در سالهای حکومت قاجارکه عمده فعالیت سینمایی به پخش فیلم محدود میشد، هیچکس جز از راه رابطه با دربار نمیتوانست در این زمینه فعالیت کند. در سالهای حکومت پهلوی نیز دربار میکوشید به شیوههای مختلف این تسلط را ادامه دهد. به همین دلیل ما در بحث از دوران قاجار به تاثیر سیاست بر سینما پرداختیم و در عصر پهلوی از رابطه متقابل سیاست و سینما سخن گفتیم.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی تا کنون سیاست یکی از دستمایههای فیلمسازان بوده که گاه بسیاری از فیلمها به آن پرداختهاند و گاه اقبال به آن کم شده است. در حقیقت در طول این سالها میتوان فیلمهای بسیاری رامشاهده کرد که به نوعی با مسائل سیاسی گره خوردهاند، حال با مسائل سیاسی روز یا با وقایع تاریخی.
شاید یکی از اولین فیلمهای ساخته شده پس از انقلاب که دارای مضمونی سیاسی است فیلم «خونبارش»، ساخته امیر قویدل باشد که در سال 1359 ساخته شد. داستان فیلم در دل حوادث 17 شهریور اتفاق میافتد. در جریان اتفاقات این روز، سه سرباز گارد که نمیخواهند به سمت مردم تیراندازی کنند، فرار میکنند و به صف مردم میپیوندند. گروهی مامور دستگیری آنها میشود که در نهایت نیز منجر به شهادت یکی از آن سه نفر میشود. محققان، خونبارش را نخستین اثر سینمایی پس از انقلاب میدانند که براساس داستانی واقعی ساخته شده و بخشی از وقایع سیاسی تاریخ معاصر ایران را روایت میکند.
توجیه، ساخته منوچهر حقانیپرست و با فیلمنامه محسن مخملباف اولین فیلم تولید شده توسط حوزه اندیشه و هنر اسلامی (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) است که با مضمونی سیاسی ساخته میشود. توجیه، داستان جوانی به نام علی است که که با گروهی مارکسیست و ضد رژیم پهلوی همکاری میکند. گروه در جریان سفر نیکسون به ایران یکی از مقامات آمریکایی را ترور میکند و تصمیم دارد چند نقطه تهران را منفجر کند که یکی از اعضای گروه دستگیر شده و محل اختفای آنها محاصره میشود. علی که با برنامههای گروه مخالف است، علیه گروه موضع میگیرد و با انفجار یک نارنجک دستی خود، سه مامور پلیس و یکی از اعضای گروه به نام بهروز را که با او در تعارض بوده از بین میبرد. برخی منتقدان در مورد این فیلم معتقدند که در صدد نقد دیدگاه کسانی است که معتقدند هدف وسیله را توجیه میکند. در حقیقت فیلم قصد دارد به یکی از مسائل سیاسی و یکی از مباحثی که زمانی پیرامون هدف و وسیله جریان داشته بپردازد و موضع خود را اعلام کند.
«بایکوتِ» مخملباف نیز اولین فیلم سیاسی پس از انقلاب بود که به زندگی زندانیان سیاسی سالهای دهه پنجاه میپرداخت. واله معصومی که نقش آن را مجید مجیدی ایفا میکرد یک مبارز چپی است که در زندان و تحت تاثیر دوستان مسلمان خود در مورد گرایشات سیاسیاش به تردید میافتد و در نهایت به حقانیت حرفهای دوست مذهبی خود پی میبرد. بایکوت در آن سالها باعث برانگیختن بحثهای فراوانی در مجامع مختلف گردید و منتقدان و صاحبنظران رویکردهای مختلفی به این فیلم داشتند. برخی آن را «شکل یافته ترین و کاملترین فیلم» کارگردان دانستند و برخی آن را تکرار کلی مفهومی میدانند که سازنده از اولین کارهای خود به دنبال آن بوده است.
مهدی رعنایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم