درختان ‌اسطوره‌ای‌

با پیدایش اسطوره‌ها، باورها و اعتقادات در میان آدمیان، طبیعت سرسبز شکلی دیگر یافت. هر کدام از اقوام و ملل گوناگون براساس جهان‌بینی خویش برای طبیعت زنده ارزش و جایگاهی ویژه قائل شدند و درختان در بستر مذاهب، اسطوره‌ها و حتی هنر و ادبیات تمدن‌های گوناگون، حیاتی دیگر یافتند و بتدریج شگفت انگیزترین باور‌های توتمی ‌مربوط به درختان ساخته شد. زندگی اسرارآمیز درختان عظیم، دیر زیستی، حیات دوباره، باروری و بسیاری از ویژگی‌های آنها سبب شده است درختان در تصور انسانی، نقشی خداگونه بیابند و به عنوان واسطه بین خدایان و عالم بشری تقدیس گردند. به اعتقاد مردم بدوی یکی بودن روح یا خدا با درخت، این قدرت را به درختان می‌داد که باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند و زنان را به بارداری و زایش یاری دهند. گاه نیز معنای نمادینی که درختان و جنگل‌ها طی قرون حیات بشری در زبان‌ها و فرهنگ‌ها پیدا کرده‌اند به سبب اندازه‌های بزرگ و همچنین عمر طولانی‌شان بوده که به شکل آشکاری بر جوامع اولیه تاثیر گذاشته است. همچنین کمیاب یا فراوان بودن درختان در مکان‌های مختلف در نوع برداشت و اهمیت آنها در افسانه‌ها، اسطوره‌ها و فرهنگ‌ها تاثیر داشته است. از دیدگاه جوامع بدوی، درخت نمادی از زندگی مجرد پس از مرگ، رستاخیز و دوام زندگی بود و به سبب ایستادگی و تجدید حیات و قانون تکامل، در باورها رمزی از آدمی‌ شد و تقدس یافت. این رمز گاهی به صورت یک درخت خاص و گاهی به صورت باغی پر از درختان همیشه سبز و گاهی به شکل گیاهانی که شیره مقدس آنها به انسان جاودانگی می‌بخشد، جلوه‌گر شد. آنچه می‌خوانید تلخیصی از تحقیق مفصل صدیقه رمضانخانی، مدیرگروه مردم‌شناسی میراث فرهنگی یزد درباره درختان اسطوره‌ای است.
کد خبر: ۱۸۴۲۱۴

 به موجب یک سنت قدیمی‌در انگلیس، فرانسه، آلمان و نواحی اسلاوی زبان مراسمی‌به نام  پُل‌می برگزار می‌شود که مضمون اصلی آن تجدید حیات و زایش دوباره زندگی در بهار است. 

مردم درختان را نه فقط به صرف درخت بودن، بلکه به این دلیل که تجلی خداوند را می‌توان در درختان مشاهده کرد، ستایش می‌کردند. در بسیاری از اعتقادات جوامع انسانی درختان به عنوان سمبل حیات  و زندگانی جاوید و نیز محافظان مردگان در گورستان‌ها کاشته می‌شدند. بقایای این اعتقاد هنوز هم در میان برخی جوامع دیده می‌شود.

اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌ای از حیات جاویدان از تمدن سومریان به بعد رایج شد. در کیهان‌شناسی سومریان در مرکز عالم تک درختی قرار داشت که هم نگهدارنده عالم و هم منشا سایر درختان و میوه‌ها و حتی حیوانات بود. این درخت در کهن‌ترین تصویرش بنا به توصیفی که از آن در اساطیر اولیه شده، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش آن است.

ایرانیان و مسیحیان

نزد مسیحیان از درخت فرزانگی و در فرهنگ ایرانی از درخت حیات سخن به میان آمده و گفته شده بردرخت حیات، درختی است که ریشه‌هایش در زمین و شاخ و برگ‌هایش در آسمان شکل می‌گیرد، از این رو نماد صعود از فرود به عزت و رشد آن نماد گذار از زمین و صعود به سوی ایزدان و آسمان است. به همین مناسبت، می‌تواند نماد باروری و زایش و نیز خرد و دانش هم باشد. در برخی جوامع نیز شکل ظاهری درخت (شاخه‌های متصل به تنه، شبیه پیکره آدمی) سبب می‌شد درختان، نماد انسان یا نماینده بسیاری از صفات بشری به شمار آیند.

گیاهان بویژه درختان در فرهنگ ایرانی علاوه بر این که سمبل طراوت،آرامش و زیبایی هستند بازتاب رابطه خداوند و انسان و نمادی از کل جهان عینی، ترکیب آسمان، زمین وآب، زندگی پویا، مظهر کل جهان هستی و سمبلی از رحمت روحانی و روشنایی‌اند.  از این رو در فرهنگ ایرانی باغ بهترین مکان برای پیوند با عالم والا تلقی می‌شود، با این باور که در میان طبیعت زمینی و دنیای آرمانی (روشنی ازلی) واقع شده است.

در آفریقا و جنوب آسیا

در نزد مردم گربالی در دالماسی این اعتقاد وجود دارد که در میان درختان بزرگ تنها بعضی درختان دارای روانند  و اگر کسی آنها را بیفکند در جا خواهد مرد. در آفریقای غربی درخت بسیار عظیمی ‌به نام  silk  cotton است که مورد احترام همه اقوام آن سرزمین از سنگال تا نیجر است و آنها را خانه ارواح یا خدا می‌دانند.


 بعضی ساکنان جزایر فیلیپین گمان دارند ارواح در گذشتگانشان بر درخت‌ها زندگی می‌کنند و آن هم بر بلندترین درختان که شاخه‌های خود را به هر سو گسترده‌اند.

در کتاب هنری ماسه از درختان نارون و شمشاد به عنوان درختان مقدس و همچنین از درختان سرو و زیتون به عنوان درختان بهشتی یاد شده است. از دیگر درختان مقدس می‌توان از خرما و انار و انجیر نام برد. از درخت خرما به عنوان قدیمی‌ترین منبع ارتزاق و اشتغال مردم نام برده شده که کاشت آن در بین‌النهرین مربوط به 300 سال پیش از میلاد مسیح بوده است و هنوز هم برای مردم این ناحیه درخت خرما درخت زندگی محسوب می‌شود.

در تمام ادیان باستانی رسم بر این بود تا برای سپاسگزاری از نعمت‌های خدا محصول خود را که انگور، انجیر، انار و زیتون بود به معابد ببرند و پس از نیایش خدایانی که مظهر درخت و گیاه بوده‌اند بین مردم تقسیم کنند. باقیمانده این رسم هنوزهم بین کلیمی‌ها و ارامنه وجود دارد و با تغییراتی از اعیاد آنها به شمار می‌آید. مراسم تبرک انگور در قدیم در تاکستان‌ها انجام می‌شد و پس از تبرک این میوه سهمی ‌هم به پرندگان اختصاص می‌یافت.

یونانیان باستان بیشتر درختان را منسوب به خدایان می‌دانستند و صدای به هم‌خوردن برگ‌های درخت بلوط را در معبد دودونا نشانه زئوس خدای خدایان در معبد تصور می‌کردند. در میان آنان برخی درختان آنچنان مقدس بودند که گاه هدایایی از مردم عامی ‌دریافت می‌کردند.

همچنین آنها معتقد بودند وقتی خداوند می‌خواهد به کسی محبت کند یا خود را به صورت درخت ظاهر می‌کند یا او را به شکل درخت تغییر می‌دهد. در باور برخی ایرانیان نیز چنین اعتقادی وجود داردکه بعضی درختان را مظهر انسان‌های نیکوکار می‌دانندکه پس از مرگ به درخت تبدیل شده‌اند تا زندگی جاوید بیابند.

در ایران‌

در فرهنگ کهن ایرانی  هر آنچه داده خداست، پاک و دوست داشتنی است و درختان به عنوان یکی از نماد‌های ظهور اراده خداوند یکتا بر روی زمین و به منزله یکی از بخشش‌های خدایی از تقدس و ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. در باور ایرانیان درختان نشانه‌ای از زندگی، آفرینندگی و باروری به شمار می‌آمده‌اند و گاه هنگام خشکسالی به عنوان نماد پایداری در مقابل دیو بدیمن قحطی از آنها یاد می‌شده است.

همواره ارزش درخت در ایران چنان بوده که اگر کسی تک درختی را می‌شکسته مجبور بوده به جرم این گناه مبلغی بپردازد یا چند درخت بکارد.

در متن کوتاهی به زبان پهلوی آمده است هرگاه کسی گیاهی را بر خلاف قاعده درست آن بشکند یا حتی کوچک‌ترین آسیبی برساند و این آسیب را جبران نکند؛ هنگامی‌که از این جهان درگذرد، صورت معنوی همه گیاهان به بلندای بالای مردی درپیش او می‌ایستد و او را به بهشت راه نمی‌دهد. این اشاره‌ای است کوتاه و کلی به باورهای ایرانیان که از دیرباز نسبت به گیاهان و طبیعت داشته‌اند.  همین مفهوم را می‌توان در نوشته‌های بسیار دیگری یافت که هرگونه آسیب رساندن به طبیعت و گیاهان و درختان را گناه به شمار آورده است. 

ایرانیان باستان به فرشته‌ای معتقد بودند به نام هورز که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم وی می‌شد.

در آیین میتراییسم درهنگام نیایش، غذا خوردن و نیز برپایی مراسم مختلف، دسته‌های کوچک گیاهان یا درختان مقدس را به نشانه برکت در دست می‌گرفتند. هنوز هم زرتشتیان در مراسم و جشن‌های خود شاخه‌های درختان مقدس را در دست می‌گیرند. از جمله مراسم مربوط به در گذشتگان که به هنگام نیایش و طلب آمرزش برای متوفی، موبد شاخه‌های درخت مورد، سرو، کاج و یا شمشاد در دست می‌گیرد.

در یسنا بر اهمیت سبز نگه داشتن جهان تأکید شده است و بنا بر قانون «اشا» آدمیان را ملزم دانسته تا جهان را سبز و آباد نگه دارند. در اوستا آسیب رساندن و قطع کردن درختان گناهی نابخشودنی شمرده شده است که پیشامدی ناگوار را برای شخص  یا نزدیکانش در پی خواهد داشت. هنوز هم در باور بعضی ایرانیان قطع درختان سبز بویژه در فصل بهار و تابستان گناهی بسیار بزرگ و شوم تلقی می‌شود، به همین دلیل برخی قطع درخت را به فصل سرما موکول می‌کنند.

ایرانیان حتی در برپایی جشن‌های آتش از جمله جشن سده از شاخه‌های خشکیده درختان بویژه درختان مقدس استفاده می‌کردند و چون باور داشتندکه نیروی باروری، حیات و  برکت روح مقدس در آن درختان سرایت کرده است، خاکستر جشن را در کشتزارها می‌پاشیدند تا سبب باروری و برکت محصول شود.

در فرهنگ ایرانی زرتشتی، امشاسپند امر داد به عنوان فرشته جاودانگی و بی‌مرگی در عالم جسمانی، نگهبانی نباتات و روییدنی‌ها را به عهده دارد. در یکی از نیایش‌های زرتشتیان آمده است:

ما امرتات امشاسپند را می‌ستاییم. ما مزارع و گله‌ها را ستایش می‌کنیم. ما درخت گائوکرنا را که محکم‌تر از همه درختان و آفریده اهورامزداست می‌ستاییم.

 درخت گائوکرنا درخت اسطوره‌ای ایرانی است.با این اعتقاد که حاوی تخم و بذر تمامی‌ روییدنی‌ها شناخته شده است. امرتات برمزارع وکشتزارها و گله‌ها حکومت می‌کند. چون او سبب رویش نباتات و میوه گیاهان است و نگهداری از درخت کائوکرنا که خود شاه گیاهان است و ابدیت و بقا می‌بخشد، به عهده اوست.

درخت هوم در آموزه‌های دینی موبدان ساسانی با دانش و خرد مترادف است و معنای آن درخت مقدس است که با مفهوم درخت زندگی و معرفت که میراث بین‌النهرین برای ایرانیان بود ترکیب شده و به درخت دانش که میوه‌اش خرد است تبدیل شده است.

در بند (9 - 20 - 19 - 22 - 23) یسنا در معرفی این گیاه آمده است: این گیاه یا شیره آن دورکننده مرگ، ارزانی دهنده فرزند به زنان و شوهر به دوشیزگان است.

در اسلام‌

در اسلام پرستش هر گونه درخت، اصنام، توتم و هر نوع اعمال و پندارهای خرافی منع شده است. دین اسلام دین علم وعقل برای شناخت حقیقت زندگی و پرهیز از جهالت و گمراهی و دوری از افکار رویایی ساحری و جادویی است. در عین حال، اسلام به تمام پدیده‌های مفید و تمام آفریده‌های خداوند به چشم پدیده‌ای قابل تأمل، محترم و حتی آیه و وسیله‌ای برای شناخت خداوند و نزدیکی به حق تعالی می‌نگرد و با این دیدگاه شگفتی‌های آفرینش، مخلوقات خداوند هستند و عناصر و پدیده‌های طبیعی در این دین رنگ و بوی روحانی و الهی به خود گرفته‌اند.

خداوند در قرآن از بسیاری از درختان یاد می‌کند و آنها را نماد قدرت خداوندی  و نشانه‌ای برای تدّبر و تنبه آدمیان معرفی کرده است.

در فرهنگ اسلامی‌ درخت نماد زندگی، معرفت و نعمت الهی است که در قرآن نیز از آن یاد شده است.

در سوره انعام آمده است: اوست خدایی که از آسمان باران فرو بارد تا هر نبات در آن برویانیم و سبزه‌ها را از زمین برون آریم و در آن سبزه‌ها دانه‌هایی که روی هم چیده شده پدید آریم  و از نخل خوشه‌هایی پیوسته به هم برانگیزیم و نیز بستان‌هایی از تاک‌ها، زیتون و انار  که برخی مشابه و برخی نامشابه‌هم‌اند، خلق کنیم. به میوه‌هایش آن گاه که پدید می‌آیند و آن گاه که می‌رسند بنگرید که در آنها عبرت‌هاست برای آنان که ایمان می‌آورند. (انعام/99)

همچنین در سوره تین چنین آمده است: والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم: سوگند به انجیر و زیتون، سوگند به طور مبارک، سوگند به این شهر امن که ما آدمی‌را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم. (تین:4 1)

درخت زیتون که نامش در قرآن 6 مرتبه آمده است، لقب شجره مبارک را از خدا در کتاب مقدس قرآن کریم دریافت کرده است. 

نیروی اصلی حیات‌

نخل: درخت نخل به عنوان یک منبع غذایی مهم در بین‌النهرین و یکی از چند درخت مراسم باروری این منطقه بوده است.

در مصر نماد افزایش محصولات و به طور کلی همراه پاپیروس علامت‌های اشرافی مصر علیا و سفلی را تشکیل می‌داده است؛ همچنین درمصر درخت تقویم هم به شمار می‌رفته است، زیرا هرماه شاخه‌ای به آن اضافه می‌شود. در نواحی جنوبی ایران برای نخل زندگی بین انسان وگیاه قایلند.  درخت خرما یا نخل که حاصل مناطق گرمسیری است، همیشه مورد احترام مردم این نواحی بوده است تا آن جا که مانند انسان در شمارش آن از واحد نفر استفاده می‌کنند.

سدر: مردم جنوب ایران درخت سدر یا کنار را به نام پیر کنار می‌خوانند.  پیر یک شخصیت مقدس است که ریشه مانوی دارد و با کلمه پدر هم‌ریشه است.

در بوشهر درختان کناری به نام‌های پیر خضر هنوز هم به همان شیوه عصر جادو پرستیده می‌شوند و مردم به زیارت آنها رفته از آنان کمک می‌طلبند.

در گذشته سدر را بر بدن می‌مالیدند به این اعتقاد که امراض را از میان می‌برد. درخت سدر در کتاب‌ها به نام‌های کنار، سدر منبل داوود و سنجد خوانده شده است.         

درخت گردو: بررسی برخی باورها نسبت به درختان از جمله درخت گردو بیانگر تلقی شخصیت‌پنداری نسبت به این درخت بویژه نسبت به نوع کهنسال آن است؛ به عنوان مثال برخی معتقدند شب‌ها نباید زیر درختان گردو عبور کرد یا این که زنان را نباید تنها در شب برای آوردن آب به چشمه‌هایی که زیر درخت گردو است، فرستاد و همچنین این اعتقاد وجود دارد که درخت گردو درختی سرکش و مغرور است؛ بنابراین  برای بالا رفتن از آن باید از افراد ماهر استفاده کرد و باور دیگر این که تمام وقایع و اتفاقات پیرامون درخت گردو در اندام و پیکره درخت ثبت می‌شود و جالب‌ترین اندیشه راجع به آن، واسطه قرار دادن این درخت در برخی امور از جمله امر ازدواج است. از درخت گردو به عنوان خرد مکتوم، باروری، طول عمر و مظهر پایداری به هنگام بداقبالی یاد شده است.

انگور: انگور در اساطیر ایرانی مظهری برای خون انسان که نیروی اصلی حیات است، شمرده می‌شد.

همچنین درخت انگور در اسطوره‌ها نماد خرد است. یک شاخه درخت انگور نماد ایزدان، کشاورزی، باروری و مظهر زندگی و بی‌مرگی است. در مهرآوه‌های آیین میترایی، یکی از نقوش مورد استفاده خوشه‌های انگور وانار است. 

بید: در نمادشناسی سنتی درخت بید افسون شده و برای ایزد بانوی ماه مقدس است. بیدمجنون نماد و نشانه سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است. بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه را نشان می‌دهد. درخت سبزبید نماد بی‌مرگی، جاودانگی، نیروی حیات، جوانی و نیروی زاد و ولد به شمار می‌آید.

انار: در بعضی از نواحی آسیای باستان درخت انار گاهی با عنوان خدای جوان در حال مرگ به نام ریمون (rimmon) نامیده شده است؛ چنانچه تازیان نیز به انار، رمان می‌گویند.در داستان‌های اساطیری میوه انار سمبل زایش، ثروت، عشق و تولید نسل شناخته شده است.

صدیقه رمضانخانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها