بود که برای همه ما مطرح بود. مطالبی که باید از دو هفته قبل نوشته میشدند و با وجود مشکل قدیمی شدن اخبار، مطالب او معمولا قدیمی هم نبود! خبرهایی را شکار میکرد که تازه بعد از دو هفته، تیتر سایتهای اینترنتی و خبرگزاریها میشد.
بارها در آخرین لحظات مانده تا زمان تحویل مطالب، به خاطر قطع بودن اینترنت اینجا در محل کارش با مشکل مواجه میشد و برای این که کلیک بدون مطلب نماند، به هر دری میزد. شهرام از آدم چیزی نمیخواست. همیشه به همه کمک میکرد و کم پیش میآمد از کسی چیزی بخواهد.
شهرام جزو اولین نفراتی بود که به کلیک مطلب میداد. اوایل سر قفلی صفحه 5 رو در اختیار داشت. کم کم صفحاتش تغییر کرد. اما همیشه در دنیای خبرهای وب و جنگ یاهو و گوگل به سر میبرد. داغ ترین اخبار را داشت.
لینکدونیش با آن لینکهای جالب همه خوانندگان را راضی میکرد. شهرام همیشه خنده بر لب داشت. آرام و با وقار بود. و به همه چیز با دقت گوش میکرد. کمتر حرف میزد. خوش قول بود و فعال.
هر وقت تهران بود امکان نداشت در جلسات کلیک شرکت نکند. مطالبش بینقص بود و خیلی از مواقع بدون ویرایش زیر چاپ میرفت. همه شهرام را دوست داشتند. دوست داشتنی بود و همه را دوست میداشت.
روحش شاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: