رودررویی امروزمان با چهره آشنایی است که نوجوانیاش را در رسانه گذرانده و تا امروز، اجرایش همیشه نوجوان مانده است. مجری توانایی که آرامش و مهربانی، لطافت کلام و یاد خدا، سه یار جداناشدنی از او و اجرایش هستند و خانه ساده و بیریای گفتههایش، پر از حرفهای تازه و شنیدنی و سرشار از عطر گلهای میناست.
مینا هاشمی سال1350 در کرمان به دنیا آمد. از سال 1364 فعالیت هنریاش را به عنوان مجری در سیما آغاز کرداو دارای مدرک کارشناسی ادبیات است و در سال 74 به عنوان بهترین مجری سیما شناخته شد. در حال حاضر اجرای مسابقه مهر و ماه و برنامه نوجوان را از شبکه یک سیما بر عهده دارد.
تاکنون، تولد اجرایتان را جشن گرفتهاید؟
راستش را بخواهید، نه. اما این سوال شما برای من تلنگری بود تا لحظههایی را که برایم مهم و سرنوشتساز بودهاند و به نوعی کمک کردهاند، تا رویاهایم به رنگ سفید واقعیت درآیند را هرگز فراموش نکنم، درست مثل 4 بهمن 1364 که میتوانم بگویم در زندگی، یک روز مبارک بود.
روزگارتان به روزگار نوجوانها، گره خورده است؟
از سال 1375 که سیمای نوجوان متولد شد و قرعه اجرایش بهنام من افتاد، دلم با روزگار نوجوانها آنچنان گره خورده که بعد از 12 سال، این پیوند، همچنان محکممحکم است و جالب اینجاست که نوجوانهای آن روزها که حالا حسابی بزرگ شدهاند با دیدن من با شور و اشتیاق فراوانی از آن برنامه یاد میکنند. خدا را شکر که توانستهام در ذهن و حافظه آنها بمانم.
بزرگترین دردسر اجرا برای نوجوانها از نگاه شما؟
نوجوانها، تازه حس زیبایی بزرگ شدن را تجربه میکنند و حسابی هم حساس هستند؛ کسی را میخواهند که خودش باشد و نقش بازی نکند. برای اینکه در مسیر ارتباط با آنها به دردسر نیفتی، باید حواست جمع باشد که نصیحت نکنی. فقط باید دوست باشی و احترام بگذاری و البته در این دوستی، با مرام هم باشی! اینها را من، بارها و بارها از میان انبوه نامههایشان فهمیدهام.
حرفتان را در اجرا، به کرسی مینشانید؟
اصولا هرگز سخنی را بدون سند، مطرح نمیکنم. صحبتهایم چکیدهای از مطالبی است که در کتابهای معتبر خواندهام؛ بنابراین وقتی حرف شما، منطقی و اصولی باشد دیگر نیازی نیست که برایش دنبال کرسی بگردی (با خنده)
آینده اجرایتان را پیشبینی میکنید؟
وقتی حرف پیشبینی آنهم برای آیندهکاری به میان میآید، آدمها اصولا با نوعی اضطراب و نگرانی مواجه میشوند اما بهنظر من، پیشبینی یعنی
آماده بودن و از قبل برنامه داشتن، یعنی ناگهان با آینده مبهم مواجه نشدن و من نیز در حال طراحی چشمانداز سالهای آینده هستم.
از چه چیزی در اجرا دلخورید؟
در حال حاضر دلخوری ندارم. اجرا علیرغم اینکه به عهده مجری است اما یک کار گروهی بهحساب میآید و حاصل تلاش مشترک گروهی است که اگر همدل و همفکر نباشند قطعا دلخوریهای زیادی پیش میآید.
داشتههای شما در اجرا برنداشتههایتان برتری دارد یا خیر؟
داشتههایم در اجرا، تجربه، عشق، احترام به نوجوانها و مطالعه مطالبی است که برای مخاطبانم مفیدند اما مطمئن باشید که نداشتههایم هنوز زیادند و باید تلاش بیشتری بکنم. اصلا اگر نداشتهها نبودند هیچگاه به داشتهها دست نمییافتید و لذت نمیبردیم.
وقتی در اجرا، به در بسته میخورید؟
تا منظور شما از در بسته،کدام در باشد. اگر در برنامههای مختلف را میفرمایید، باید بگویم هرگز نخواستم جز برنامه نوجوان، برنامه دیگری اجرا کنم زیرا احساس کردهام که هم من به نوجوانها نیاز دارم و هم آنها مرا پذیرفتهاند لذا به احترامشان در کوچهپسکوچههای برنامههای دیگر پرسه نزدم. در خود اجرا هم اگر دری بسته باشد بلافاصله در دیری کنارش باز میکنم؛ آنهم با دینامیت اراده و اعتماد به نفس که عجب قدرتی دارد!
اجرایتان به مرحله نوجوانی رسیده است؟
سالهاست که نوجوانی میکنم.
تکراریترین حرفی که اجرا برای مینا هاشمی داشته است؟
یادت باشد هر روز که میخواهی روی آنتن بروی، تویی و خدا و یک برنامه و یک عالمه نوجوان پاک نهاد؛ پس حواست باشد. آهای مینا هاشمی این فرصتی است که در این دنیا به تو داده شده است. هر حرف و عمل تو میتواند پیامدهای مثبت و منفی زیادی برای نوجوانها به دنبال داشته باشد.
میانهتان با اجرا شکر آب شده است؟
با اجرا زندگی میکنم. در زندگی عادی هم گاهی میانهمان با دیگران شکر آب میشود اما یاد گرفتهایم که غر زدن، عصبانی شدن و تقصیرها را به گردن دیگری انداختن، فایدهای ندارد. باید بگردیم و ایراد کار را پیدا کنیم. در اجرا هم همینطور است؛ هر وقت احساس خوبی ندارم به دنبال دلیلش میگردم.
تا کی به اجرا، اعتماد دارید؟
تا وقتی به خودم، تواناییهایم، عشق و امیدم، توکلم، اعتماد به نفس، اراده و تلاشم اعتماد دارم میدانم که خانه دومم تلویزیون است.
اصلا اجرا، قابل اعتماد است؟
اجرا تا زمانی قابل اعتماد است که مجری، قابل اعتماد باشد. نمیشود اجرا، اعتماد کند اما مجری، معتمد نباشد.
تا حالا در اجرا، زیر آبی رفتهاید؟
نه، اصلا از زیر آبی رفتن، خوشم نمیآید.
به چه قیمتی اجرا را به دست آوردید و به چه قیمتی حاضرید آن را از دست بدهید؟
کار هدفدار، قیمت ندارد. برای به دست آوردن و از دست ندادن هر چیزی باید تلاش کرد و پشتکار داشت و هر روز تواناتر شد.
حرف حساب مینا هاشمی با نوجوانها؟
خودتان میدانید که من، طرف شما هستم؛ این را هم میدانم که بزرگ شدهاید اما بدانید هر قدر هم که بزرگ شده باشید باز هم پدر و مادرتان از شما بزرگترند پس لطفا صدایتان را بلند نکنید، با تحکم سخن نگویید و به آنها و حرفشان احترام بگذارید. قوانین و خواستههای همدیگر را بشناسید و برای آینده، از همین امروز تصمیم بگیرید.
فکر میکنید مینا هاشمی برای نوجوانها یک مجری دوست داشتنی است؟
خدا کند که باشم. البته بعضی اوقات با توجه به اظهار لطف و محبت بینندههایم، امیدوار میشوم و مصمم برای بهتر بودن.
روزهای نوجوانی، بچههای امروز شبیه کدام فصل است؟
فکر میکنم بیشتر شبیه تابستان هستند پر حرارت و سرشار از هیجانند اما سبزی و طراوتشان کم است شاید به این دلیل که دیگر خبری از آن جست و خیزها و بازی و گردش در طبیعت نیست و بیشتر وقتشان را با کامپیوتر و وسایل الکترونیکی میگذرانند.
در اجرا، سادگیها را ساده گرفتهاید؟
اصلا همه چیز با سادگی زیباست و زندگی هم با ساده گرفتن، جذابتر میشود، اما بعضی از چیزها یا کارها با وجود ظاهر سادهشان، عمق و پیچیدگی زیادی دارند که از آن نباید غافل شد؛ اجرا هم از این قاعده مستثنی نیست.
برای مینا هاشمی، جا ماندن از لحظههای اجرا، تلختر است یا لحظههای نوجوانی؟
هر دو، زیرا وقتی برنامه نوجوان را اجرا میکنم واقعا به سنین نوجوانی بازمیگردم و حس من، حس دیگری میشود. اگر از لحظههای زندگی جا بمانیم از همه چیز جا ماندهایم.
اجباری در اجرای شما؟
خوشبختانه تاکنون کسی مرا به کاری مجبور نکرده است. همیشه حد و حدود خودم را شناختهام.
اجرا به کامتان تلخ شده است؟
یک روز در برنامه تپق زدم و در آن لحظه، اجرا به کامم تلخ شد، اما لحظاتی بعد پذیرفتم که انسان در مکالمات روزمره نیز گاهی کلماتی را بد بیان میکند و دوباره تصحیح مینماید. مهم این است که به اشتباه عادت نکنیم.
در فکر خلق پایان برای اجرایتان هستید یا معتقدید هر چه پیش آید، خوش آید؟
به خداحافظی با اجرا فکر کردهام و با خود میگویم: ساده آمدم و ساده هم خواهم رفت، اما روز و زمان آن به میزان اشتیاقم برای کار بستگی دارد. شاید در 99 سالگی نیز همچنان مشتاق خدمت به مخاطبانم بودم (با خنده).
چطور شد که به عنوان اولین مجری خانم، مسابقه زنده تلفنی اجرا کردید؟
تغییر کردن را همیشه دوست داشته و دارم.
به همین دلیل نیز برای مسابقه، سبک جدیدی را طراحی و اجرا نمودم که خوشبختانه مورد توجه بینندهها و مورد تشویق سازمان قرار گرفت و این تشویق بموقع، انگیزه فراوانی برای من ایجاد کرد و خوشحال شدم از این که عدهای به کار، کیفیت و خلاقیت بها دادند. به نظر من، مجریان خانم با آقایان در توانایی، هیچ تفاوتی ندارند و مطمئنا با حفظ جایگاه خودشان میتوانند برنامهای شاد را به مخاطبان تقدیم نمایند.
معمولا مینا هاشمی خیلی راحت با خبرنگاران گفتگو میکند، چرا؟
بعد از حدود 23 سال کار مداوم، دنبال شهرت نیستم. تنها دوست دارم برای کار همه ارزش قائل شوم و با احترام رفتار کنم. حالا بماند که متاسفانه بعضی از خبرنگاران به مطلب وفادار نیستند و گاه ذهنیت و تفسیر خودشان را اضافه میکنند.
در پایان برنامههایتان همواره میگویید: «دوستتون داریم و قدرتونو میدونیم» به غیر از نوجوانها و مخاطبان برنامه، در زندگی قدردان چه کسانی هستید؟
پدر و مادرم که برای تمام عمر قدردان زحماتشان هستم و دستهای مهربانشان را بوسهباران میکنم.
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم