در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رضوی گوینده این برنامه ادبی است که هر روز بجز شنبه و یکشنبه به مدت نیمساعت از صدای آشنا پخش میشود. زمان پخش برنامه به وقت تهران 3 بامداد است. در داخل استودیو شهرام بهرامینژاد تهیهکننده برنامه را میبینیم که مشغول آماده کردن نوارهای موسیقی و باز کردن در جعبه نوار خامی است که برنامه روی آن ضبط خواهد شد.
پیمان فیضی صدابردار برنامه را هم میبینیم که پشت میز صدا آماده و سرحال نشسته و منتظر است تا با اشاره بهرامینژاد کارش را شروع کند. رضوی به داخل استودیو رفته و مشغول مطالعه تکست برنامه است. در اتاق فرمان منوچهر بشیریراد کارشناس برنامه منتظر شروع ضبط برنامه است. در فرصت کوتاهی که پیش آمده درباره کارش میپرسم. میگوید: مدرس ادبیات فارسی هستم و در کلاس دانشگاه تحلیل آثار ادبی ایران را تدریس کردهام.
نظر بشیریراد را درباره بهروز رضوی جویا میشوم. او میگوید: من خیلی خوشحالم که با رضوی این برنامه را اجرا میکنیم. او گویندهای بسیار باتجربه است، صدای پختهای دارد و میشود متانت و وقار را در صدایش حس کرد. چنین صدایی تاثیرگذار است. سپس گفتهای را از افلاطون نقل میکند: «گفتار ارزشمندتر از نوشتار است و در انتقال مفاهیم خیلی مهمتر است.»
حالا از بهرامینژاد هم چند سوال را میپرسم و میخواهم درباره برنامهای که قرار است ضبط کند، توضیح دهد. او میگوید: پخش این برنامه از اسفند 86 شروع شد و از آغاز خود من تهیهکنندهاش بودم. البته سردبیر آن آقای حسین یوسفی است.
بهرامینژاد درباره علاقهاش به برنامههای ادبی اینگونه کلام آغاز میکند: من برنامههای مختلفی را در زمینههای گوناگون تهیه کردهام. تهیه برنامههای ادبی برایم جالب است. کار کردن با بهروز رضوی هم مزیتی برای یک برنامه ادبی است.
بهرامینژاد ادامه میدهد: رضوی در صدای آشنا فقط همین برنامه را گویندگی میکند. همینطور که با بهرامینژاد گرم صحبت هستیم، پیمان فیضی میگوید: آقای بهرامینژاد آمادهاید؟... بله، آمادهام. من هم به کناری میروم تا کار ضبط برنامه آغاز شود. از این لحظه به تماشای کار عوامل برنامه مشغول میشوم.
آرم برنامه با نوای دلنواز نی آغاز میشود. آرم با صدای فاطمه آلعباس است: منظومهها...
سپس برنامهها را رضوی این گونه آغاز میکند به نام آن که هستی نام از او یافت... . در بازخوانی داستان خسرو و شیرین به آنجا رسیدیم که فرهاد کوهکن عاشق شیرین شد و در کوه جان سپرد و اینک ادامه تعزیتنامه...
رضوی برشی از منظومه خسرو و شیرین را میخواند. پس از حدود 3 دقیقه مکث میکند و خواندن متوقف میشود. با اشاره او مشخص میشود مصرعی از شعر ناخوانا یا نادرست نوشته شده. رضوی درباره آن مصرع از بهرامینژاد سوال میکند و تهیهکننده مصرع درست را میخواند و ضبط برنامه ادامه مییابد. در همین حین از بهرامینژاد میپرسم: خواندن منظومهای بلند در یک برنامه 15 دقیقهای برای شنونده خستهکننده نیست؟ او پاسخ میدهد: در هر برنامه گوینده 5 تا 6 دقیقه شعر میخواند و 5 تا 6 دقیقه هم کارشناس به تحلیل شعر میپردازد. پس از پایان قسمت مربوط به شعرخوانی، رضوی سوالهایی را مطرح میکند و کارشناس پاسخ میگوید و به تحلیل شعر میپردازد.
برنامه دوم هم مثل برنامه اول ضبط میشود. در هر جلسه استودیو 5 برنامه ضبط میشود که برای 5 روز از یک هفته است. همین طور که رضوی مشغول خواندن شعر در برنامه دوم است، از بهرامینژاد میخواهم درباره دیگر برنامههای ادبی یا فرهنگیاش در شبکه صدای آشنا صحبت کند. پاسخش این است: برای صبحهای یکشنبه برنامهای را تهیه میکنم که «موج فیروزه» نام دارد. در آیتمی به نام بزرگان آشنا، شخصیتهای ادبی و تاریخی معرفی میشوند. این برنامه نمایش هم دارد. معرفی شخصیتها در قالب نمایش برای شنونده میتواند جذاب باشد.
سرگرم صحبت درباره ادبیات هستیم که پیمان فیضی، صدابردار برنامه نیمنگاهی به ما میاندازد. من هم بدون کمترین درنگی میپرسم: به ادبیات علاقه دارید؟ مکثی میکند. از سوال من متعجب شده. با این حال میگوید: شاهنامه فردوسی را دوست دارم. بهرامینژاد لبخند میزند و به میان صحبت ما میآید: اولین برنامههای ما درباره شاهنامه فردوسی بود و آقای فیضی از شاهنامهخوانی آقای رضوی خیلی خوشش آمده بود. من به فیضی میگویم: امیدوارم روزی از منظومه خسرو و شیرین هم خوشت بیاید و کمکم به دیگر آثار منظوم ادبیات فارسی نیز علاقهمند شوی.
وقتی ضبط دومین برنامه «منظومهها» به پایان میرسد، بهرامینژاد سفارش چای میدهد و میگوید: گلوی کارشناس برنامه خشک شده و باید یک فنجان چای بنوشد. پیمان فیضی با خوشحالی از جایش برمیخیزد و سرحال میشود.
در داخل استودیو رضوی با دقت و تمرکز خاص، به حرفهای بشیریراد، کارشناس برنامه گوش میکند و یادداشت برمیدارد تا در موارد خاص، سوالهایی را بپرسد. به این ترتیب برنامه جذابتر میشود. وقتی ضبط برنامه دوم پایان مییابد، من چند قدم جلو میروم و در استودیو را باز میکنم. سینی چای روی میز کوتاهی کنار در استودیو در اتاق فرمان است. بخار آن بلند شده و حکایت از آن دارد که چای، داغ داغ است. بهرامینژاد به رضوی و بقیه افراد حاضر در استودیو چای تعارف میکند. رضوی لیوان چای را در دست میگیرد و دست دیگرش را توی جیبش قرار میدهد. به دنبال چیزی است. پس از چند ثانیه دستش را از جیب بیرون میآورد. چند کشمش سیاه در دست دارد. میگوید: من چای را با قند نمیخورم. همیشه مقداری کشمش همراه دارم. برای امروز فقط همین چند دانه باقی مانده است.
پس از نوشیدن چای، حدود 10 دقیقهای تا ضبط برنامه سوم باقی است. در این فرصت درست و حسابی گپ میزنیم. از رضوی درباره برنامههای رادیوییاش میپرسم. این گونه پاسخ میدهد: سهشنبهها از 2 تا 6 بعدازظهر گوینده رادیو پیام هستم. البته گویندگی اصلیام در رادیو فرهنگ است. آنجا برنامه روایت شب را اجرا میکنم که هر شب پخش میشود. در برنامه رمانها را روایت میکنم. این نوع برنامه را دوست دارم. وقتی سرگرم گفتگو هستیم، بهرامینژاد به او میگوید: آقای رضوی، علی دهباشی را دیدم، به شما سلام رساند و از من خواست نشانی شما را به او بدهم تا فهرست انتشارات خود را برایتان ارسال کند. به این ترتیب رشته کلام ما به حوزه کتاب و کتابخوانی میرسد و در استودیو چند دقیقهای هم درباره کتاب و بازار نشر گپ میزنیم.
رضوی به انتقاد از برخیها که کارشان فقط کتابسازی است میپردازد و البته در ادامه تاکید میکند این افراد در حرفه خود حرفهای هستند و برخیشان واقعا خوب کتاب میسازند. من هم درباره کتابسازی در حوزه ورزش چند جملهای میگویم: در نمایشگاه کتاب، برخی کتاب ورزشی دیدم که اطلاعات آنها کهنه و قدیمی بود. کتابهایی هم دیدم که با شتاب تهیه شده بودند و محتوای خوبی نداشتند. اما جلد زیبا داشتند و پرزرق و برق بودند و البته خوب هم فروش رفتند. حالا رضوی گرم شده تا درست و حسابی درباره کتاب البته کتابهای ادبی و بازار نشر آن صحبت کند که بهرامینژاد میگوید: اگر دو تا برنامه دیگر ضبط نکنیم، یک برنامه برای هفته بعد کم میآوریم. این جملهها هشداری به همه عوامل برنامه است. رضوی و بشیریراد به داخل استودیو میروند و پیمان فیضی پشت میز صدا مینشیند. با اشاره دست از رضوی خداحافظی میکنم. بهرامینژاد نوار خام برنامه را روی دستگاه قرار میدهد و ضبط یک برنامه دیگر از مجموعه منظومهها آغاز میشود.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: