
شما چقدر این شنوندهای را که به شما اعتماد کرده است، باور دارید؟
جهانی: خیلی زیاد.
نیساری: اگر باورش نداشته باشم که موضوعش را پیگیری نمیکنم.
افتخاری: من هم باورش دارم.
فتحی: من به این موضوع فکر کردم، چون یک آیتم پیگیری داشتیم. یک وقتهایی زنگ میزدند گلایه و شکایت از کسی یا جایی. خب ما این تلفن را پخش کردیم. فردا هم موضوع را پیگیری کردیم، ولی من همیشه به این فکر کردهام که اگر کسی با کسی دشمنی یا مشکل داشته باشد یا بخواهد بیدلیل برای کسی تملق کند، براحتی از آنتن استفاده کرده است.
افتخاری: ولی این قابل تشخیص است.
نیساری: اگر کسی با شبکه شما تماس بگیرد و بگوید خیلی ممنونم از مسوولانی که درباره بنزین تصمیم گرفتند و گفتند ماشینهای بالای 100 میلیون باید بنزین آزاد بخرند، شما تشخیص میدهید که واقعا دارد تشکر میکند یا خیر.
فتحی: من این را پخش میکنم.
نیساری: نه چه بازخوردی برای خود شما دارد.
فتحی: مطمئنا 10 نفر دیگر تماس میگیرند و به این آدم فحش میدهند.
جهانی: مشخص است دیگر. مهم این است که برنامهساز آگاهانه رفتار کند.
فتحی: شاید واقعا نظر آن فرد همین باشد.
افتخاری: بالاخره تقابل آراست دیگر.
شما چارچوبی دارید که در آن کار میکنید. ماموریت، وظیفه و خط قرمز هم دارید، ولی شنونده آن سوی خط هیچکدام از اینها را ندارد.
افتخاری: اتفاقا شنوندهها خیلی خوب خط قرمزها را میشناسند.
نیساری: بله. اگر کسی بخواهد صدایش پخش شود، میداند که چطور باید صحبت کند.
فتحی: حتی خود سانسوری هم میکنند.
اگر بخواهد با استفاده از رسانه اتفاقی را رقم بزند و شما به او اعتماد کرده باشید؟
افتخاری: اشکالی ندارد. من اعتماد میکنم.
جهانی: بعضی از موضوعات خیلی کلان و مشخص هستند و اصلا چنین اتفاقاتی درباره شان نمیافتد.
نیساری: تازه ما در آن ساعت صبح که به همه موضوعات نمیپردازیم.
افتخاری: نه اتفاقا ما در رادیو تهران موضوع نداریم.
فتحی: تصور کنید که شرکتی تعدادی را مامور کرده که برای تخریب شرکت رقیبش به شبکههای متعدد رادیو زنگ بزند و خوب ما هم پخش کردهایم.
نیساری: آیا پیگیر صحت و سقم ماجرا نمیشوید؟
فتحی: چرا پیگیری میکنیم.
نیساری: نتیجهاش چه میشود؟
افتخاری: ممکن است شرکتی از فرصتی استفاده کرده باشد برای این که ضعف یک شرکت دیگر را بیان کند. اگر آن اشکال وجود نداشته باشد که دیگران تکذیبش میکنند.
مهم این است که او از رسانه به نفع خودش استفاده کرده است.
جهانی: میخواهم مثالهایم ورزشی نشوند، نمیشود. مثلا تیم ملی نتیجه خوبی نگرفته است. شما شش هفت دقیقه از برنامهات را اختصاص میدهی به تلفنهایی که مربی تیم را نقد میکنند. حالا در میان آنها ممکن است کسی هم باشد که با مربی تیم پدرکشتگی داشته باشد. اصلا هم فوتبال دغدغهاش نیست، ولی زنگ میزند. صدایش بین این آدمها شنیده شود یا نشود چه اهمیتی دارد؟ در بحث موضوعات کلان هم که مشخص است. اگر فردی مسالهای را بگوید که صحت نداشته باشد روی خود او دقیق میشوند.
فتحی: من همیشه میگویم که هر اتفاقی ممکن است بیفتد و این سردبیر برنامه است که بر اساس شرایط و مصلحت باید تصمیم بگیرد.
من هم همین را میخواستم بگویم که نقش شما خیلی مهم است. شما تلفنها را قبل از پخش میشنوید؟
نیساری: بله. حتی گاهی 2 نفر تلفن را پیش از پخش گوش میکنند. من اگر خودم بشنوم و برایم شبههای باشد از کارشناس برنامه هم میخواهم که آن را بشنود و نظر بدهد.
من یک مساله دیگر هم راجع به تلفنهای برنامهها دارم. گاهی شنوندهای زنگ میزند و مشکلش را میگوید. به او پاسخ که داده نمیشود هیچ، از طرف مجری برنامه به شوخی و تمسخر هم گرفته میشود.
افتخاری: نه، ما این کار را نمیکنیم. در برنامه ما همیشه حق با شنونده بوده است.
جهانی: ما هم اصل را بر این گذاشتهایم که باید کسی را که با برنامه تماس گرفته محترم بشماریم.
فتحی: ولی فکر میکنم گاهی اگر این اتفاق بیفتد اشکال ندارد؛ چون همان قضیه است که به مشکلات خود بخندید تا...
ولی کسی که آن موقع صبح زنگ میزند و مشکلش را میگوید اصلا دوست ندارد به شوخی به او پاسخ داده شود. این طوری فکر میکند که رسانه او را به تمسخر گرفته است.
جهانی: اگر در شبکه جوان با تلفن شنوندهای شوخی میشود، من بارها در برنامههای عصر این شبکه شنیدهام که در برابرش هم تلفن شنوندهای دیگر را پخش میکند که میگوید بابا جمع کنید. خودتان را مسخره کردید با این برنامهتان. شاید من در شبکه ورزش چنین تلفنی را پخش نکنم. اینها برمیگردد به ادبیات این شبکه که دست و بالشان بازتر است که البته باز هم اگر محترمانه نباشد قابل توجیه نیست.
افتخاری: بله در برنامههای عصر اشکالی ندارد، ولی اینجا بحث برنامههای صبحگاهی است.
بله بحث صبح است. عصر که آدم به سرازیری روز افتاده و حالش بهتر است. وقتی کسی آن موقع صبح به رادیو زنگ میزند یعنی اینکه مساله برایش معضل شده و حوصله شوخی کردن ندارد.
جهانی: البته 24 ساعته باید احترامشان حفظ شود. صبح و عصر ندارد، ولی در مورد برنامههای صبح با حرف شما کاملا موافقم.
کمترین کار این است که به شنونده امید داد و برایش ایجاد نشاط کرد که به قول خودتان یکی از وظایف اصلی شما در برنامههای صبح است. لودگی کردن ظاهرا برای خیلی از مجریهای رادیو عادی شده است.
جهانی: واقعا امید دادن خیلی مهم است. مثلا من خودم به عنوان برنامهساز امید ندارم که تیم ملی نتیجه بگیرد، ولی حق ندارم این نا امیدی را القا کنم.
افتخاری: شما وقتی صبح میآیید داد میزنید بچهها سلام! نصف این لیوان پر است. هم گفتی نصف لیوان پر است و هم گفتی نصف این لیوان خالی است و هم اینکه فضایت سیاه نبوده است. شما همین که میآیی پیچیدگی وضع تیم ملی را به بحث میگذاری، نشان میدهد اوضاع چندان هم خوب نیست، ولی شما هم نگفتی که وضعیت خوبی نداریم.
جهانی: دروغ هم نگفتی.
افتخاری: و از زاویه خوشبینانه هم با مسائل روبهرو شدی.
افتخاری: ما نمیتوانیم حرف دل مردم را نزنیم. میتوانیم حرفمان را بزنیم و آرامش بخش هم باشیم. میتوانیم امتحان کنیم. یک هفته قرار بگذاریم و از مشکلات مردم چیزی نگوییم. ببینید چقدر مردم تماس میگیرند و بد و بیراه میگویند که شما نمیخواهید از مشکلات مردم بگویید؟ چرا مدام از گل و بلبل حرف میزنید؟
جهانی: اگر مشکلات مردم را هم نگوییم به بلاهت متهم میشویم که آقا مگر مشکلات مردم را نمیبینی؟
فتحی: هیچکس نیست که برنامههای صبح را شنیده باشد، با همه نیش و کنایههایی که در آنها هست و آخر سر احساس خستگی یا کسالت کند. یعنی در نهایت به او انرژی داده شده است. برای ایجاد نشاط، تمهیداتی را هر سردبیر و تهیهکنندهای برای خودش دارد. مصداق میآورم: یکبار گفتیم بیاییم تبلیغ آدمهای خوش انصاف را بکنیم، دقیقا با محل کسب و نشانی بسیار تلفن به ما شد و این نشان میدهد که هنوز هم آدمهای خوش انصاف وجود دارند و خودش ایجاد امید و نشاط میکند. البته این مصداقهای من است و هر شبکهای برای خودش پارامترهای اینچنینی دارد.
جهانی: همین جلب مشارکت مردم در برنامههای صبح خیلی ایجاد نشاط میکند.
فتحی: اصلا برنامههای دیگر اینقدر برای مشارکت مردم جا ندارند.
با اینکه نقش شما به عنوان تهیهکننده و مجری در برنامههای صبح خیلی مهم است، اما میتوان گفت این برنامهها تا حدود زیادی مجری محور هستند. برای همین است که بسیاری مواقع مجریها در حین پخش زنده، حرفهایی میزنند که مناسب برنامه نیست و با شما هم هماهنگ نشده است.
افتخاری: نه این را نگویید خانم. هر اتفاقی که در برنامه حین پخش میافتد تقصیر تهیهکننده و سردبیر است، چون نتوانسته مجریاش را جمع کند؛ ولی برنامههای ما مجری محور است. من در برنامه صبحگاهی خود یک خط متن (تکست) ندارم. سالها پیش مورد مواخذه قرار میگرفتم، اما حالا خیلی از برنامهها متن ندارند. ولی در عین حال هر حرفی که مجری میزند تهیهکننده و سردبیر مسوول است، چون اوست که باید خط بدهد یا شما باید به مجریات اعتماد کنی یا این که اگر نمیتوانی اعتماد کنی برایش متن بنویس و بفرستش داخل استودیو.
فتحی: جواب نمیدهد. وقتی مجری سر حال و پر انرژی آمده و آمادگیش را دارد که خودش برود و با مردم سلام و احوالپرسی کند، متن جواب نمیدهد. شاید من خوشحالتر باشم که خودم بنویسم، چون شب مینشینم و فکر میکنم 6 تا تصویر بیرونی را میآورم و بعد متن مینویسم. او میآید بر اساس هیجان و احساسش حرف میزند و اثرگذارتر هم میشود، چون واقعی حرف میزند.
افتخاری: چون روح دارد.
فتحی: ولی متنی که من مینویسم منطقیتر است. حالا باید بیاییم بین منطق و احساس انتخاب کنیم. بستگی دارد که مجری بتواند دربیاورد یا نه. اگر نتوانست در القای احساسش هم موفق باشد، میگوییم نخواستیم. بیا خشک و منطقی حرف بزن.
نیساری: گاهی تهیهکننده هنوز دستش را روی تاک بک نگذاشته، مجری میداند که او چه میخواهد بگوید. برنامههای قائم به مجری در همه رادیوها هست، ولی مجری محور بودن به این معنی نیست که مجری هرچه دلش خواست بگوید. یک گروه فکری پشت هر کاری هست و تهیهکننده و سردبیر چارچوب تعیین میکنند.
فتحی: ما حتی یک نویسنده هم سر برنامه داریم. در بعضی موارد که مجری نمیتواند حرف بزند باید نویسندهای باشد که برایش متن بنویسد.
جهانی: برنامه صبح و ورزش هم مدت زیادی، نویسنده سر برنامه داشت. ما با بعضی مجریان آنقدر هماهنگ هستیم که اصلا به صحبت کردن با آنها نیازی نیست. از حالت چهره و یکسری علائم قراردادی میداند که چه باید بکند.
نیساری: من برنامه صبح جمعهام را با آقای محمد درخشنده کار میکردم. از نیم ساعت قبل از برنامه در استودیو بودیم، ولی با هم حرف نمیزدیم. با نگاه به هم میدانستیم که چه میخواهیم بکنیم. ارتباط ذهنی محکمی با هم داشتیم. هماهنگی گروهی که دوستمان آقای افتخاری گفت خیلی مهم است.
جهانی: در یک گروه برنامهساز همه با هم هماهنگ هستند، ولی اگر صدابردار هماهنگ نباشد ببین چه اتفاقی میافتد.
فتحی: صدابرداری که احساس میکند هیچ نقشی ندارد، وحشتناک است.
افتخاری: اصلا انرژی گروه را میگیرد.
نیساری: هر کدام از اعضای گروه باید برنامه را گوش کنند. خیلی مهم است که عوامل داخل استودیو شنونده برنامه باشند نه ربات. حتی مسوول ارتباطات برنامه هم اگر لنگ بزند کل برنامه زیر سوال میرود.
فتحی: ارتباطات خیلی مهم است.
وقتی در ساعات اولیه صبح داخل پخش رادیو هستید و برنامه خودتان را هدایت میکنید معمولا چه شبکهای را رقیب خود میدانید؟
جهانی: من هفتههایی که برنامه ندارم بیشتر رادیو پیام و رادیو جوان را گوش میکنم.
نیساری: فکر میکنم شنوندهها میان همه شبکهها تقسیم میشوند.
افتخاری: از نظر محتوایی ایران، تهران و جوان با هم زبان مشترک دارند و میتوانند با هم رقیب باشند. به طور طبیعی کسی که علاقهمند به ورزش است، ورزش را گوش میکند. من هر کاری هم بکنم نمیتوانم او را جذب کنم. شبکههای تخصصی، شنونده خودشان را دارند.
فتحی: من اگر بخواهم حسی به سوالت جواب بدهم، پیام را بیشتر رقیب خود میدانم.
پیام به خاطر انعکاس اخبار ترافیکی شنونده زیاد دارد و میتواند رقیب جدی هر یک از شما باشد.
جهانی: نه من قبول ندارم. کسی که نخواهد حرف گوش کند پیام را میشنود.
افتخاری: بله، به همین دلیل است نه به خاطر خبرهای ترافیکی. چون شما اگر قرار باشد از پل سید خندان به آرژانتین بروی ترافیک هم که باشد، ناچاری بروی.
نیساری: پیام را هم اگر گوش کنید همیشه 3 تا مسیر دارد همت شرق به غرب و غرب به شرق مسدود است...
جهانی: تازه اینها را هم از شب قبل آماده میکنند و صبح میگویند.
شما چرا آقای جهانی که پدرتان مدیر رادیو پیام است ؟
جهانی: (میخندد) خب منظورم این است که اینقدر بدیهی است که اگر این کار را هم بکنند، اتفاقی نمیافتد. ساختار رادیو پیام هم از ابتدا این طور طراحی شده است که برنامهسازی در آن صورت نمیگیرد. مردم میدانند در این شبکه با چیزی متفاوت از گذشته روبهرو نمیشوند؛ اما شبکههایی که برنامهسازی میکنند میتوانند با تنوع سازی برای مخاطب جذابیت ایجاد کنند.
افتخاری: تلفنچی میتواند با نوع حرف زدنش به شنونده و گروه برنامهساز انرژی بدهد.
فتحی: اصلا مواقعی اتفاقات از پیش تعیین شده را کنار میگذاریم و بر اساس اتفاقاتی که ارتباطات خطش را به ما داده است پیش میرویم.
جهانی: من هم میخواهم از یک نفر یاد کنم که در هر 2 گروه هست و خیلی زحمت میکشد. آقای احمد فرضی، هماهنگی برنامه که نقش خیلی مهمی دارد. چون باید ارتباطات وسیعی داشته باشد با کسانی که میخواهیم با آنها گفتگو کنیم. ما معمولا ساعت 20/8 راجع به موضوعی که انتخاب کردهایم با آدمی که به آن موضوع اشراف دارد گفتگو میکنیم.
افتخاری: ما 2 هفته پیش تلفنی داشتیم. یک راننده تاکسی زنگ زد و گفت خانمی به من یک چکپول 500 هزار تومانی به جای اسکناس 5 هزار تومانی داده و من هم نگاه نکردم باقی پول را به او دادم. ما این تلفن را پخش کردیم، ولی نکته جالب که تبدیل به طنز هم شد؛ نزدیک به سیزده چهارده نفر زنگ زدند که چک پول 500 هزار تومانی را به جای اسکناس 5 هزار تومانی داده بودند. هر کدام هم در یک نقطه شهر، البته در نهایت صاحب اصلی آن چک پول پیدا شد.
نقش ارتباطات و گزارشگر
افتخاری: گزارشگر باید گزارش بدهد. شاید در این گزارش لازم باشد با چند نفر هم صحبت کند، ولی نباید مصاحبهکننده صرف باشد. ولی این اتفاق خیلی وقتها میافتد، علیرغم این که گزارشگر نقش بسیار مهمی در برنامههای صبحگاهی دارد. یک روزهایی در برنامه ما بوده که گزارشگر گزارش نداده، چون موضوع خاصی برای گزارش نداشته است. دلیلی ندارد در مسیری که دارد میرود حتما اتفاقی افتاده باشد.
فتحی: خیلی وقتها در فضای بستهای که ما داریم، فقط گزارشگر است که میتواند ما را از حال و هوای بیرون خبر کند.
جهانی: در صبح و ورزش، گزارشهای مختلفی داشته است که گفتیم یکی از همکاران ما هر روز راجع به امکانات و ظرفیتهای ورزش استانها گزارش میدهد یا مشکلی را پیگیری میکند. بخشی از کارش هم کاملا مصاحبه است، مثلا میرود با مسوول تربیت بدنی یک استان گفتگو میکند.
فاطمه رحیمی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد