خانه دوست

آشتی باسنگ‌

ماجده 16 ساله از بهشهر: آقا ضدحال درسی خوردین یا نه؟ شب امتحان بود و هوایی ابری و غمناک. منم مثل همیشه بی‌حال و حوصله برای درس خواندن، بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم و خودم را نصیحت کردن رفتم برای درس خوندن و درس مورد نظر را طی 3 ساعت بکوب خواندم. وقتی تموم شد و ساعت را نگاه کردیم دیدیم دو نصفه شب است.
کد خبر: ۱۸۲۳۰۱

حالا چی؟ 5، 6 درس دیگر مونده تا من یک دور کامل کتاب را تموم کنم و فردا صبحش امتحان دارم. خلاصه بعد از این‌که اون دو تا درسی رو که به زور خیلی خوب خونده بودم مرور کردم گفتم برم سر بارم درس‌ها که معلم‌مون قبلا بهمون داده بود!‌ ای خدا... اون دو تا درس که من خیلی خوب خونده بودم 25/0 بیشتر نمره نداشت!‌ آخه آدم دردشو به کی بگه؟ نتیجه: هر چی سنگه‌ مال پای لنگه راسته.

عاطفه رمضانی از آستارا: سنگ و پای لنگ بیشتر به‌خاطر این توی این ضرب‌المثل به‌هم ربط پیدا کردند که با هم، هم‌قافیه هستند سنگ/ لنگ. اصولا ما ایرانی‌ها علاقه زیادی به قافیه ساختن داریم. اگر چه مولانا میگه قافیه اندیشم و دلدار من/ گویدم مندیش جز دیدار من!‌ولی ما اصولا حرف این دلدار را خیلی گوش نمی‌دهیم و باز می‌وریم سراغ قافیه‌سازی و گرنه این سنگ‌های بیچاره کجا می‌تونند آخه پای آدم رو لنگ کنند؟ چون اگر کوچک باشند که از پس لنگ کردن پای آدم به این بزرگی برنمیان اگر هم بزرگ باشند که خب، آدم می‌بیند‌شون و از کنارشون رد می‌شه یا اون‌ها رو از سر راه برمی‌داره. بیایید با سنگ‌ها آشتی کنیم!‌

حسین منصور‌زاده از بابل:

 آقا نسل سه دارید؟

  نه تموم شده!‌

 اه!‌ اینجا که یه عالم روزنامه جام‌جم هست چطور تموم شد.

‌خب نسل سومش تموم شده!‌

 آخه چه جوری؟

  برو بچه‌ بذار باد بیاد!‌ اه

چند کوچه آن‌طرف‌تر یک دکه روزنامه‌فروشی دیگر:

 آقا نسل سوم داری؟

‌ منظورت جام‌جم است دیگه؟

 بله،‌بله.

 آره داریم.

  ای ول، یکی بده دستت درد نکنه.

با دل خوش و لبخندی از سر رضایت کنار خیابان می‌ایستی و روزنامه را باز می‌کنی. اول از همه می‌روی سراغ صفحه کافه کاغذی. داری یواش یواش مزه کافه را زیر دندانت می‌چشی و لبخند می‌زنی که احساس می‌کنی ناگهان یک کسی ترا انداخته درست وسط دریاچه خزر. بعد می‌بینی که ماشین مدل بالایی آمده از جلویت رد شده و با کمال احترام تمام آب‌های جاری در سطح خیابان را پاشیده روی‌تو و تو مثل پلنگ صورتی موش آب کشیده شدی. در این بین نگاهت می‌افتد به روزنامه و می‌‌بینی بله!  روزنامه هم خیس آب است و ... در این اثنا در حالی‌که داری به شانس خودت بد و بیراه می‌گویی می‌بینی کافه کاغذی پرسیده چرا هر چی سنگه مال پای لنگه؟ آخه اینم پرسیدن داره برادر من؟‌ ما خودمون به عنوان یک پای فعال پایه همه جور. سنگی هستیم، نمونه‌اش همین ماجرایی که تعریف کردم. حالا فهمیدی چرا سنگ‌ها مال پاهای لنگه؟!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها