دزدان نقابدار

دادگاه سارقانی را که با طناب‌پیچ کردن یک زن اموالش را به سرقت برده بودند به حبس و شلاق محکوم کرد. به گزارش خبرنگار ما، ماموران پلیس زمانی در جریان این سرقت، قرار گرفتند که مردی هراسان به پلیس تهران شکایت برد و گفت: همسرش مورد سرقت 2 جوان سارق قرار گرفته است، این مرد گفت: مطابق معمول هر روز بعد از اتمام ساعت کاری‌ام به خانه برگشتم، می‌دانستم که همسرم در منزل است، چون او هر بار که می‌خواست از خانه خارج شود به من اطلاع می‌داد.
کد خبر: ۱۸۵۹۷۸

به همین دلیل وقتی دیدم کلید خانه را همراه ندارم زنگ در را به صدا درآوردم، اما همسرم در را باز نکرد. کمی منتظر ماندم پیش خودم گفتم شاید برای خرید نان بیرون رفته باشد، چند دقیقه که گذشت کم‌کم نگران شدم. یکدفعه دیدم چاقویی از پنجره خانه به بیرون پرت شد دیگر مطمئن شده بودم که برای همسرم اتفاقی افتاده است.
مرد شاکی ادامه داد: تصمیم گرفتم از بالای در وارد خانه شوم که یکدفعه در خانه‌ام باز شد و 2 پسر جوان به سرعت از آن خارج شدند، من نگران همسرم بودم به همین خاطر دنبال 2 پسر جوان نرفتم و وارد منزل شدم، وقتی خانه را گشتم، همسرم را پیدا کردم و دیدم دست و پای او طناب‌پیچ شده است، همسرم خیلی ترسیده بود و گریه می‌کرد، وقتی وی را آرام کردم و پرسیدم چه اتفاقی افتاده است برایم گفت 2 جوان فراری سارق بودند و هر چه پول و طلا در خانه داشتیم به سرقت بردند.

ماموران پلیس با شکایت این مرد بررسی‌های خود را آغاز کردند، آنها برای به دست آوردن سرنخ، زن جوان را مورد بازجویی قرار دادند و از او خواستند تا مشخصات 2 سارق جوان را بازگو کند. وی گفت: من چهره آنها را بخوبی به یاد ندارم، چون اجازه ندادند صورتشان را ببینم. اول که زنگ در را به صدا درآوردند، مدعی شدند مامور آب هستند، من هم در را باز کردم، چند دقیقه بعد دیدم 2 مرد نقابدار وارد خانه شدند، آنها سلاح داشتند، دست و پای مرا بستند و مرتب با سلاح تهدیدم می‌کردند و از من خواستند جای پول‌ها و جواهراتم را بگویم، من هم از ترس جانم این کار را کردم. زن جوان ادامه داد: 2 سارق مرا به سمت آشپزخانه بردند در همین حین صدای زنگ در به صدا درآمد متوجه شدم شوهرم است، به تنها چیزی که دسترسی داشتم چاقویی بود که روی کابینت گذاشته بودم، آن را برداشتم و به بیرون پرت کردم تا توجه همسرم را جلب کنم، وقتی سارقان متوجه شدند کسی که پشت در است حاضر نیست برگردد بلافاصله خانه را ترک کردند و لحظاتی بعد شوهرم وارد خانه شد و من را نجات داد.

وقتی کارآگاهان پی‌بردند، 2 مرد سارق به چه شیوه‌ای سرقت کردند، پرونده سارقان سابقه‌دار را مورد بررسی قرار دادند و معلوم شد یکی از آنها به نام کامبیز که در همان محدوده نیز چندین بار سرقت کرده، از شیوه‌ای مشابه استفاده می‌کند. بنابراین کامبیز برای انجام تحقیقات احضار شد، پسر جوان در بازجویی‌های فنی‌  پلیسی به سرقت مقرون به آزار اعتراف کرد و گفت، از مدت‌ها پیش زن جوان را تحت نظر گرفته بودم و می‌دانستم روزها در خانه تنهاست و شوهرش بعدازظهر به منزل می‌آید، موضوع را با پسر خاله‌ام در میان گذاشتم و او هم قبول کرد مرا در این سرقت یاری دهد. با هم به مغازه‌ای رفتیم و یک فندک که شکل سلاح بود خریداری کردیم.

وی ادامه داد: روز حادثه به خانه زن جوان رفتیم و از پشت آیفون خودمان را مامور آب معرفی کردیم. این زن هم در را باز کرد، ما وارد خانه شدیم و بلافاصله نقاب به صورتمان کشیدیم و به داخل ساختمان رفتیم. زن جوان بشدت از ما ترسیده بود و هر چه می‌گفتیم انجام می‌داد، وقتی پول و طلاها را از وی گرفتیم زنگ در به صدا درآمد و ما هم برای این که او نتواند داد و فریاد راه بیندازد یا از خانه فرار کند دست، پا و دهانش را بستیم و بسرعت خانه را ترک کردیم. پس از پایان تحقیقات از کامران، پسر خاله‌اش کامبیز نیز دستگیر و مشخص شد وی جواهرات سرقتی را به مالخری در پایین شهر تهران فروخته است. وقتی مرد مالخر نیز شناسایی شد، پرونده با صدور کیفرخواست به مجتمع قضایی بعثت فرستاده شد. هرچند زن و شوهر جوان هنگام محاکمه رضایت خود را از سارقان اعلام کردند، اما دادگاه به لحاظ جنبه عمومی جرم، 2 سارق را به 91 روز حبس و 10‌‌ضربه شلاق، رد مال و جریمه نقدی محکوم کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها