در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کسی که گوش مرا میکشید، مادر بود
کسی که در بغلم میلمید، مادر بود
کسی که آب به قنداقه بست، من بودم
کسی که زحمت شستن کشید، مادر بود
کسی که چهره من مینواخت با سیلی
اگر زبنده صدا میشنید، مادر بود
کسی که شیر برایم خرید، بابا بود
کسی که شیر مرا سرکشید، مادر بود
کسی که پول به دستم سپرد، بود پدر
کسی که کفش و جورابی خرید، مادر بود
کسی که در عوض پروراندن بنده
فقط به تیپ خودش میرسید، مادر بود
کسی که نیمهشب از جیغ و جار بیوقتم
خطوط چهره به هم میکشید، مادر بود...
***
تمام آنچه که گفتم، مزاح و شوخی بود
چرا که سوژه شعر جدید، مادر بود
کسی که خلد برین را بدون سرقفلی
زمحضر ایزد خرید، مادر بود
چو پخت نان خودش طبع شعر من، فرمود:
کسی که بهتر از این نان پزید، مادر بود!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: