در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگاهی به برخی برنامههای کودک و نوجوان در سالهای گذشته کشور خودمان نمایانگر چنین واقعیتی است که ما خود نیز در این سطح از موفقیت قرار داشتهایم. مدرسه موشها، خونه مادربزرگه، قصههای تابهتا،کلاه قرمزی و پسرخاله، آیا تماشاگر این آثار ماندگار کودک تنها کودکان بودند؟ با وجود این که چنین آثاری بارها از تلویزیون پخش شدهاند، باز هم پخش تکراریشان غیر قابل قیاس با ساختههای امروزی کودک و نوجوان سیماست. حتی همان خانمهای مهربان مجری که بدون تحرک اضافی چند کلمهای برایمان سخن میگفتند و برنامههایی را که قرار بود ببینیم، معرفی میکردند در رده بسیار بالاتری نسبت به اجراهای پر سروصدا و مثلا شوخوشنگ اما بیتناسب با روحیه واقعی کودک هستند که در برنامهای همچون «رنگینکمان» شاهد آن هستیم. آیا آن معرفی ساده مجریان گذشته بهتر بود یا این عبارت منظوم مدام تکرار شونده رنگین کمان که: اگه میخواید شاد بشید/ مثل گلها وا بشید/ بیاید با هم بشینیم/ یه برنامه ببینیم...؟ در سری جدید رنگینکمان به جای عمو پورنگ که با وجود شوخوشنگ بودن بیش از حد، از ارزشهای اجرایی خوبی برخوردار بود و توانایی نشاندن مخاطب پای برنامه را داشت، با شخصیتهای دایی، نیما و عروسک پنگول مواجهایم. هیچ یک از این سه هم شخصیت بخصوصی ندارند. حتی پنگول با اینکه گربه است تفاوتی با یک عروسک انسانی ندارد. بگذارید این عروسک را با یک نمونه موفق شبیه خودش مقایسه کنیم: مخمل. در برنامه عروسکی «خونه مادربزرگه» مخمل یک گربه به تماممعناست. تنبل، بدجنس، زیرک و شکمو که مدام چشمش به دنبال جوجههای مهمان مادربزرگه است. کودک هر آنچه را باید بیاموزد از این گربه میآموزد آن هم به صورت غیرمستقیم نه مثل پنگول در رنگینکمان که روی جزوههای نیما نقاشی کشیده و از ابتدای برنامه کودک قرار است توسط دایی و نیما اینگونه نصیحت شود که: بچهها روی کاغذ سفید نقاشی بکشید نه نوشتههای بزرگترها!
تیپ دایی در رنگینکمان هیچ وجه مثبتی در خود ندارد و گویا تنها برای خنده گرفتن از مخاطب در برنامه گنجانده شده، اما حتی در این تنها مسوولیت خود هم موفق نیست. دایی نمیتواند مخاطبش را بخنداند و تنها کاری که انجام میدهد تلاش برای خنداندن او است. این را بگذاریم در کنار آن پیامهای آشکار که میخواهند بچههای ما را تربیت کنند. ممکن است گفته شود دایی این کارها را انجام میدهد که کودک یاد بگیرد، انجام ندهد. اما این تنها بهانهای بیش نیست. دایی اینجا خودش موضع یک بزرگسال نصیحتگر را دارد.
بحث دیگر زنده بودن اینگونه برنامههای تکراری است که کوچکترین تلاشی هم برای خروج از این قالب کلیشهای مثلث مجری، عروسک و کودکان مهمان ندارند. چه اصراری به پخش زنده است؟ اینجا که باید نیاز مخاطب خردسال از بزرگسال تمایز داده شود، نمیشود و آنجا که بحث عمق و بیان غیرمستقیم است و نباید میان کودک و بزرگسال تفاوت چندانی قائل شد، تأکید میشود بر اینکه نیاز کودک متفاوت از نیاز بزرگسال است و برنامههایی ساخته میشود که نه فقط هیچ بزرگسالی نمیتواند دقایقی از آن را تحمل کند که کودک هم تنها از روی اجبار اینکه به هر حال دوست دارد برنامه کودک ببیند، پای آن مینشیند.
رنگینکمان اگر زمانی به خاطر معرفی چهره متفاوتی در اجرا با نام شخصیت عموپورنگ اتفاق تازهای در نوع برنامهسازی کودک در تلویزیون بهشمار میرفت، در حال حاضر هیچ رنگی از آن موفقیت پیشین ندارد. در وضع کنونی تنها میتوان به برخی موارد استثناء از برنامههای مجموعه رنگینکمان دلخوش داشت. نمونهای مثل مولی ساخته موسسه فرهنگی هنری صبا به طراحی، نویسندگی و کارگردانی نگار استخر که فضای رویاپردازانه و کودکانه زیبایی را به تصویر میکشد. طراحی شخصیتهای انیمیشن آن ساده، اما قوی و تأثیرگذارند، مدت برنامه کوتاه است و اطناب بیجهت ندارد و ترکیب مناسبی میان 3 فرم واقعی، انیمیشن و عروسکی بهوجود آورده است. انیمیشن، فضای رویاگونه را تصویر میکند، شخصیت دختر برای همذاتپنداری بیشتر مخاطب کودک با برنامه است و عروسک مولی نقش گوش شنوا و محرم رازهای دختربچه را به عهده دارد، همانکه نیاز دنیای پر رمز و راز کودکانه است.
رنگینکمان، صبحها ساعت 10 از شبکه5 سیما پخش میشود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: