در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زندگی خانوادگی نیز یک ارتباط موفق براساس توانایی بیان روشن افکار، احساسات، نیازها، درک موقعیت فرد مقابل در پاسخگویی به دیدگاهها و نیازهای ابراز شده، حساسیت در تشخیص افکار، احساسات و نیازهای فرد مقابل، توانایی گفتگو برای حل اختلافات و ارائه راهحلهای سازنده تعریف میشود.
در مقابل اشخاصی هستند که فاقد مهارتهای یاد شدهاند و علیرغم تمایل و علاقه به ارتباط با دیگران به سبب ناتوانی در شناخت، بیان روشن افکار و احساسات خود و همچنین ناتوانی در شناخت افکار و احساسات دیگران، روابط خود را مخدوش میسازند.
مهارتهای ارتباطی مجموعهای از رفتارهاست که کیفیت ارتباط یک شخص با شخص دیگر را مشخص میکند. اولین قدم در جهت مهندسی رفتارها در ارتباطات بین شخصی، شناسایی الگوی ارتباطی خود و فردی است که با او رابطه دارید.
طبقهبندی سبکهای ارتباطی براساس رفتار
یکی از ضروریات برقراری ارتباط سازنده توانایی اشاره عینی، مشخص و جزیی به رفتارهایی است که موجب سوءتفاهم میشوند. گاهی برداشتهای ما از رفتار دیگران بیش از آنکه عینی و دقیق باشد، حاصل ذهنیت کلی، مبهم و نامشخص ماست. به عنوان مثال اینکه بگوییم یک نفر اعتماد بهنفس ندارد و یا آدم تنبلی است، در واقع برداشت ذهنی خود را از رفتار وی مطرح کردهایم. مفهوم اعتماد بهنفس و تنبلی حاصل تفسیری است که از یک رفتار عینی مشاهده شده ارائه میکنیم، اما این تفسیر ممکن است با نظر دیگران در مورد رفتار مشاهده شده همسان نباشد و همین امر میتواند زمینه بروز سوءتفاهم شود. حال اگر بخواهیم به جای توجه به مفروضات نظری و علتشناسی، رفتار عینی را مبنای تقسیمبندی الگوهای ارتباطی قرار دهیم، میتوان سبکهای ارتباطی افراد را به 4 مقوله تقسیم کرد. این تقسیمبندی براساس توصیفی که میتوان از یک ارتباط یاری بخش ارائه کرد، از 4 مولفه تشکیل شده است. اما پیش از طرح این 4 مولفه باید ماهیت یک ارتباط رضایتبخش روشن شود.
تعریف کلی از یک رابطه انسانی رضایتبخش، ارتباطی است که در آن 3 مولفه در هم تنیده یعنی صمیمت، مراقبت و آزادی وجود دارد.
منظور از صمیمت، اعتمادی است که امکان درک کردن و درک شدن را فراهم میکند؛ اعتمادی که امکان در میان گذاشتن احساسات و افکار خصوصی را فراهم میسازد. در یک رابطه صمیمی، طرفین از وضعیت همدیگر خبر دارند و در نتیجه یکدیگر را خوب میشناسند و میتوانند افکار، احساسات و اعمال یکدیگر را پیشبینی کنند.
در نهایت در رابطه رضایتبخش، آزادی و خودمختاری در کنار مهار و کنترل وجود دارد. به عبارت دیگر، هنگامی رابطه برای فرد رضایتبخش است که فرد مقابل به وی اجازه دهد آنطور که دوست دارد عمل کند، کنترل را به حداقل لازم برساند و فرد را همانطور که هست، قبول داشته باشد. براین اساس، هسته نیاز به ارتباط در قالب میل به شناخته شدن، حمایت عاطفی، امکان انتخاب داشتن و کنترل نشدن متجلی میشود.
براساس توصیفی که از یک ارتباط رضایتبخش ارائه شد، میتوان 4 مولفه را در ایجاد برقراری رابطه شناسایی و براساس آن 4 الگوی ارتباطی را متمایز کرد.
4 مولفه از سبکهای برقراری رابطه عبارتند از: صداقت، صراحت، احترام و خودمختاری.
«صداقت» در معنای عرفی یعنی راستگویی که در تضاد با دروغ است. اما میتوان نگاهی دقیقتر و عملیاتیتر به معنای صداقت انداخت. هنگام برقراری ارتباط بین شخصی، 3 مسیر ارتباطی یا به معنای دقیقتر سه زبان وجود دارد. آنچه دیده میشود (زبان دیداری)، آنچه گفته میشود (زبان گفتار)، و آنطور که گفته میشود (زبان لحن). اگر چه در ارتباطات انسانی 3 زبان برای انتقال پیام وجود دارد، انسانها معمولا به یکی از آنها یعنی زبان گفتار توجه آگاهانه نشان میدهند و دو زبان دیگر به صورت خودکار و ناهشیار پرورش ذهنی میشود و از این روی فرد تدبیری نسبت به آن دو ندارد. حال اگر بخواهیم «صداقت» را براساس این سه مسیر ارتباطی معنا کنیم، هماهنگی این سه زبان صداقت خواهد بود.
«صراحت» نیز دیگر مولفه حاکم بر ارتباطات بین شخصی است. منظور از صراحت این است که آیا پیامهایی که میان دو نفر ردوبدل میشود، روشن و مستقیم است یا نه؟ گاهی ما صداقت داریم یعنی آنچه را در دل احساس میکنیم بیان میکنیم، اما ممکن است این بیان مستقیم و روشن نباشد. یعنی صراحت نداشته باشد.
پیام مستقیم فاقد کلیت و واسطه است. منظور از روشن بودن پیام، پردازش آسان آن است. از این رو صراحت در ارتباط، ارسال پیامهای جزیی، عینی و مشخص و روشن در مقابل پیامهای کلی، ذهنی، نامشخص و مبهم است.
«احترام متقابل» به معنای ارزشگذاری، پذیرش فردیت و حفظ حریم شخصی و انسانی خود و فرد مقابل است. منظور از تقابل این است که هنگام ارتباط، ما در آن واحد احترام دو نفر را حفظ میکنیم؛ یکی خود و دیگری فرد مقابل.
مولفه آخر هر ارتباطی «خودمختاری» در برابر کنترل است. در هر رابطه میزان آزادی و اختیاری که ما به فرد مقابل در نحوه عمل میدهیم درجات متفاوتی دارد. خود مختاری دادن در رابطه یکی ازمولفههای اساسی در میزان رضایت از رابطه است و زمانی که متقابل باشد از عوامل عمده تداوم رابطه است. کنترل با هدف بهرهکشی سلب کننده احترام است، اما گاهی کنترلی که با آگاهی و اجازه فرد مقابل و برای کمک و حمایت از وی اعمال میشود به معنای نفی احترام نیست.
حال براساس 4 مولفه یاد شده در ارتباطات، میتوان 4 سبک یا الگوی ارتباطی زیر را از هم متمایز کرد:
قاطعیت: برقراری ارتباط صادقانه، صریح توام با احترام متقابل و خودمختاری متقابل است.
پرخاشگری: برقراری ارتباط غیر صادقانه، نیمه صریح بدون احترام متقابل و کنترل فرد مقابل است.
سلطهگری: برقراری ارتباط غیرصادقانه، غیر صریح، توام با احترام ظاهری و کنترل فرد مقابل است.
سلطهپذیری: برقراری ارتباط غیر صادقانه، غیر صریح، توام با احترام به فرد مقابل و خودمختاری فرد مقابل است.
آنچه در این 4 الگوی ارتباطی باید مورد توجه قرار گیرد، ماهیت و اهداف ارتباطی است. ماهیت ارتباط در قاطعیت، حفظ منافع هر دو طرف است؛ اما در پرخاشگری سلطهگری و سلطهپذیری هدف و ماهیت رابطه برد و باخت است.
آنچه در اینجا به آن توجه میشود، این است که اهداف هر سه الگوی پرخاشگری، سلطهگری و سلطهپذیری (کمرویی) در بلند مدت باخت باخت است؛ زیرا ارتباطی که به صورت دو جانبه و یاری بخش نباشد یا دوام نمیآورد یا به صورتی مخرب ادامه مییابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: