رودررو با زوران گائیچ، مربی تیم ملی والیبال‌

شما دنبال ‌جادوگر‌ می‌گردید

زوران گائیچ، مربی بادانشی است که نمی‌شود توانایی‌ها و اعتبار بین‌المللی وی را نادیده گرفت. در سفر به توکیو بیشتر به زیرکی این مربی صاحب‌نام صربستانی پی بردیم، اما با وجود این تاییدها باز هم مثل سابق با وی در زمینه تیم ملی اختلاف نظر داریم. او والیبال ما را هیچ پنداشته و هیچ چیز را باور ندارد. شاید کسی نبوده به گائیچ یادآور شود که در مسابقه‌های جهانی 1974 صوفیه، تیم ملی کشورمان با بازیکنانی که پابرهنه بازی می‌کردند، به یوگسلاوی سابق 3 بر 2 باخت و مردانی چون حسن کرد، مسعود صالحیه، محمد حیدرخان و یدالله کارگرپیشه مورد توجه اروپایی‌ها قرار گرفتند یا این که ما مدال نقره بازی‌های آسیایی، 1974 ژاپن را داریم و در دهه اخیر با یک مربی 5 هزار دلاری به نام پارک کی‌وون پس از 30 سال نایب قهرمان آسیا شدیم. از نگاه نگارنده، در مسابقه‌های انتخابی المپیک در توکیو، او تیم ملی ما را بازیچه قرار داد و در شرایطی که افکار عمومی ورزش بشدت نگران نتیجه بود و همه برای راهیابی به المپیک، لحظه‌شماری می‌کردند، او همچنان بی‌اعتنا به این خواسته‌ها، دست به آزمون و خطای متواتر زد و در پایان هم از این که با نتیجه بد و انتقادآمیز صحنه مسابقه‌ها را ترک کرد، نه تنها ناراحت نبود، بلکه خود را طلبکار فدراسیون والیبال می‌دانست که به دلیل شکست‌های اخیر در موضع انفعال قرار گرفته است. او بارها اعلام کرد که ما و شما روزنامه‌نگاران اصلا حرف همدیگر را نمی‌فهمیم و نمی‌دانم چرا با برنامه‌های من مخالفت می‌کنید. «هر روز در هتل المپیک نوشته‌های شما را برای من ترجمه می‌کنند.» مسابقه‌ها که به آخر رسید، از وی خواستیم با ما گفتگو کند که پذیرفت.
کد خبر: ۱۸۳۱۶۳

آقای گائیچ! مسابقه‌ها را چگونه دیدید؟

ایتالیا بازیکنان بزرگی داشت و حقش قهرمانی بود. آرژانتین هم تیم خوبی آورد، اما ژاپنی‌ها از امتیاز میزبانی سود بردند و در هر ست حداقل 3 امتیاز را داوران به این تیم می‌دادند.

عملکرد تیم ایران چه؟ آیا راضی هستید؟

بله. ایران و تایلند جوان‌ترین تیم مسابقه‌ها بودند، اما تیم من تحت فشار روانی شدید بود. در صورتی که این بازیکنان کمبود بازی‌های تدارکاتی داشتند و حساسیت فدراسیون در مورد شکست و پیروزی به این تیم انتقال یافته بود.

با این که برخی بازیکنان در حد تیم ملی نبودند، اما شما اصرار زیادی بر استفاده همیشگی از آنها داشتید؟

شما طوری حرف می‌زنید که انگار چیزولا و فی (بازیکنان بزرگ ایتالیایی)‌ را با خود نیاوردیم. بازیکنان شما 50 نفرند که من همه آنها را دیده‌ام.

اگر چیزولا و الساندرو فی را داشتیم، با مربیان ایرانی هم قهرمان آسیا می‌شدیم و به شما نیازی نبود.

این تصمیم فدراسیون والیبال و شرایط پیشنهادی من است و شما بهتر است از رئیس فدراسیون والیبال بپرسید.

برخی بازیکنان که می‌گوییم، در فهرست هیچ مربی، کارشناس و خبرنگار ایرانی جایی ندارند؛ اما سوگلی شما هستند؟

شما خبرنگاران پول می‌گیرید تا بازیکنی را ساپورت کنید، اما من زیر بار این حرف‌ها نمی‌روم.

من یکی از خبرنگاران تخصصی والیبال هستم. آیا شده بازیکنی را به شما پیشنهاد یا پولی را مطالبه کنم؟

نه، شما نه...

خب، از دیگر خبرنگاران حتما مدرکی دارید؟

نه وقتی شما می‌گویید، فلان بازیکن در فهرست ما خبرنگاران نیست، یعنی این که فهرست اختصاصی و تحمیلی خودتان را هم دارید.

اما این یک تهمت آشکار است که به خبرنگاران می‌زنید، در صورتی که برخی هموطنان شما در ورزش ما به طور آشکار دلالی می‌کنند.

(با عصبانیت)‌ من به پرسش شما پاسخ نمی‌دهم.

برگردیم به مسائل دیگر. آیا شما به ترکاشوند و... اعتقاد ندارید؟

چرا، ترکاشوند اگر بود شاید صعود می‌کردیم؛ اما من با فدراسیون والیبال قرارداد بستم بازیکنانی را برگزینم که در سیستم من جای بگیرند؛ اما ترکاشوند نمی‌تواند.

چرا از پیمان اکبری یا محسن عندلیب در مسابقه‌های انتخابی سود نبرده‌اید؟

اکبری از نظر آماری نمی‌تواند خواسته‌های من را برآورده کند؛ اما در جمع کردن تیم عالی عمل کرد و من از وی متشکرم. درباره محسن عندلیب هم باید بگویم وقتی محمد محمدکاظم وظیفه قطر پاسور را بخوبی انجام می‌دهد، چرا باید او را کنار بگذارم؟

آیا نمی‌شد از محمدکاظم به عنوان دریافت‌کننده قدرتی و از عندلیب در قطر پاسور استفاده کنید؟

فکر خوبی است، اما من باید اول این ترکیب را آزمایش می‌کردم، اگر جواب داد به مرحله اجرا می‌گذاشتم.

پس چرا در این باره اقدامی نکرده‌اید؟

برای این که بازی‌های تدارکاتی کافی نداشتم. فدراسیون والیبال خواسته‌های من را برآورده نکرد و به دعوتنامه‌های باشگاه‌های صربستان و ایسکرای روسیه برای انجام بازی‌های تدارکاتی بی‌توجهی کرد.

با این وصف آیا قول می‌دهید که با این بازیکنان در جام ملت‌ها یا حتی 4 سال آینده نتیجه بگیرید؟

من جادوگر نیستم. شما هم نمی‌توانید در این باره نظر قطعی بدهید.

اما شما به عنوان یک مربی بزرگ باید حداقل برای تیپ‌شناسی هم شده،‌ استعدادها را بشناسید؟

باز هم جواب شما این است، من تا 2 سال دیگر به هیچ پرسشی پاسخ نخواهم داد. تازه بعد از 2 سال خواهم گفت کدام بازیکن به درد من می‌خورد و آنگاه برنامه‌های دوساله دوم را ارائه خواهم کرد.

با این روند، آیا بهتر نبود مربیگری تیم نوجوانان ما را به عهده می‌گرفتید؟

خیلی خوب است، اما فدراسیون والیبال باید تصمیم بگیرد.

افکار عمومی مردم ما از باخت‌های تیم ملی مکدر شده است، اگر جای ما بودید، برای آنها چه می‌نوشتید؟

شما حقیقت را بنویسید.

کدام حقیقت، آنچه را که شما می‌گویید یا آنچه را که ما می‌خواهیم؟

باید از تیم ملی حمایت کنید. این جوان‌ها ارزش حمایت را دارند؛ اما اگر برنامه‌های من را نمی‌پذیرند، فدراسیون والیبال اعلام کند تا از تیم جدا شوم. من مشکلی برای رفتن ندارم.

دنیا به آخر نرسیده است‌

کمتر از یک سال پیش، زمانی که رئیس فدراسیون والیبال برای انجام گپ و گفتی طولانی به روزنامه جام‌جم آمده بود، دلایل خود را بر ناکارآمدی طرح موسوم به زوران گائیچ برشمردیم و محمدرضا داورزنی نیز با پذیرش برخی واقعیت‌ها که توضیحات واضحات بود، وعده تغییراتی را در تیم ملی داد؛ اما ظاهرا یا تیغ وی نبرید یا این که گائیچ براهینی برای قانع کردن رئیس فدراسیون اظهار کرد که به موجب آن، باز تیم ملی آزمایشگاه نظرات مردی شده که مدعی است با زبان آمار سخن می‌گوید، اما حاضر نیست به هیچ کس پاسخ بدهد. تیم ملی والیبال در مسابقه‌های انتخابی المپیک که در توکیوی ژاپن برگزار شد، باز هم ضعف‌های تکنیکی و تاکتیکی عدیده‌ای داشت و او با اعمال سیستم حمله‌ای مبتنی بر والیبال اروپا، خلاقیت را از بازیکنان ما گرفت، در صورتی که ژاپنی‌ها با توسل به همان شیوه‌ای که از دیرباز به سبک آسیایی  ژاپنی شهرت داشت حتی ایتالیای نامدار را دچار دردسر کردند و در نهایت جواز حضور در رویداد بزرگ ورزش عالم یعنی المپیک را به دست آوردند.

ژاپنی‌ها همانند ایتالیایی‌ها از تمامی عناصر و امکانات و موجودیت خود برای المپیکی شدن استفاده کردند. از اوگینوی 38 ساله گرفته تا شمیزوی 22 ساله را بر حسب نیاز به میدان فراخواندند و سربلند شدند.

لاجوردی‌پوشان تیم زالتانف و مئونی 34 ساله را در کنار مارتینوی 20 ساله به بازی گرفتند، چون به تلفیق جوانی و تجربه اعتقاد و اهتمام داشتند، اما ما حتی از نیروهایی هم که با خود به ژاپن برده بودیم، بموقع و بر حسب توان آنها استفاده نکردیم، چون گائیچ عاشق افکار خود بوده و بی‌اعتنا به شناختی که خبرگان ایرانی داشته‌اند، با اصرار زیاد دور دادن به بازیکنانی که برخی از آنها حتی در یک تیم معمولی باشگاهی هم نمی‌توانند موثر باشند، تمام رشته‌های این ورزش را پنبه کرد. حال آن که می‌توانستیم در کنار نوستاره‌هایی چون محمد موسوی عراقی و سعید معروف که چشم تمام تیم‌های اروپایی و آسیایی را خیره کرده بودند، از مردانی چون پیمان اکبری، محمد ترکاشوند، احسن شیرکوند و... به هنگام بهره ببریم و امروز به جای آه و حسرت، جشن صعود برپا می‌کردیم.

بدیهی است که حالا هم دنیا به آخر نرسیده است و زندگی ادامه دارد، ولی فراموش نکنیم که تیم ملی جای جوانگرایی و خودپسندی نیست. تیم ملی یعنی شایسته‌سالاری و این حرف تازه‌ای نیست که بارها هم تکرار کرده‌ایم.

عملکرد گائیچ از نگاه دیگران‌

پروفسور ایرج احرابی‌فرد (مربی ایرانی مقیم آمریکا)‌: در بازی ایران و ژاپن 21 نقطه ضعف در کار تیم دیده شد و از نظر کوچینگ، کار مهمی از گائیچ ندیده‌ام؛ در صورتی که از نظر فردی، ما بازیکنان خیلی خوبی داریم.

پیمان اکبری، کاپیتان تیم ملی: گائیچ مربی بزرگی است، اما با این تیم و این بازیکنان به جایی نمی‌رسیم. او باید تغییراتی را در تیم کنونی به وجود آورد و به تماشای لیگ برتر باشگاه‌های کشور بنشیند.

محسن عندلیب، بازیکن تیم ملی: او سقف والیبال ما را بسیار پایین می‌بیند و شناخت دقیقی از موجودیت این ورزش ندارد و به همین دلیل سلیقه‌ای و بدون مطالعه عمل می‌کند.

میرسعید معروف، پاسور تیم ملی: او مربی بزرگی است که اگر وی را از دست بدهیم، والیبال ایران ضرر خواهد کرد. گائیچ تنها مربی‌ای است که می‌تواند تیم ملی ما را محکم بسازد.

آندریا آناستازی، سرمربی تیم ایتالیا: حضور گائیچ شانس بزرگی است که والیبال ایران می‌تواند از آن بهره بگیرد.

جمشید حمیدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها