از خاطرات کودکی علیرضا خمسه‌

بازیگری برای من یک آرمان بود

تمام بچه‌های نسل ما،‌ یکی از تفریحاتشان سینما بود، ولی سینمای عصر ما سینمای آن طرف مرزها بود. این سینما هم امتیازاتی داشت و هم بدی‌هایی. امتیازش این بود که ما می‌توانستیم با قهرمان‌های هر فیلمی همانندسازی کنیم و فرهنگ سایر مردم جهان را هم بشناسیم. بدی‌اش هم این بود که بیشتر همانندسازی‌های ما با قهرمان‌های کاذب بود. دوست داشتیم مثل «شزم» پرواز کنیم یا مثل «آلکاپون» همیشه پیروز بشویم.
کد خبر: ۱۸۶۶۹۸

این وسط من از آن جانورهای عجیب و غریبی بودم که شدیدا بازیگری را دوست داشتم. در همان سنین کودکی تکه‌های نمایشی می‌نوشتم و با کمک دوستانم در یکی از اتاق‌های خانه‌مان صحنه نمایش درست می‌کردیم و برای بقیه بچه‌ها اجرا می‌کردیم. با تکه‌های کاغذ هم بلیت درست می‌کردیم و رویش هم نوشته بودیم: دو ریال!
گاهی وقت‌ها زن‌های همسایه هم بلیت می‌خریدند و برای دیدن نمایش به خانه‌مان می‌آمدند؛ اما خانواده من چندان از این کار راضی نبود.

بسیار می‌شد که درست وسط نمایش، مادرم از راه می‌رسید و تمام بساطمان را به هم می‌ریخت. با این حال کم‌کم فهمیدم که نمی‌توانم از هنرهای نمایشی دل بکنم. بازیگری برای من یک آرمان بود. چه خوب هم شد که این را زود فهمیدم. ای کاش نوجوانان حالا هم به فکر این باشند که دوست دارند چکاره بشوند و به کدام سمت بروند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها