به این ترتیب، پروندهای تشکیل شد و برای ادامه تحقیقات به دستور دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی در دستور کار ماموران اداره 11 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و جستجو برای یافتن زن گمشده آغاز شد.
ماموران به تحقیق از برادر سودابه پرداختند که او در اظهاراتش گفت: خواهرم که کارمند یک شرکت بود، 18 سال پیش با مردی به نام هوشنگ ازدواج کرد. چند ساعت پیش یکی از همکاران خواهرم با من تماس گرفت و گفت که سودابه 3روز است به محل کارش مراجعه نکرده و سراغش را از من گرفت که من اظهار بیاطلاعی کردم.
نگران شدم و با منزلش تماس گرفتم که شوهرش گفت پس از مشاجره با هم، او منزل را ترک کرد و از وی اطلاعی ندارم.
خواهرم با شوهرش اختلافهایی داشتند و گمان میبرم او بلایی به سر خواهرم آورده است. با اطلاعاتی که شاکی در اختیار ماموران قرار داد، هوشنگ، شوهر سودابه برای ادامه تحقیقات به مرکز پلیس منتقل و بازجویی شد.
انکار تنها مظنون پرونده از سرنوشت زن میانسال
هوشنگ (52 ساله) در بازجوییهای پلیسی اظهار کرد: من و همسرم مدام با هم اختلاف و درگیری داشتیم، شامگاه 27 اردیبهشت امسال، با هم به مشاجره پرداختیم و درگیر شدیم که او منزل را ترک کرد. آن شب فرزندانم هم در خانه نبودند و من نیز به دنبالش نرفتم تا شاید آرام بگیرد و گمان میبردم به منزل برادرش رفته است.
به دنبال اظهارات متناقض این مرد، ماموران تحقیقات گستردهای را برای فاش شدن غیبت مرموز این زن آغاز کردند تا این که چند روز پیش آنها در ادامه تحقیقات پی بردند که خودروی زن گمشده به یک اوراقچی فروخته شده است.
به دنبال این تماس، ماموران در تحقیق از مرد اوراقچی، متوجه شدند او خودرو را از مردی به نام هوشنگ خریده است.
بنابراین ماموران اداره 11 پلیس آگاهی تهران که احتمال میدادند، زن گمشده از سوی شوهرش هوشنگ به قتل رسیده است، به تحقیق مجدد از هوشنگ پرداختند تا عاقبت این مرد پس از چند هفته سکوت، لب به اعتراف گشود و راز قتل همسرش را فاش کرد.
اعتراف به قتل همسر
هوشنگ متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: پس از جدایی از همسر اولم، با سودابه ازدواج کردم. از چندی قبل مشاجرههایمان شروع شد، شرایط به گونهای شده بود که دیگر حاضر نبودیم با هم زندگی کنیم، اما به خاطر فرزندانمان بناچار تحمل میکردیم. شب حادثه فرزندانمان به تهران رفته بودند و قرار بود شب را در منزل یکی از اقوام بمانند.
آن شب وقتی وارد خانه شدم، باز هم دعوایمان شروع شد که یکدفعه عصبانی شدم و او را خفه کردم که روی زمین افتاد.
متهم ادامه داد: شوکه شده بودم و وقتی به خودم آمدم، متوجه شدم همسرم مرده است. نمیدانستم باید چکار کنم تا این که پس از چند ساعت تصمیم گرفتم جسد را به بیرون از منزل ببرم و درمکانی دفن و وانمود کنم که او گم شده است.بنابراین شبانه جسد را با خودروی پژوی همسرم از خانه بیرون بردم و آن را داخل رودخانهای انداختم و به منزل برگشتم. فرزندانم وقتی به خانه برگشتند، سراغ مادرشان را گرفتند که اظهار بیاطلاعی کردم. چند روز پس از مرگ همسرم، دچار عذاب وجدان شدم و قصد داشتم خودم را به پلیس معرفی کنم، اما ترس مانعم میشد.
به دنبال اظهارات این مرد، ماموران در قالب چند تیم عملیاتی به جستجوی جسد پرداختند، اما موفق به کشف آن نشدند. بنابراین گزارش، مرد همسرکش با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد. تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم