قاب خوانندگان

هدف گمشده‌

آثار سینمایی که در هر مقطعی به نمایش درمی‌آیند معمولا برگرفته از حال و هوای اجتماعی روز هستند. قطعا چنین آثاری بسرعت با مخاطب ارتباط برقرار کرده و به نوعی هم شمای کلی بستر جامعه را طرح می‌کند. در چنین آثاری اگر واقعیت کنار زده شود و داستان رو به سوی تصنع حرکت نماید، نوساناتی در اثر دیده می‌شود. به عبارت دیگر هدف و محور قصه چیزی خاص است اما ماحصل کار چیزی دیگر بروز می‌کند. اگر بخواهیم علت چنین پدیده‌ای را پی‌جویی کنیم بهترین روش تمرکز کردن روی خود یک اثر سینمایی است.
کد خبر: ۱۸۳۲۸۹

چند سالی است که هم تلویزیون و هم سینما، در داستان‌های خود به سراغ موضوع مردان چند زنه و پنهان‌کاری آنان روی آورده، همگی مجموعه‌های تلویزیونی چون نرگس یا پیامک از دیار باقی را خوب به یاد داریم، البته در آثار سینمایی نیز این نوع موضوع به چشم می‌خورد، اما امسال در فیلم‌هایی که اکران می‌شود گویی به این اتفاق نامیمون بیشتر توجه می‌شود. اخیرا در سینماها فیلم«زن‌ها فرشته‌اند» در حال اکران است که به این موضوع می‌پردازد. اثری که اگر حضور چند بازیگر مطرح را از آن حذف کنیم، دیگر چیزی برای فیلم نمی‌ماند؛ داستانی شکننده و مبهم که با ایجاد چالش‌های کاملا سطحی، نتوانسته هدف نهایی خود را محقق نماید. «زن‌ها فرشته‌اند» قصه‌ای با محتوای مرد چند زنه‌ای است که مسیر داستان سعی می‌کند تا شخصیت او و اطرافیانش را به شیوه‌های گوناگون بروز دهد. داستان با معرفی شخصیتی تحت عنوان «نازنین» آغاز می‌شود شخصیتی که برای احقاق حقوق زنی به نام لیلا وارد بازی تلخی می‌شود. «نازنین» که هیچ گاه مشخص نمی‌شود از کجا آمده و چه گذشته‌ای داشته در همان آغاز فیلم، حکم کلید ماجرا را به خود اختصاص می‌دهد. گویا داستان تماشاچی را با اصرار به القای گره خوردن داستان با نازنین می‌کند، اما آیا چنین شخصیت‌محوری نباید کاملا معرفی گردد. آیا انگیزه کمک کردن نازنین به لیلا نباید در اثر کالبدشکافی گردد؟! در فیلم «زن‌ها فرشته‌اند» به کرات شاهدیم، شخصیت‌های گوناگونی وارد میدان می‌شوند که هر یک مسیر تازه‌ای را در ادامه قصه ایجاد می‌نمایند و شاید هم به همین دلیل باشد که در نهایت هدف فیلم مخدوش می‌گردد. ورود شخصیت‌هایی نظیر سیمین این ادعا را به اثبات می‌رساند و به همین دلیل است که به نوعی شخصیت‌ها در طول ماجرا کاملا رها می‌شوند. نقشه‌ای که سیمین و فرهاد در داستان پیش می‌آورند در نهایت به کجا ختم می‌شود؟ چند دعوای ساده و رهایی نیمه‌تمام!! واقعا سوال اینجاست علت از طرح ورود سیمین و فرهاد چه بوده و چرا نیمه کاره و در حالی که این پتانسیل در طول مسیر وجود داشته، همه چیز نیمه‌کاره رها می‌گردد! «فرهاد» که محور کلی ماجراها را بروز می‌دهد هیچگاه دارای یک شخصیت ویژه نبوده، وقایعی که یا خود او یا دیگران برای وی ایجاد می‌کنند هیچگاه از قالب سطحی‌نگری خارج نمی‌گردد و بدین ترتیب است که این شخصیت تاثیرگذار به سادگی بازیچه و دستخوش ترفندهای دیگران قرار می‌گیرد.

در این فیلم شخصیت‌ها با شخصیت‌های دیگر به هم گره می‌خورند تا موضوعی جدید را در بستر داستان ایجاد کنند، اما غافل از این که کلافی ایجاد می‌شود سردرگم ولی یک مرتبه این کلاف باز می‌شود. «زن‌ها فرشته‌اند» با استفاده از المان‌هایی نظیر نام اثر، بازی بازیگران مطرح و قصه‌ای سوال برانگیز تماشاچی را به سینماها کشاند، اما غافل از این که تماشاچی خود براحتی می‌فهمد کدام اثر جنبه هنری دارد و کدام اثر جنبه گیشه‌پسندی. اثر ماندگار قطعا نه نیاز به بزرگ‌نمایی دارد، نه نیاز به تبلیغ آنچه مخاطب در ذهن و نگاهش می‌ماند همان بر ارزیابی یک اثر کفایت می‌کند.

ثناالسادات لاجوردی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها