تلویزیون و مادر

بعد از آن‌که تلویزیون توانست تک‌تک اعضای خانواده‌ها را به خود مجذوب کند و پس از آن‌که علمای تعلیم و تربیت دریافتند که کودکان بیشتر از آن‌که با پدر و مادر خود باشند، چشم به تلویزیون می‌دوزند و از این رسانه فراگیر تاثیر می‌پذیرند، زنگ خطرهایی در این‌سو و آن‌‌سوی جهان به صدا درآمد. نقطه مرکزی نگرانی این علما و پس از آن خانواده‌ها دور شدن عاطفی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کودک از خانواده بود. کودکان رفته رفته تلویزیون را بر خانواده و بخصوص بر پدر و از همه مهم‌تر بر مادر ترجیح دادند. خشونت‌های روزافزون در روابط کودکان و خانواده، ناسازگاری نسل جدید با قدیم بعضا ریشه در نقشی دارد که تلویزیون در جوامع مختلف بازی کرده است.
کد خبر: ۱۸۳۳۰۸

امروزه انجمن‌ها و سازمان‌های زیادی در دنیا علم برچیدن تلویزیون را بر دوش می‌کشند و با صرف هزینه‌های زیاد و نوشتن و گفتن‌های فراوان می‌کوشند خانواده‌ها را متوجه تخریب عمیق و هنگفتی کنند که از ناحیه تلویزیون متوجه فرزندان و رابطه آنها با خانواده‌ها می‌شود.

شعار این انجمن‌ها و سازمان‌ها شعار ساده‌ای است:

«تلویزیون فرزندان شما را از شما می‌گیرد، آن را خاموش نگاه دارید.»

پس از این، سوالات زیادی در جهان مطرح شده و کارشناسان ارتباطات و بخصوص دست‌اندرکاران تلویزیون این سوالات مهم را مطرح می‌کنند که:

 آیا تلویزیون ما را از فرزندانمان دور می‌کند؟ 

 آیا راهی برای این وجود دارد که هم تلویزیون را در اختیار کودکان قرار دهیم و هم مانع از تاثیر مخرب تلویزیون بر کودکان باشیم.

اخیرا پاسخ به هر دو سوال مثبت اعلام شده است. یعنی هم باید باور کنیم تلویزیون با وقتی که از کودکان می‌گیرد آنها را از خانواده‌ها دور و دورتر می‌کند و هم باید تلاش کنیم راهی برای کاستن از آثار مخرب فرهنگی، رفتاری و ارزشی تلویزیون  که متضاد با معیارهای خانوادگی باشد  بر کودکان بیابیم.

خوشبختانه تلویزیون در کشور ما به ابعاد فرهنگی کار خود توجه دارد. بسیاری از تلاش‌ها در این رسانه معطوف به نزدیک کردن اعضای خانواده به یکدیگر هست. نگاهی به مجموعه‌های تلویزیونی و انواع برنامه‌های سرگرم‌کننده دیگر نشان می‌دهد که خانواده محور مهمی در این برنامه‌هاست.

اما فراموش نکنیم که گروهی از بینندگان برنامه‌های تلویزیونی در ایران هنوز یاد نگرفته‌اند برنامه‌های دلخواه خود را از بین انبوه برنامه تلویزیونی و در یکی از چند شبکه انتخاب کنند و پس از دیدن آن به سراغ بقیه برنامه‌های روزانه زندگی خود بروند. گاه مشکل، خود اعضای بزرگتر خانواده‌اند که بدون توجه به نیاز کودکان خود پای تلویزیون می‌نشینند و با تغییر مکرر کانال از این شبکه به آن شبکه سعی می‌کنند همه برنامه‌ها را ببینند بی‌آن‌که متوجه باشند کودکان هم در کنار آنها مشغول تماشای این برنامه‌‌ها هستند و اگر آن برنامه‌ها را نپسندند طبعا از جمع خانواده می‌گریزند.

متاسفانه کودکان ما بهترین وقت روزانه خود را صرف تماشای برنامه تلویزیون می‌کنند. به زودی و تا چشم به هم زدنی دیگر از قصه‌گویی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها خبری نیست. از مهربانی قدم زدن با مادر به سمت دیدار از همسایه و دوستان خانوادگی هم اثری نخواهد بود. آن وقت است که باید شعر:

دستم بگرفت و پا به پا برد...

الفاظ نهاد بر لب من...

را به گونه‌ای دیگر تعبیر و تفسیر کرد. در آن صورت کودکان ما از این به بعد شیوه راه رفتن، الفاظ، سخن گفتن، در گاهواره خفتن و شکفتن گل را تنها از تلویزیون خواهد آموخت و نه از مادران خود.

دنیای امروز با توجه به این امکان گرفتن تلویزیون از کودک و خانواده را ندارد، مصرانه بر آن است که تلویزیون و خانواده و در راس آن تلویزیون و مادر را با هم در اختیار کودک قرار دهد. این مضمون موضوع بسیاری از کنفرانس‌ها و سمینارهای مهم بین‌المللی در ارتباط با تلویزیون است.

ما هم باید کمی سریع‌تر بجنبیم. ساخت برنامه مخصوص کودک و نوجوان خوب است، اما بقیه برنامه‌های تلویزیونی هم باید با عنایت به این مهم ساخته شود که کودک و نوجوان هم بتواند در کنار خانواده به تماشای آن بنشیند.

در کشورهای غربی برنامه‌های خاص بزرگسالان که به دلیل سکس و خشونت برای کودکان مضر تشخیص داده می‌شود معمولا در ساعاتی پخش می‌شود که کودکان به خواب رفته باشند. این ساعات در برخی کشورها باتوجه به الگوی رفتاری کودکان، بعد از ساعت 6 و در برخی موارد بعد از 8 ، 10 شب و مانند آن تعیین شده است.

حال که در تلویزیون ما الحمد الله سکس و خشونت محل اعراب خود را از دست داده است باید همه برنامه‌ها را با رعایت احتمال تماشای آن به وسیله کودکان و نوجوانان ساخت که اگر کودکی در ساعات آخرین شب هم درکنار مادر نشسته، یا سر بر زانوی مادر گذاشته بتواند در اثر آن برنامه پیوند خود را با مادر تقویت کند. فراموش نکنیم که بسیاری از کودکان ایرانی زمانی به رختخواب می‌روند که چراغ خانه خاموش شده و بقیه هم به بستر رفته باشند.

من مصرانه از طرح مسائلی از قبیل چند همسری مردان، خیانت مردان به همسران، دزدی‌ها و اختلاس‌ها در برنامه‌های تلویزیونی در برابر چشم کودکان نگرانم. این مضمون‌ها به نوعی جایگزین جذابی برای سکس و خشونت دیده شده است و در برنامه‌های تلویزیونی ما در حال تزاید است. اما آیا فکر کرده‌ایم که تلویزیون می‌تواند بدون این مسائل هم تلویزیون بماند؟

یکی از نکاتی که تلویزیون باید به کودکان و نوجوانان و به طور کلی به جامعه بیاموزد توجه و علاقه‌مندی به بزرگترها از جمله پدر و مادر است. از سوی دیگر مادران و پدران و بقیه بزرگتر‌ها هم باید بیاموزند که به کودکان عشق بورزند، به آنها احترام بگذارند، آنها را تحقیر نکنند و آنها را در کنار خود بخواهند.

استفاده از مهدکودک از سنین بسیار پایین، ثبت‌نام کودکان در کلاس‌های مختلف موسیقی، زبان، کامپیوتر و امثال آن برای کودکان دبستانی به خصوص در فصل تابستان که متاسفانه در کشور ما مد شده و هرگز نتیجه قابل اعتنایی هم نداشته همه از مواردی است که کودک را از خانواده دورتر می‌کند. این کودک در بازگشت به خانه، خسته و تنها به سراغ تلویزیون می‌رود و در آنجا به جستجوی علایق عاطفی گمشده خود می‌پردازد.

تلویزیون باید به این علایق گمشده و موردنیاز کودک و خانواده توجه کند. ما با خاطراتی زندگی می‌کنیم که در کودکی در کنار خانواده اندوخته‌ایم. خاطراتی که شخصیت و ذهن ما را ساخته است. آیا کودکان با خاطراتی که از تلویزیون می‌اندوزند و با تنهایی و انزوایی که بر آنها تحمیل می‌شود چه آینده شیرینی خواهد یافت؟

علی‌اکبر عبدالرشیدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها