در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پوتین برای حفظ نقش محوری خود در عرصه سیاسی روسیه چندی پیش به مقام دبیرکلی حزب «روسیه متحد» انتخاب شد؛ حزبی که دوسوم کرسیهای دوما را در اختیار دارد. وی علاوه بر آن با اعمال تغییراتی در قانون ترتیبی فراهم کرد که در مقام نخستوزیر بتواند دولتمردان را بازخواست کند.
به این ترتیب در واقع اختیارات رئیس دولت از رئیسجمهور به نخستوزیر منتقل شد و این به آن معنی است که نقش پوتین در صحنه سیاسی روسیه نسبت به نخستوزیران سابق این کشور نظیر میخائیل فرادکوف یا ویکتور سوبکوف یک جایگاه تشریفاتی و ظاهری ریاست دولت نخواهد بود. پوتین با مقدماتی که فراهم کرد در مقام یک «نخستوزیر سیاسی» حوزه اختیارات خود را گستردهتر کرد.
در این میان پس از به قدرت رسیدن مدودف جوانی باهوش که به گفته خود، اهل اینترنت، موسیقی جاز و ورزش است و هیچگاه فکر نمیکرده به چنین مقامی نایل شود چراکه در دوران دبیرستان عاشق شیمی بوده و دوران دانشگاه نیز آرزوی استاد شدن در سر داشته باید دید سطح روابط تهران و مسکو بر چه سبک و سیاقی خواهد بود و چه تغییراتی خواهد کرد بنابراین ناگزیر از بازخوانی نوع رویکرد پوتین در این مدت 8 ساله خواهد بود.
شاید پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری یلتسین ، اولین رئیسجمهور را به سبب رکود نسبی و عدم پیشروی در سیاستهای بازسازی مورد انتقاد قرار دهند اما آوردن پوتین به کاخ کرملین که توانست خلف شایستهای برای او باشد و اینچنین پس از 17 سال در میدان سرخ مسکو رژه نیروهای مسلح روسیه را به شکلی مقتدرانه برگزار کند که همگان ابهت نظامی اتحاد شوروی سابق را پیش چشمانشان متصور شوند و رویای دیرپای روس ها را در احیای جایگاه برتر جهانی جامه عمل بپوشاند.
اینک هم پوتین، مدودف را به کاخ کرملین آورد تا ادامهای از چرخهای باشد که یلتسین آن را پایهگذاری کرد. با این تفاوت که پوتین هنوز احساس میکند میتواند در قدرت باشد، قدرتی در سایه.
سفر پوتین به تهران
چهارشنبه 7 می سال جاری پوتین از کاخ کرملین خداحافظی کرد تا به عنوان اولین رهبر روسیه تزاری پس از استالین و در 60 سال گذشته برای شرکت در اجلاس سران همسایگان خزر در سایه تهدیدهای فزاینده بینالمللی به تهران آید و حمایتهای او از تهران وی را به شناختهشدهترین رهبر روسیه معاصر برای ایرانیان تبدیل کند. واقعیت امر این است که روابط تهران و مسکو در دوران ریاستجمهوری پوتین به عالیترین سطح خود پس از جنگ جهانی دوم رسید.
روسیه و ایران در این دوران که از آخرین روزهای سال 1999 با تحویل کفالت ریاستجمهوری به پوتین آغاز شد روابط دوجانبه خوبی با یکدیگر داشتند که از پروژههای نظامی تا همکاریهایی نظیر ساخت پروژه یک میلیارد دلاری نیروگاه هستهای بوشهر را در بر میگرفت.
همکاریهای دوجانبه 2 کشور در زمینه انرژی نیز قابل تحسین بوده است هرچند که ایران و روسیه هر دو ازجمله صادرکنندگان انرژی به شمار میروند و در نهایت موقعیتی شبیه به دو رقیب را در این زمینه دارند، با این حال حجم مبادلات تجاری مسکو و تهران در این 8 سال حتی در مقایسه با حجم مبادلات روسیه با برخی کشورهای همسایه ایران مانند ترکیه بسیار کمتر بوده است.
طی این مدت روابط تهران و مسکو را در قالب اتحادیههای همکاریهای منطقهای نظیر شانگهای میتوان در قالب ماتریس ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی بیشتر لمس کرد. با این حال سطح همکاریهای تهران و مسکو در حوزه دریای خزر نیز از دیگر سرفصلهای برجسته منطقهای دو طرف بوده است.
در ابتدای شروع سرفصلهای همکاری تهران و مسکو در دوره زمامداری پوتین در اوایل سال 2000 که بیشتر با انگیزه تجاری و بازرگانی رخ نمود مساله هستهای ایران در نوامبر سال 2003 آغازی برای فصلی جدید از همکاری و تشریک مساعی بود که با دورهای نوسانی از فرصت و تهدید همراه گردید.
در این رابطه تهران بیشتر در ارتباط با تحریمهایی که در 3 سال اخیر علیه ایران در سازمان ملل تصویب و به اجرا گذاشته از مسکو استفاده کرد تا حد ممکن از تاثیر و شدت این تحریمها بکاهد و با نگاهی تعدیلگرایانه از جایگاه روسیه در عرصه بینالملل بهره جوید.
با توجه به قراردادهای همکاری و منافع اقتصادی که روسیه در ایران دارد و از سوی دیگر به واسطه اختلافاتی که پس از حضور پوتین در کرملین بین مسکو و واشنگتن شدت بیشتری گرفته است روسیه در عصر پوتین و در جریان وضع تحریمها و صدور قطعنامهها علیه ایران به یکی از مخالفان دیپلماسی تهاجمی نومحافظهکاران کاخ سفید و آن سوی آتلانتیک تبدیل شد.
این مساله در حالی قابل توجیهتر جلوه میکند که روسیه نیز در این مدت حداکثر استفاده را از پروسه پرونده هستهای ایران در راستای ارتقای جایگاه توازنی مسکو برای چانهزنی و امتیازگیری بیشتر بهره برد.
هرچند جایگاه کارکردی روسیه به سود ایران در 3 قطعنامه اخیر شورای امنیت به شکلی مشابه بوده است و روسیه هر بار در مرحله نخست صدور قطعنامهها درخواستهای مکرر سایر کشورهای عضو گروه 1+5 و اغلب ایالات متحده را برای تصویب دور جدید تحریمها نادیده گرفته و پس از آن به مخالفت با آن پرداخته و در نهایت بر سر تلطیف برخی از بندها به چانهزنی پرداخته است اما در نتیجه حضور روسیه در کنار چین که به واسطه حجم مبادلات 14 میلیارد دلاری رویکرد مشابهی با تهران دارد هر بار قبل از تصویب هر قطعنامه یا وضع تحریم فرصت قابل توجهی در اختیار تهران قرار داده که خود را برای تبعات تحریمها آماده کند و از سوی دیگر اندکی از بار و شدت آنها نیز کاسته است اما در نهایت رای مثبت روسیه به قطعنامهها با سرانجام امتیازگیری از تهران و غرب به پایان میرسید.
فروش تجهیزات و تکنولوژی هستهای و تسلیحات نظامی و لجستیکی از دیگر گزینههایی بوده که به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر تحریمها قرار گرفته، اما به واسطه روابط قابل توجه تهران و مسکو آسیب چندانی به فعالیتهای مورد نظر ایران نرسانده است.
این بخش همکاریهای هستهای و فروش تسلیحات هرچند بیشتر جنبه روابط دوجانبه را دارد اما تاثیر آن بر تحریمها و واکنش کشورهایی مانند آمریکا به آن رویکردی بینالمللی و بسیار برجستهتر داده است. در واقع همکاری مسکو برای تکمیل نیروگاه بوشهر را در دوران پوتین میتوان کمابیش در تعویقهای مکرر انجام پروژه خلاصه کرد که در نظر اول شاید تفاوت چندانی با دوران یلتسین نداشته باشد.
غالب فعالیتهای مدودف در دوران پوتین و در جایگاه معاون اول نخستوزیر روسیه اجرای پروژههای ملی این کشور تعریف میشد. با این سابقه و کمتجربگی مدودف در تصمیمسازیهای بینالمللی و نیز چالشهای پیش روی روسیه نقش تصمیمساز وی در حوزه سیاست خارجی دور از ذهن به نظر میرسد و شواهد حاکی از این است که روسیه دوران مدودف حداقل در آغاز کار روند سیاست خارجی و مواجهه با ایران دوران پوتین را ادامه خواهد داد.
نگرش اقتصادی مدودف و تمایل وی به سازوکارهایی از جنس اقتصاد و انرژی میتواند به عنوان فرصتی مناسب برای ارتقای سطح تعاملات اقتصادی ایران و روسیه در زمان وی مورد بحث و بررسی قرار گیرد، هرچند در حال حاضر ایران با روسیه تراز تجاری 2 تا 3 میلیارد دلاری دارد که در مقایسه روابط تجاری روسیه با غرب یا حتی در مقایسه با سایر کشورهای آسیایی وزن چندانی ندارد.
در این راستا رفتار هفته گذشته پوتین قبل از خروج از کاخ کرملین چندان دور از ذهن نبود چه اینکه پوتین به عنوان دبیرکل حزب روسیه واحد و نخستوزیر جدید که به نوعی رئیسجمهور در سایه این کشور است منافع روسیه را فدای مصلحت روابط با ایران نمیکند و در وزنسنجی این معادلات ایران قطعا بازنده خواهد شد که این اتفاق نیز رخ داد و روسیه رسما به جمع تحریمکنندگان پیوست تا پوتین نیز نام خود را در ذهن گردانندگان و طراحان پروسه تحریم علیه ایران در قالب قطعنامه 1803 ثبت کرده و از این رهآورد خود را از تیررس خشم غرب رها کند و افقهای سیاست خارجی را برای مدودف، رئیسجمهوری جدید روسیه در قبال ایران تبیین کرده باشد.
پوتین هرچند دیگر رئیسجمهور نیست اما به نخستوزیری تبدیل شده که به زعم بسیاری از تحلیلگران قدرتش به مراتب از مدودف بیشتر است. از سوی دیگر دیمیتری مدودف رئیسجمهور کنونی روسیه و شاگرد مکتب پوتینیسم نیز از جمله افراد مطیع پوتین است و این شرایط به معنای عدم تغییر محسوس سیاستهای داخلی و خارجی مسکو در نوع تعامل و مواجهه با تهران است.
روسیه و ایران هستهای
روسیه بر اساس قرارداد 1995 قرار بود نیروگاه بوشهر را ظرف مدت 4 سال و نیم تکمیل و آماده بهرهبرداری کند اما انعطاف دولت یلتسین در برابر فشارهای آمریکا و برخی مشکلات فنی موجب شد تا دو کشور در دسامبر سال 2002 قراردادی یک میلیارد دلاری برای تسریع طرح ساخت نیروگاه امضا کنند. بر اساس این قرارداد نیروگاه هستهای بوشهر باید تا مارس 2004 آماده بهرهبرداری میشد که البته چنین نشد.
آخرین اختلافات مسکو و تهران برای راهاندازی این نیروگاه به ماههای پایانی سال 2007 بازمیگردد که اختلاف بر سر پرداختهای ایران بود و در نهایت با سفر پوتین به تهران منتفی شد. در واقع تعللهای مکرر مسکو در تکمیل این نیروگاه در دوران پوتین بیش از آن که نتیجه فشارهای بینالمللی بوده باشد، بخشی از دیپلماسی پوتین بوده است.
پوتین در حقیقت با به درازا کشاندن این پروژه موفق شده در دوره طولانیتری از مساله همکاریهای هستهای تهران و مسکو به عنوان عاملی برای چانهزنی در دیگر مناسبات بینالمللی نظیر استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا و گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه استفاده کند.
در حالی که پیش از ریاستجمهوری پوتین صحبت از پروژههای بیشتر هستهای ایران و روسیه رایج بود پوتین در آخرین روزهای ریاستجمهوریاش نهتنها بر اساس قراردادهای موجود بین 2 کشور 82 تن سوخت هستهای مورد نیاز رآکتور بوشهر را در 8 محموله به ایران تحویل داد بلکه در حالی که تنها هفتهای از اقامتش در کرملین باقی مانده بود موفق شد جمهوری آذربایجان را وادارد تجهیزات غیررادیواکتیو این نیروگاه را که در این کشور متوقف شده بود، به ایران تحویل دهد.
جمهوری آذربایجان بر اساس قراردادهای همکاری چندجانبه موظف است اجازه عبور محمولههای غیر رادیواکتیو روسیه به ایران را از طریق خاک خود بدهد. حمایتهای روسیه از تهران در زمینه فعالیتهای هستهای و تاکیدهای مکرر مسکو بر غیرنظامی بودن فعالیتهای هستهای ایران در شکستن فضای تبلیغاتی ضد ایرانی نیز موثر بود.
اکنون هم با رفتن پوتین از کاخ کرملین به نظر میرسد موضع روسیه در قبال ایران نیز شاهد تغییر چندانی نباشد. والنتین سوبولف، نماینده دولت روسیه که 5 می یعنی 2 روز پیش از خروج پوتین از کرملین به تهران سفر کرده بود حامل پیامی از سوی پوتین برای رئیسجمهور ایران بود به این مضمون که سیاستهای مسکو در حمایت از تهران تغییر نخواهد کرد. این مساله چیزی نبود که پیشبینیاش قبل از پیام سوبولف چندان دشوار باشد.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: