در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسیری که «تیغزن» در آن در حرکت است، مسیری خاص است که البته برای سینمای ایران آنچنان ناآشنا نیست در این مسیر مرتبا به مخاطب القاء میشود مشکلات و موانع زندگیبخشی از زندگی است و حتما بعضا از آن به عنوان شیرینی و مزه زندگی نام میبرنند که باید متذکر شد این مسیری است که کارگردان با طراحی و قالببندی طنز آن را ترسیم مینماید. کارگردان «عطا» را شخصیتی ساده و عامی معرفی میکند و در عین حال به او برجستگیهای خاص درام را نیز عطا میکند. این شخصیت که به عنوان تنها نانآور خانه معرفی میشود تمام وجودش ماشین قدیمی سفید رنگش است که به نوعی با آن زندگی میکند. رابطه عطا با ماشینش از نقاط قوت و خاص «تیغزن» است. اصولا شخصیت عطا با این ماشین معرفی می گردد. المانهایی که در این ماشین استفاده میشود به نوعی معرف شخصیت «عطا» است. عکسهایی که درجلوی داشبورد ماشین نصب شده که هر یک در طول اثر معرفی میشود، قالب شخصیتی عطا را شکل میدهد و حتی صندوق صدقه داخل ماشین نیز از این حیث مستثنی نیست. چنین شخصیتی زمانی که مامور میشود تا نازنین، کسی که سالهای دور به او علاقه داشته را به محل پولهای دزدی برساند، براساس پیش زمینههای معرفی شده در فیلم و به ناگهان در ذهن مخاطب جای میگیرد. مخاطب کاملا با عطا ارتباط برقرار میکند و او را تهی و عادی فرض نمیکند.شاید زمانی که عطا شعر میخواند و تعابیر و معانی مختلف خود را بیان میکند، با این که قیاسها و معانی کاملا جامع نیستند، اما برای تماشاچی تا حدود قابل قبولی توجیهکننده باشد. در بیان شخصیتهای دیگر «تیغزن» به نوعی همه شخصیتها مرهون شخصیت و کاراکتر ویژه عطا هستند، اما با این تفاسیر، شخصیتهایی نظیر نازنین، نیما و مجید هر یک الحاقات مناسبی به چشم میخورند. «نازنین» شخصیتی است که مسیر داستان او را معرفی میکند و هیچگاه تاثیری به مانند شخصیت عطا بر کل اثر ندارد. نازنین که از طرف دو گروه در تعقیب است، به نوعی به حاشیه رانده شدهای است که نه در متن است و اگر او را از حاشیه بگیرد اصل نیز ضربه میخورد. اما درخصوص دو شخصیت دیگر داستان یعنی مجید و نیما بخصوص نیما کمی بحثبرانگیز است. هیچ گاه مشخص نمیشود چگونه او وارد ماجرا میشود و حتی علت حضورش چیست؟ البته تا پایان کار که به نوعی اوست که جان نازنین را نجات میدهد. دو گروه سیاه و سفید یا به عبارت دیگر، دانا و نادان را باید در تیغ زن تقسیمبندی کرد. این دو گروه وقتی نهتنها در اثر «تیغ زن» بلکه هر اثر دیگری در برابر یکدیگر قرار میگیرد. مواجهه میان آنان، قطعا دارای جذابیتهای خاص بصری است و کارگردان از این مولفه استفاده کرده تا جذابیتها را دوچندان نماید، اما آنچه به نظر میرسد در تیغ زن مهم بوده صرفا بیان برخی مشکلات و نگرانیهای اجتماعی در ذکر این نگرانیها، نمیتوان صراحتا گفت کارگردان کم گذاشته. اتفاقا در این بخش بسیار کار شده و با ظرافتهای گوناگون موضوع طرح شده، اما سوال اصلی اینجاست با این پتانسیل رسا و اینقدر تعدد موضوعی آیا هدف محقق گشته یا اصولا هدف معرفی شده، همان طوری که در بالا اشاره شد، اهداف گوناگون و تعدد بازخوانی سبب گشته تا در نهایت هدف نهایی رها یا فراموش گردد.
عطا شهریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: