زیر سقف پاتوق چه می‌گذرد؟

هتل، آپارتمان، بازارچه، قهوه‌خانه، دفتر روزنامه و خلاصه تمام مکان‌های عمومی‌که افراد مختلف در آن رفت و آمد می‌کنند، می‌توانند باعث ایجاد حوادث و قصه‌های جذابی باشند. در قدیم که هنوز تلویزیون درهمه خانه‌ها جا خوش نکرده بود، مردم در قهوه‌خانه‌ها و زیر بازارچه‌ها جمع می‌شدند و برای یکدیگر قصه‌ها و حکایت‌ها تعریف می‌کردند و یا گرد نقال جمع می‌شدند و گوش به اسطوره رستم و سهراب می‌سپردند و یا برحکایت غمبار عاشورا می‌گریستند.
کد خبر: ۱۸۵۶۳۴

اما امروزه قصه‌گوی مردم تلویزیون است و مردم دیگر کمتر به اماکن قدیمی‌ می‌روند تا داستان و حکایتی بشنوند، امروزه آنها پای تلویزیون می‌نشینند تا از طریق این رسانه دیداری ماجراهایی را که در اماکن عمومی‌اتفاق می‌افتد و شکل درام به خود می‌گیرد، تماشا کنند، به همین دلیل است که سال‌هاست نویسندگان و کارگردانان تلویزیون ذهن و دوربین خود را روی اماکنی چون هتل، کافی‌شاپ، دفترروزنامه، پارک و... متمرکز کرده‌اند تا از اتفاقات آنجا برای مردم داستان‌های بصری پندآموز و سرگرم کننده روایت کنند. این روایت‌ها گاهی شکل کمیک به خود می‌گیرد و گاهی هم به شکل جدی و رسمی‌بازگو می‌شود. هنوز هم مخاطبان تلویزیون از سریال‌هایی چون زیر بازارچه،هتل و بدون شرح خاطرات خوبی در ذهن دارند. این آثار با استفاده از کمدی موقعیت و متن‌های جذاب،قوی و پرفراز و نشیب توانستند در زمان پخش مخاطبان زیادی را پای تلویزیون بنشانند و هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها از تولید آنها این سریال‌ها اگر به صورت تکراری هم از تلویزیون پخش شوند مشتریان پرو پا قرص خود را دارند. محمد رحمانیان از کارگردانانی است که در سال‌های اخیر با محور قرار دادن اتفاقات یکی از اماکن عمومی‌ یعنی پارک و قهوه‌خانه مجموعه‌هایی چون <نیمکت> و <توی گوش سالمم زمزمه کن> را ساخته است. هر دوی این کارها نشان داد که با گذشت زمان این نوع ساختار مجموعه سازی در تلویزیون هم باید تغییر کند و سازندگان این آثار باید توجه داشته باشند که سلیقه مخاطب روزبه روز ارتقا پیدا می‌کند و باید برای او از زوایای جدید برنامه سازی کرد تا بتوان او را پای گیرنده تلویزیون نشاند.

با این توصیف ساخت مجموعه‌های تلویزیونی با نگاهی به اتفاقات یک مکان ثابت و سربسته اما پر رفت و آمد هنوز هم می‌تواند بیشترین خوراک را برای آنتن تلویزیون که هر روز به تعداد شبکه‌های آن افزوده می‌شود، تامین کند.

مجموعه پاتوق که هر روز بعد از ظهراز شبکه یک سیما پخش می‌شود با استفاده از ساختاری که ذکر شد تولید شده است. پاتوق، قهوه‌خانه ‌ کافی‌شاپی است که افراد مختلفی در آن رفت و آمد می‌کنند و هرکدام با خود ماجرایی را به پاتوق می‌آورند و یک یا دو بخش از مجموعه به روایت این ماجرا اختصاص می‌یابد. پاتوق تا اینجا از چارچوب عادی ساخت این گونه مجموعه‌ها تبعیت کرده است. پاتوق یک مدیر اصلی دارد که نقش او را رضا بابک بازی می‌کند. بازیگری که به دلیل کار در حوزه‌های مختلف از جمله تئاتر، سینما، تلویزیون و تئاتر عروسکی نشان داده است که قابلیت‌های منحصر به فرد دارد اما در پاتوق رضا بابک خیلی معمولی است،او مثل همه آدم‌هایی است که می‌شناسیم بدون هیچ نشانه دراماتیکی که به شخصیت اصلی او اضافه شده باشد در صورتی که این شخصیت موتور قصه است، اوست که آدم‌ها را به میدان کنش و واکنش وارد می‌کند و آنها را وادار به بازگو کردن حدیث نفس خود و یا دیگران می‌کند. شخصیت‌های دیگری هم که وارد قصه می‌شوند کمابیش همین‌گونه هستند و به جز روایت قصه‌ای که انجام می‌دهند نکته بارز دیگری ندارند که البته برخی از این روایت‌ها گاهی تکراری هم می‌شوند و بیننده در آنها نکته جدیدی پیدا نمی‌کند که از این میان می‌توان به قسمت آقای بازیگر اشاره کرد که در آن محمد علی کشاورز به عنوان بازیگر مهمان حضور داشت.کشاورز در اصل نقش خودش را بازی می‌کرد، او بازیگر کهنسالی بود که دیگر رغبت حضور روی صحنه را نداشت و نمی‌خواست بازیگری را ادامه دهد اما دوست دوران جوانی او که مدیر پاتوق بود با مرور خاطرات،او را به گذشته می‌برد و از او می‌خواست که بار دیگر به دنیای  بازیگری برگردد... .

بازیگران پیشکسوتی که سال‌ها ما را به دنیای خیال برده‌اند برای همه عزیز هستند، لازم است مردم شکواییه‌ و درددل‌های آنها را بشنوند، اما در زمانه‌ای که هر روز برنامه‌ها در جهت جذب مخاطب تغییر ساختار می‌دهند، روایت کلاسیک پاتوق نمی‌تواند چندان در روایت داستان‌هایی که از روش کلاسیک استفاده می‌کنند، موفق باشد. به هرحال دوره نوآوری و ساخت برنامه‌های ساختارشکن در تلویزیون آغاز شده است که شاید بهتر باشد برنامه‌های روتین که به صورت روزانه و یا شبانه از تلویزیون پخش می‌شوند هم به ساختارهای نوتری بیندیشند.

مجموعه داستانی پاتوق  هر روز ساعت 30/19 از شبکه یک سیما پخش  می شود.

طاهره آشیانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها