در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هوا در حال تاریک شدن است، عقربهها ساعت 19 را نشان میدهد و من کمکم به لوکیشن سریال چشمبلبلی واقع در شهرک غرب نزدیک میشوم. قبلا با خانم کرامتی تهیهکننده این برنامه هماهنگ کردهام تا از پشت صحنه این سریال گزارش تهیه کنم.
با پرس و جو از چند نفر «ستاد بحران شهرداری» واقع در خیابان توحید 4 را پیدا میکنم. پشت در ستاد که میرسم امیرعباس نیکونژاد از دوستان قدیمی و از نورپردازان باسابقه صدا و سیما را میبینم. نیکونژاد در کارنامه خود کارهای خوب و باارزشی مثل پلیس آسمانی، خانه گلپر اینا و مسافران کوچک را دارد. با او سلام و احوالپرسی میکنم و به اتفاق وارد ساختمان محل ضبط میشویم.
گروه تولید در حال آمادهسازی قسمتی از سریال چشمبلبلی با عنوان «مهمانهای ناخوانده» هستند. آقای قاضیمرادی در گوشهای نشسته و به حرفهای راوی برنامه گوش میدهد.
راوی: ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز
حکایت از آنجا آغاز شد که پدر و مادری مهربان و سادهدل، به نام ماشاءاللهخان و بلقیسخانوم، بچهای داشتن چشمبلبلی.
کوچولو و ناز و فسقلی، اما یه ذره فسقلی، نه خیلی خیلی فسقلی.
حکیمباشی بچه رو دید، نازشو خرید ، وزنشو کشید، کتاباشو ورق زد،
فکری به کلهاش زد. حکمت لاغریش چی بود؟ دارو و درمونش چی بود؟
قصه و داستان و متل پنجه به شیرمال و عسل
قصه بگن برایش قبل از شام و ناهارش
قصهها که زیاد بشه بچه هم رو به راه میشه
از سوسن کرامتی درباره ماشاءاللهخان و بلقیسخانوم و چشمبلبلی میپرسم.
او با روی خوش درباره این مجموعه میگوید: ماشاءاللهخان و بلقیسخانوم، زن و شوهر سادهدل روستایی و پدر و مادر چشمبلبلی هستند. چشمبلبلی عروسک کوچکی است که به تجویز حکیمباشی باید برای بزرگ شدن، هر روز همراه با شنیدن قصه، وعدههای غذاییاش را صرف کند.
اما چرا قصه؟ شاید به این خاطر که آدمی قصه را دوست دارد. با قصه زیسته و میزید و خواهد زیست.
استاد انجوی شیرازی میگوید: قصه مانند خواب دیدن است. با زندگی پیوستگی و شباهت دارد، اما خود زندگی نیست، تلخیها و ناملایمات آن را هم ندارد. قصه را جاذبهای است که در همه دورههای عمر، از کودکی تا پیری، آدمی را به سوی خود میکشد، چه هنگامی که کودک از ما در خود قصه میشنود و به جهان رویاها میرود، چه زمانی که شهرزاد شیرینسخن لب به داستان میگشاید و ستمگری مصمم به آزار، رام و منصرف میشود، عامل اصلی و موثر جاذبه جادویی قصه است. «همه چیز آماده است. میتوانیم یکبار تمرین کنیم و بعد بریم ضبط.»
این صدای فروزان زاهدبیگی کارگردان مجموعه است که گروه را برای تمرین آماده میکند.
حکیمباشی: یکی بود، یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود
روزی بود / روزگاری بود / یه ده آبادی بود / آسمونش آبی بود / توی روز آفتابی بود / توی شب مهتابی بود / میون دشت قشنگش گلهای زرد و سفید و قرمز و سرخابی بود...
در همین زمان انگاری مشکلی پیش آمده است و بچههای صحنه باید مشکل را حل کنند. ظاهرا از «گروه صحنه و لباس» خبری نیست و بدون هماهنگی از لوکیشن خارج شدهاند.
این گروه مسوول وسایل و تزئین صحنه هستند. وسایل و آرایههای صحنه، عناصری سهبعدیاند که برای ایجاد فضایی خاص در استودیو استفاده میشود.
پردهها، تابلوهای دیواری و چراغها و چوبلباسی و ... وسایل آراینده صحنه شمرده میشوند. در گوشهای از استودیو، امیرعباس نیکونژاد و خانم کرامتی درباره شخصیت عروسکهای مجموعه با هم صحبت میکنند.
محسن قاضیمرادی به گوشهای خیره شده و نیلوفر سجادی در حال تمرین با علیرضا ناصحی، یکی دیگر از بازیگران سریال است.
شرشر مهمون میاد صداش تو بارون میاد
تو این شب بارونی کیه که میاد مهمونی؟
نکنه که خسته باشه یا دلشکسته باشه؟
مهمون حبیب خداس غریبه یا آشناس
بهش میگم بفرما خوش اومدی به اینجا
گویا بازیگران به اندازه کافی تمرین نکردهاند. معمولا در تولید مجموعههای نمایشی، کارگردان هنری با بازیگران تمرین جداگانهای انجام میدهد که این تمرین باعث میشود ضعفها و ناهماهنگیهای نمایش، قبل از ضبط نهایی اصلاح شود. از اتاق فرمان اعلام میکنند که استودیو برای ضبط برنامه آماده باشد. اتاق فرمان، اتاقی است جداگانه و مجهز در کنار استودیو و محل هماهنگی تمامی فعالیتهای تولیدی است.
من از فرصت استفاده میکنم و به سراغ تهیهکننده برنامه میروم.
سوسن کرامتی میگوید: این مجموعه در 52 قسمت 15 دقیقهای در حال تولید است. نویسنده این مجموعه هنگامه مفید و سازنده عروسک آن مرضیه محبوب است. محسن قاضیمرادی و نیلوفر سجادی و علیرضا ناصحی بازیگران سریال هستند و خانم زاهدبیگی به جای عروسک چشمبلبلی صحبت میکند.
راوی: بالا رفتیم هوا بود
پایین اومدیم زمین بود قصه ما همین بود
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: