در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما از آنجا که سیاست ترمیمی! چند سالی است در بیشتر موضوعات وابسته و پیوسته به میراث فرهنگی ایران به جان و جهانش نشسته است، گویا نکته اصلی قرار است با ترمیم این کتیبه به فراموشی سپرده شود.
همه اتمام حجت میکنند که اگر این کتیبه را تا موعدش ترمیم نکنند، چنان میشود و چنین؛ بیآنکه کسی بداند که تاکنون در هیچ نقطه تاریخی و حتی غیر تاریخی جهان مضمون هیچ کتیبهای ترمیم نشده است.
از بعد علمی و در محافل زبان شناسی و تاریخی هیچگاه سخن از ترمیم مضمون یک کتیبه به میان نمیآید؛ زیرا «تحریف» اولین کلمهای خواهد بود که بعد از ترمیم متون یک کتیبه به میان خواهد آمد.
مگر مسوولان میراث فرهنگی دیگر کشورهای تاریخی جهان مثل مصر نه چندان تاریخی، در قیاس با ایران بزرگ، وقتی کتیبههای باستانیاش را تخریبگران از بین بردند، دوباره با سنگ و چکش به جانش افتادند تا کتیبه به وضعیت اولش بازگردد؟
اصلا چرا راه دور برویم، همین کتیبه بیستون یا کتیبههای تخت جمشید که به هزار دلیل موجه و غیرموجه از آغاز کشف تاکنون قسمتهای زیادی از آن تخریب شدهاند، مگر ترمیم متنی شدهاند؟
در علم باستانشناسی و زبانشناسی مرتبط با کتیبههای تاریخی، موضوعی اصلی وجود دارد که بر اساس آن پس از کشف یک کتیبه تاریخی و یا حتی تخریب آن، استناد بیشتر به باقیماندههای متن آن اثر تاریخی است، نه ترمیم شده آن کتیبه. چرا که ترمیمکننده هرچند حاذق باشد، نمیداند متنی که هر کلمه آن با حروف قبلی و بعدیاش مرتبط است در اصل چه بوده است.
جالب آن است که در چند ماه گذشته از کشف کتیبه مخروب و مفلوک خارک مسوولان امر حتی فرصت پیدا نکردهاند مولاژی از آن تهیه کنند تا شاید ترمیم این اثر کمی توجیه شود.
شاید پروژه ترمیم متن این کتیبه موضوعی است که اکنون به واسطه فشارهای رسانهای به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به این سمت پیش رفته است تا افکار عمومی کمی آرام شود و اینطور جلوه کند که «کتیبه تخریب شد که شد ترمیمش میکنیم پس دیگر مشکلی وجود ندارد و همه چیز خوب است، هوا آفتابی و حتما گاوها شیر افشان...»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: