
نه نمک و فلفلِ غذای مامان! منظورم از عسل و نمک و ادویه (اونم البته به مقدار لازم!!) اصلاً این قدر که تو ریزش کردی نیس. کتکمون نزن، که ما دربست ارادتمند همه بروبچیم.
با امضا: ...راستش موضوعی گیر نیاوردم. شما هم که هر نامهای رو نمیچاپین. البته این خیلی خوبه چون این جوری صفحه بروبچ به یه صفحه ایدهآل تبدیل میشه. فقط یه یادی هم بعدنا از ما بکن. یادی کن از کسی که آدم مهمی تو صفحه بروبچ نبوده ولی به پاسخگو و بچهها ارادت تپلی داشته.
دست چپت رو مثل کاراته بازها بگیر بالا. حالا انگشتات رو طوری به هم بچسبون تا دستت مشت بشه و بعد طوری که سطح بالایی انگشت شستت رو بشه ببینی، بهشون نگاه کن. یه تاریکی وسط دست مشت شدهات میبینی، نه؟ خب، حالا خوب و با دقت به تهِ اون تاریکیه نگاه کن. اگه چشات خوب کار کنه باید انگشت کوچیکهت رو اون تَهمَها! ببینی... دیدی؟ شناختی؟ ای بابا، خب اون منم دیگه! منو تو مشتت گرفتی و منم شدهم انگشت کوچیکه تو و بروبچ دیگه. واسه این انگشت کوچیکه، حتی بروبچ غیر مهم هم مهمند. آخه اگه اونا نباشن، پاسخگو هم نیست دیگه (پس نتیجه میگیریم که ارادت کدوممون تپلیتره؟؟!)
آسا از میبد: ...خوبه حالا پاسخگو میگه هر چی نوشتهتون، طنز باشه شانس چاپش بیشتره (پارتیبازی). پس از همه بروبچهها خواهش میکنم دیگه نصیحت مصیحت و اعتراض معتراض رو ول کنین و از طنز منز صحبت کنین.
بدون امضا: گویا گفتی صمیمیان و فخار و نشمیل و... هر کدوم توی یه چیزی اوستان. خوب ما هم به شاهرگمون برخورد نزدیک از نوع سوم کرد، خواستیم بگیم مام آرررررررره! میخوایم بشیم پایه نوشتههای جدی کمی تا قسمتی با چاشنی غم...
این گوی و این هم میدان. بفرما دهنت رو شیرین، نه ببخشید... غمگین کن!! فقط قبلش یه دور با دقت، اولین جملات زیر تلگرافخونه رو بخون، تا بدونی اسمت چرا بدون امضا شد یا یادت باشه که باید متنها و نوشتههای خودت رو بفرستی و این صوبتا...
آسیه عابدآبادی از کاشان: ...حالا هم زیاد سرِ مبارکِ پر از تفکرتون رو به درد نمیآرم که یه وقت نترکه! ولی این رو بدون که همیشه و هر جا که باشم، دوشنبهها و چاردیواری و بروبچ رو فراموش نمیکنم؛ حتی اگه نامه ندم.
مبارک اینجا نیس که ببینم سرِ پر از تفکرش درد میکنه یا نه، ولی یه یادداشت گذاشته و نوشته کلی از دیدن طرحت حال کرده! بخصوص اونجا که پاسخگو رو، بس که ناشناس مونده، شکل روح کشیدی!! (خواستم بدم چاپش کنن، دیدم ممکنه برادر کریمی مقدم، این عزیزِ دلانگیز ما ادعای کپیرایت کنه، بزنه تو سرمون. بیخیال شدم!)
شکیبا 16 ساله از همدان: ...دیگه خیلی ببخشید، کلی حرف زدم و جاهایی از حرفام رو اگه میبینی اشتباس، بذار به حساب تجربه و سن نه چندان زیاد و ندونستنِ هنوز خیلی چیزا...
واریز کردم به همون حساب! چون میدونم که اگه همچی یه نمه، یه ایپسیلن، اینقذه مقدار! همون تجربههه و سنه و دونستنیه! بیشتر میبود، خودت هم میتونستی بفهمی که اون آقا، یه عالم اشتب تو نظراتش داره. دیدی بعضیها گونجیشکو! رنگ میکنن جای قناری میفروشن؟ این دیگه داره داد میزنه «بدو بیا که حراج طوطی سخنگو گذاشتهم!» منم میگم حیف که بابا و مامانا، نمیذارن آدم دراین باره درست حرفش رو بزنه، تا به قول قدیمیا، «سیهروی شود هر که در او غش باشد». بنابراین، فعلاً صداش رو در نیار و پیش خودت بمونه: به جای جبههگیری، شکیباییت رو حفظ کن تااااااااا وقتی که بزرگتر شدی و دونستههات بیشتر شد؛ آدم دقیقی باشی و بتونی روشهای تشخیص حرفهای درست و نادرست رو بشناسی، خودتم متوجه میشی. اوکی؟ الو... اصلاً میگیری چی میگم؟ های عمووووو... کجایی بابا!! خوابه انگار!
سلیمه 19 ساله: ...من یه راهنمایی ازت میخوام. تو رو جون هر کی دوست داری جوابم رو بده چون دیگه هیچ کسی کمکم نمیکنه...
عقل سلیمت کجاست پس سلیمه جان؟ بپّا فردا شوهر نکنی، اونم به جای اینکه دستت رو بگیره و از چاه بکشدت بیرون، یه فرغون خاک بیاره خالی کنه رو چاهه، بعد بیاد تو جامعه ببینه ای بابا، همه همین طور شدن! با این بلاها که حالا بگیم ناخواسته و ندونسته، سر اونا آوردی، میخوای هنوز هم کسی جراءت کنه و بهت کمک کنه؟!! اونی که خواسته راهنمایی یا کمکت کنه اما به نظرم حرفشو اشتباه متوجه شدی و نیشت به تنش نشسته، گمونم دیگه حالا از کمک به پدر و مادر خودش هم فرار کنه! ازش عذرخواهی کن، بگو میدونم آب رفته رو نمیشه به جوب برگردوند، ولی با تعریف اصل ماجرا برای او در حضور استادت بهشون نشون بده که واقعا پشیمونی (میدونی درد چیه؟ اینه که ما عادتهای اشتباهمون یکی دو تا نیست. میدونی بدبختی بزرگترمون چیه؟ اینه که یه بار هم نمیشینیم ببینیم این عادتها کدومان تا یه بار برای همیشه خودمون رو از شرّشون خلاص کنیم. هی میگیم: ما که عادت اشتباه نداریم، دیگرانن که مشکل دارن!! اگه میخوای از این وضع نجات پیدا کنی، اول عادتهای اشتباه و رفتارهای غلط رو در خودت پیدا کن و تغییرشون بده. شرمنده که سواد منم، فقط همین قدر بود).
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد