در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
براساس این پیمان، بریتانیا 2 پایگاه بزرگ نظامیخود را در عراق حفظ کرد و بهرغم وجود دولت محلی، به عنوان یک قدرت صاحب نفوذ در این کشور باقی ماند. این وضعیت در تمام دوران حکومت دست نشانده انگلیس بر عراق ادامه داشت تا اینکه در ژوییه سال 1958 میلادی ژنرال عبدالکریم قاسم در کودتایی قدرت را در عراق به دست گرفت.
امضای پیمان مذکور و اتخاذ تدابیر دیگر از سوی لندن موجب شده بود که خاندان سلطنتی ملکفیصل به عنوان یک حکومت کاملا دست نشانده در عراق عمل کند و در واقع نیروهای بریتانیا براساس این پیمان هیچگاه از عراق خارج نشدند و این کشور همانند یک مستعمره انگلیس باقی ماند.
وجود پایگاههای نظامیبریتانیا در عراق موجب شد که نیروهای انگلیسی در سال 1941 میلادی بار دیگر عراق را به اشغال کامل خود درآورند. دولت انگلیس در آن زمان از بیم اینکه دولت رشید علیالگیلانی حاکم در بغداد تحت تاثیر گرایشات سیاسی خود به آلمان نازی، جریان نفت به کشورهای غربی را قطع کند، عراق را به تصرف در آورد.
اینک به نظر میرسد که آمریکا نیز با گذشت نزدیک به یک قرن از تحمیل پیمان بریتانیا به بغداد، قصد دارد معاهده جدیدی را با همان انگیزه و البته در قالبهای جدید به عراق تحمیل کند.
کاخ سفید در ابتکار اخیر خود مایل نیست از کلمه «پیمان» استفاده کند زیرا نمیخواهد برای تصویب آن به سنا مراجعه کند بلکه ترجیح میدهد با مطرح کردن عنوان «قرارداد» این مساله را در اختیار خود داشته باشد.
تفاوت دیگر قرارداد کنونی با پیمان تحمیلی بریتانیا به بغداد در سال 1920 میلادی اینکه واشنگتن حاضر نیست به حفظ فقط 2 پایگاه نظامیدر عراق بسنده کند، بلکه این بار اهداف وسیع و گستردهتری را دنبال میکند.
واشنگتن با امضای این قرارداد عمدتا اهداف زیر را مد نظر دارد:
- احداث و حفظ 58 پایگاه نظامی در عراق که 5 پایگاه از این تعداد امکانات و تجهیزاتی در حد یک شهر را دارند.
برای مثال پایگاه هوایی «بلد» در شمال بغداد ترافیک هوایی نظیر یک فرودگاه شیکاگو را دارد. این پایگاه در60 مایلی شمال بغداد و در مساحتی برابر با16 مایل مربع احداث شده و میتواند 40 هزار نیروی نظامی را در خود جای دهد.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که اندیشه احداث پایگاههای بزرگ نظامیآمریکا در عراق فقط نتیجه مفاد قرارداد اخیر نیست، بلکه این هدف از روزهای اولیه اشغال عراق از سوی واشنگتن دنبال شده است.
بیستم آوریل2003 میلادی نیویورک تایمز در صفحه اول خود مطلبی با این عنوان چاپ کرد: «پنتاگون خواستار دسترسی سریع و درازمدت به پایگاههای عراق است».
- براساس مفاد و الحاقات قرارداد مورد نظر کاخ سفید، آمریکا میخواهد کنترل آسمان عراق را تا سقف 30 هزار پای در اختیار داشته باشد . به این ترتیب آمریکا میتواند بدون اطلاع دولت عراق هر تعداد نیرو میخواهد به این کشور وارد و یا از آن خارج کند.
- نیروهای آمریکایی میتوانند در هر زمان و مکانی در عراق اقدام به عملیات نظامی کنند.
- نیروهای آمریکایی میتوانند هر مظنونی را بدون اطلاع عراق دستگیر کنند.
- براساس این قرارداد، شهروندان آمریکایی در برابر دستگاه قضایی عراق مصونیت دارند.
- وزارت دفاع، کشور و دستگاه اطلاعاتی عراق تحت نظارت و کنترل مستقیم آمریکا قرار میگیرد.
- آمریکا میتواند بر خرید و فروش تسلیحات در عراق نظارت داشته باشد.
قبول نتایج این قرارداد به معنای آن است که دولت عراق به سطحی کمتر از یک دولت دست نشانده محلی تبدیل میشود. با نگاهی اجمالی به ساختار حکومتی آمریکا براحتی میتوان دریافت که ایالتهای این کشور حوزه اختیاراتی به مراتب بیش از آنچه در قرارداد تحمیلی به عراق در نظر گرفته شده دارند. از همین روی نوری المالکی نخست وزیر عراق اخیرا در اظهاراتی تاکید داشت که گفتگوها برای امضای این قرارداد به بنبست رسیده است.
وی گفت: آمریکا تقاضاهای عراق را نمیپذیرد و تقاضای آمریکا نیز مورد قبول عراق نیست در نتیجه ما به بن بست رسیدهایم.
گرچه معدودی مقامات عراقی از امضای این قرارداد جانبداری میکنند ولی روشن است که این قرارداد مورد قبول اکثریت جامعه عراق و شخصیتهای مذهبی و سیاسی این کشور نیست و به فرض امضا نیز در عمل با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
آمریکا برای حضور خود در عراق تاکنون بهای بسیار گزافی پرداخته است و تداوم این حضور قطعا برای مقامات کاخ سفید خسارات زیادی به همراه خواهد داشت.
اشغال عراق پرهزینهترین جنگ برای واشنگتن پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود. آمار بیانگر آن است که جنگ عراق برای آمریکا ماهانه 12 میلیارد دلار هزینه دارد و اگر هزینه جنگ افغانستان را نیز به آن بیفزاییم مبلغی بالغ بر 16 میلیارد دلار در ماه بر بودجه آمریکا سنگینی میکند.
«جوزف استگلیتز»(JOSEPH STIGLITZ) اقتصاددان برنده جایزه نوبل در کتاب جدید خود تحت عنوان «جنگ 3 تریلیون دلاری» (1) مدعی است که اشغال عراق و افغانستان تا سال 2017 میلادی در حدود 3 تریلیون دلار برای آمریکا هزینه به همراه خواهد داشت.
این در حالی است که آمار کنونی نشان میدهد اشغال عراق تا سال 2007 میلادی نزدیک به 700 میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته است.
«استگلیتز» همچنین مدعی است چنانچه تمامی هزینههای اجتماعی، اقتصادی و پزشکی جنگ را در نظر بگیریم، اشغال عراق و افغانستان برای آمریکا تا سال 2017 نزدیک به 5 تریلیون دلار هزینه خواهد داشت.
نگاه آماری آن هم به لحاظ اقتصادی بخوبی بیانگر آن است که اشغال عراق برای آمریکا هزینههای سرسامآوری به همراه داشته و دارد، ولی توجه به این نکته حائز اهمیت است که واشنگتن از حضور در عراق اهدافی به مراتب گستردهتر از انگیزههای اقتصادی را دنبال میکند.
کاخ سفید تلاش میکند که با حضور بلندمدت در خاورمیانه بر یکی از گلوگاههای راهبردی جهان خیمه بزند ضمن اینکه با استقرار در عراق میتواند ذخایر عظیم نفت این کشور را نیز در اختیار داشته باشد و از این طریق خسارات اقتصادی خود را نیز جبران کند.
از دیدگاه کارشناسان، ذخایر نفتی عراق 300 میلیارد بشکه برآورد شده که ثروت بسیار عظیمی محسوب میشود و این در حالی است که گفته میشود شرکت نفت عراق در شرایط کنونی فقط کنترل 17 میدان نفتی از مجموع80 میدان را در دست دارد.
به تعبیری میتوان مدعی شد که تداوم حضور نیروهای آمریکایی در عراق به منزله سرازیر شدن بخش اعظمیاز منابع مختلف خاورمیانه و از جمله عراق به واشنگتن است. منابعی که فقط شامل نفت نمیشود بلکه دامنه وسیعی از اهداف در حوزههای مختلف را در بر میگیرد.
واشنگتن تلاش میکند که عراق را نه به یک مستعمره بلکه به یک پادگان بزرگ در خاورمیانه تبدیل کند و از آنجا به طور مستقیم به ژاندارمی منطقه بپردازد. شاهد این مدعا سخنان مقامات کاخ سفید و بویژه جورج بوش رئیسجمهور آمریکاست.
بوش چندی پیش در ایالت نیوهمپشایر آمریکا گفت: نیروهای آمریکایی شاید تا 50 سال دیگر در عراق باقی بمانند .
مک کین نامزد انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نیز در مقطع زمانی دیگری و در واکنش به این سخنان بوش گفت: شاید هم تا صد سال دیگر در عراق بمانیم.
مک کین هنگامیکه با تعجب خبرنگار سوالکننده مواجه شد، افزود: شاید تا هزار سال دیگر در عراق بمانیم.
اینگونه موضعگیریها بوضوح حکایت از آن دارد که مقامات کاخ سفید با هدف اهدای دمکراسی و آزادی به مردم عراق یورش نبردهاند بلکه به این کشور به عنوان پادگانی برای عملیات گسترده در خاورمیانه مینگرند و حاضر نیستند این دژ را به هیچ قیمتی از دست بدهند .
برهمین اساس ادعاهای واشنگتن برای خروج از عراق نیز قابل اتکا و اعتنا نیست.
در واقع از نقطه نظر کاخ سفید، متغیرهای تعیینکننده برای حضور نیروهای آمریکایی در عراق عواملی مانند دمکراسی، آزادی و یا آسایش مردم عراق نیست بلکه موقعیت را رهبردی عراق در منطقه و نیز منابع عظیم انرژی و ذخایر اقتصادی بالقوه آن که میتواند به مثابه قوه محرکه نیروهای نظامی آمریکا عمل کند از جمله متغیرهای قابل اعتنا در این خصوص است. ضمن اینکه واشنگتن با حضور در عراق تلاش میکند تا قطبهای سیاسی، اقتصادی و نظامی نظیر روسیه و چین را نیز از مواضع نزدیک تحت نظر داشته باشد.
نکتهای که به نظر میرسد در معادلات و محاسبات کاخ سفید مغفول مانده و یا جدی گرفته نمیشود اینکه جنگ در عراق و افغانستان سالهاست تمام شده است. در عراق جنگ با سقوط صدام پایان یافت و در افغانستان با سقوط طالبان جنگ به اتمام رسید. از آن پس آنچه که در این کشورها رخ داده جنگ نیست بلکه اشغال و مقاومت در برابر اشغال است.
اشغال یک کشور نبرد علیه یک ارتش مخالف نیست بلکه جنگ علیه تمام ملت است، بنابراین معادلات نظامیکلاسیک بر آن حاکم نیست.
انگلستان به مدت 800 سال با دستگیری، زندانی کردن و اعدام صدها هزار ایرلندی نه تنها نتوانست بر آنان غلبه کند بلکه مبارزان ایرلندی را به مخالفان جدی و جاودان خود تبدیل کرد و سرانجام شکست را در برابر آنان پذیرفت. این پدیده سرنوشت محتوم تمامی اشغالگران در طول تاریخ بوده و شاید بتوان از آن با تعبیر «جبر حاکم براشغالگری» نام برد.
- نظر سنجی که ماه مه سال 2004میلادی از سوی نیروهای اشغالگرد انجام شد نشان داد که 80درصد مردم معتقدند آمریکا نمیتواند ثبات و امنیت را به عراق بازگرداند.
- نظرسنجی محرمانهای که ماه اوت سال2005 میلادی برای وزارت دفاع آمریکا انجام شد نشان داد کمتر از یک درصد مردم عراق معتقدند آمریکا میتواند عامل ثبات در عراق باشد. این یافته حکایت از آن دارد که مردم عراق بالاتفاق معتقدند آمریکا عامل بیثباتی در عراق است.
- نظرسنجی دیگری که ژانویه 2006 میلادی از سوی یک موسسه تحقیقاتی (2) انجام شد بیانگر آن بود که دوسوم مردم عراق معتقدند چنانچه نیروهای آمریکایی تا تابستان 2006 میلادی از این کشور خارج شوند، درگیریها در عراق به پایان خواهد رسید.
- نظرسنجی دیگری که در سال 2007 میلادی از سوی یک مرکز تحقیقات انگلیس (3) در عراق انجام شد نشان داد که 74 درصد عراقیها معتقدند و انتظار میکشند که با خروج نیروهای آمریکایی، وضعیت امنیتی در عراق بهبود یابد.
نظرسنجیهای انجام شده از سال2004 میلادی تاکنون قاطعانه فقط یک پیام دارد و آن اینکه حضور نیروهای آمریکایی موجب مشکلات کنونی عراق از جمله درگیریها و ناامنی است.
به بیان دیگر اکثریت قاطع مردم عراق معتقدند که نیروهای اشغالگر عامل ایجاد بیثباتی در این کشور هستند و شرایط در عراق زمانی بهبود مییابد که نیروهای اشغالگر از این کشور خارج شوند.
این به معنای آن است که مردم عراق نیروهای آمریکایی را اشغالگر میدانند و بنابراین همواره منتظر خروج آنان از کشور خود هستند .
پانوشتها:
1) The three trillion dollar war
2) Program on international policy attitudes (pipa)
3) UK based opinion research business found
محمدرضا عرفانیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: