در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این چند سالی که در رادیو فعالیت میکنید، بیشتر به سمت چه سبک برنامههایی رغبت داشتید؟
راستش را بخواهید، خودم را در یک چارچوب یا یک کادر ویژه نبستهام. اساسا فکر میکنم گویندهها و مجریهای رادیو (به غیر از کارشناس مجریها که اشل کاریشان مشخص است!) باید مهارت اجرای برنامههای مختلف را داشته باشند. البته تا آنجا که صدایشان اجازه میدهد و معتقدم گوینده ابزار رادیو است و در جایی که به او نیاز هست، بایستی ایفای نقش کند. من اخیرا به سمت برنامههای گفتگو محور حرکت کردهام. گفتگو با کارشناسان و هدایت بحثها در برنامهای مثل «موج روز» یا گفتگو با مردم و مسوولان در «یک صبح، یک سلام» یکسری برنامههای مفرح در ژانر اجتماعی و ورزشی هم داشتهام.
در تعاریف سازمان، عملکرد تخصصی یک گوینده، چگونه تعریف شده است؟
در حال حاضر، ترجیح میدهند در برنامههایی که سمت و سوی تخصصی دارند، از یک کارشناس مجری در کنار گوینده استفاده شود. چون رادیو همیشه به گوینده عام خودش بیشتر از یک گوینده تخصصی نیاز دارد.
این نیازمندی، بهدلیل عدم پذیرش از سمت مخاطب است؟
اتفاقا برای مخاطب جالب است که گویندهای در کسوت و مقامهای مختلف میتواند اجرای برنامه کند. البته این با بازیگری فرق میکند. چون بازیگر رادیو گاهی در کسوت گوینده ظاهر میشود. ناگفته نماند که گاهی گویندههای ما نیز به شیوههای نادرستی بازیگری میکنند که به نظر من هر دو نادرست است چون شنونده دوست دارد هر کسی را در جایگاه خودش ببیند. مثلا وقتی من گاهی برنامههای طنز را اجرا میکنم، شنوندههایی که برنامههای ثابت من را میشنوند به من خرده میگیرند، برای بعضیها هم جالب است که میبینند آرزو جعفرپور در کنار برنامههایی که قالب فاخرتری دارد، میتواند برنامههای طنز را نیز اجرا کند. ولی در کل برای مخاطب این عوض شدن جایگاهها جالب است. ضمن اینکه در حوزه رادیو این حسن محسوب میشود که گوینده در رشتهای خاص تخصص داشته باشد و در جایگاه مناسب بتواند اظهار نظر کند و این باعث ارتقای کار گوینده است ولی اینکه یک گوینده فقط مناسبتیخوان باشد یا فقط برنامههای فرهنگی
و ... را اجرا کند، مسلما از پس برنامههایی مثل جنگها بر نمیآید و نمیتواند در قالبهای مختلف کاری از پیش ببرد.
آرزو جعفرپور، یکی از اولینهای رادیو جوان است. خودش فکر میکند چقدر حقش را از این رادیو گرفته است؟
اصلا دیدگاه من نسبت به رادیو این طور نیست. هیچوقت به کم و زیادش اعتراض نکردهام به نابرابریها و حتی جابهجاییهای نهچندان منطقی اعتراض میکنم، خیلی هم شدید ... ولی هیچگاه به مالکیت و حق فکر نمیکنم.چون فکر میکنم، اساسا تغییر در ذات رسانه است و ما هم در رادیو نیروهای ثابتی نیستیم و این طبیعی است که مدام در حال تغییر و تحول باشیم من از موقعیتم در رادیو راضی هستم و انرژیام را روی شغل دوم (در کنار گویندگی) گذاشتهام. مراسم، همایشها یا کنفرانسهایی که بیرون از سازمان اجرا میکنم و اساسا فکر میکنم در حیطه کاری بیرون از سازمان همیشه جایی برای فعالیت و حضور اجتماعی گویندهها وجود دارد. به همان میزانی که در رادیو تلاش میکنم، سعی میکنم خارج از سازمان نیز کارم با پیشرفت همراه باشد.
شما یکی از برنامهسازان تبلیغاتی رادیو هستید، میخواهم بدانم آیا رادیو در ساخت چنین برنامههایی، فرمت خاصی را دنبال میکند؟
آگهی همانطور که از اسمش پیداست، وجه اطلاعرسانی و آگاهی رسانیاش مشخصتر است. وقتی در رادیو میخواهند برنامه مشارکتی و تبلیغاتی بسازند، حتما باید به سفارشدهنده توجه شود. یعنی شرکت یا شخص سفارشدهنده چارچوب کلی برنامه را تعیین میکند. منتهی چون اغلب با فرمتهای برنامهسازی در رادیو آشنایی ندارند، در نتیجه ما بایستی بهآنها کمک کنیم. در کل، فرمت خاصی را دنبال نمیکنیم و بیشتر وجه سلیقهای کار مدنظر است.
در انتخاب نریتور و موسیقی سلیقه سفارشدهنده اعمال میشود؟
بله. این اتفاق معمولا میافتد. پیشنهادشان را میدهند و مثلا ما با گویندهای خاص به عنوان نریتوری که آنها مد نظرشان است صحبت میکنیم و غالبا هم کار خوبی از آب در آمده است. در مواقعی نیز این اختیار را به ما (به عنوان برنامهساز) دادهاند که در انتخاب گوینده دخل و تصرف داشته باشیم. ولی این مساله در مورد موسیقی کمتر اتفاق میافتد. در برنامههای مشارکتی، فضا برای پخش موسیقی خیلی کم است. چون فضایی که در اختیار داریم مدت زمانی در برنامههای رادیوی است که زمان آن توسط شرکت سفارشدهنده خریداری شده است و موسیقی را تا جایی استفاده میکنیم که فاصله بین بخشهای مختلف برنامه تبلیغی مشخص باشد.
غالبا هم سفارشدهنده در انتخاب موسیقی اظهارنظر نمیکند ولی اگر ترانهای خاص مدنظرشان باشد،سعی میکنیم ترانه یا آنونسی ساخته شود که در قالب آن نام شرکت یا محصول برده شود و به این شکل از موسیقی استفاده بهینه نیز شده است. یعنی در یک خط فاصله کوتاه، وجه تبلیغاتی کار نیز حفظ میشود.
اغلب برنامههای مشارکتی و تبلیغی بخشی از زمان برنامههای رادیویی (از جمله برنامههای زنده) را به خود اختصاص میدهند. این کار بر چه اساسی انجام میشود و آیا با صلاحدید سردبیر آن برنامه است؟
رادیو و تلویزیون در وهله نخست باید درآمدزا باشند. این یکی از چارچوبهای مصوب و تعیینشده سازمان است و بخش زیادی از هزینهها و بودجههای سازمانی بایستی از محل برنامههای تبلیغاتی تهیه شود. خوشبختانه به دلیل پتانسیل بالای چنین برنامههایی در بحث درآمدزایی در حد معقول و منطقی در شبکههای مختلف با صلاحدید مدیر شبکه و مدیرتولید برنامههای مشارکتی ساخته میشوند و براساس توافقی که با شرکت سفارشدهنده انجام میشود، زمان پخش آن برنامه نیز تعیین میشود و نامه دستور پخش در اختیار سردبیر و تهیهکننده برنامه قرار میگیرد و مسوول برنامه ملزم است که زمانی را در اختیار مدیر تولید قرار دهد.
در حال حاضر تقسیمبندیهای آگهیهای تبلیغاتی در رادیو چگونه است؟
تبلیغات در رادیو شامل دو بخش است. بخشی به عنوان تیزر که به معنای زمان کوتاه است، یعنی از 10 ثانیه شروع میشود و در نهایت یک تا 2 دقیقه طول میکشد. (البته سقف زمان بند تیزرها به تازگی 60 ثانیه در نظر گرفته شده است) درکل تیزرها آگهیهای کوتاه، مختصر و مفیدی هستند که صرفا جنبه تبلیغاتی دارند که هم در تلویزیون و هم در رادیو قابل استفاده است. بخش دیگر برنامهسازی تبلیغاتی است که تحت عنوان برنامههای مشارکتی شناخته میشود که بالای 3 دقیقه زمان را به خود اختصاص میدهد و تا
15 دقیقه هم ادامه دارد. طبیعتا برنامههای مشارکتی بایستی دارای آرم باشند، با مقدمهای شروع شوند.
بخشهای مختلفی مثل مصاحبه و گزارش و همچنین گفتگو با نفرات اول و مدیران شرکت سفارشدهنده در آن گنجانده میشود و به صورت یک پک کامل تبلیغاتی است که صرفا جنبه تبلیغاتی ندارد. یعنی در برنامههای مشارکتی به آن سمت میرویم که آگاهیسازی کنیم و مزیت استفاده از آن محصول یا خدمات را نشان میدهیم.
در بخش آگهیهای بازرگانی، غالبا صدای آگهیهای تلویزیونی به عنوان تیزر پخش میشود. از نظر ساخت برنامههای تبلیغاتی رادیو،این کار حرفهای است؟
نخیر... اصلا! بارها کلماتی در تیزرها به کار برده میشود که به دیدن اشاره دارد یا مکثهایی در بین جملات و کلمات وجود دارد که استفاده از آن تیزر را در رادیو، به کل بیمعنی و بیمحتوا میسازد. ضمن این که میکس تصاویر با صدا در تلویزیون اغلب به نحوی است که وقتی صدای آن تیزر در رادیو کاربری پیدا میکند، کیفیت صدا بسیار پایین میآید.
فکر میکنید در ساخت برنامههای تبلیغاتی در رادیو به مرحله تخصصی شدن رسیدهایم؟
ساخت این برنامهها فعلا به صورت تخصصی نیست اما پیشنهاد من به معاونت صدا این بود که فکری برای طرح و تامین برنامههای مشارکتی کنند و تشکل واحدی برایش در نظر بگیرند تا به صورت یک مجموعه، متولی ساخت برنامههای تبلیغاتی در رادیو داشته باشیم. در حال حاضر تشکل نظاممندی برای این منظور وجود ندارد و هر چه هست توافقی است بین سفارشدهندهها و مدیران داخلی شبکه.
در ابتدای صحبتتان بر وجه اطلاعرسانی آگهیها اشاره کردید. این مساله با توجه به وجود تصویر در تلویزیون در مقایسه با رادیو در مرحله پایینتری قرار میگیرد، درست است؟
آگهیهای تلویزیون فرق عمدهاش با آگهیهای رادیویی ما همین است. چراکه آنقدر تصویر شما را در سیطره خودش دارد و شما را محصور میکند که از اندیشیدن و فکر کردن راجع به آن محصول و از تفکر راجع به نیازورزی شما به آن سلب اختیار میشود، منتها رادیو همان طور که در ذاتش نیز هست، مجالی به شما میدهد برای فکر کردن و در نتیجه شما در برنامههای مشارکتی رادیویی، میتوانی اطلاعرسانی دقیق و درست و همراه با اندیشه را به مخاطب بدهی. آقای دکتر خجسته نیز به عنوان یکی از تئوریسینها و نظریهپردازان رادیویی، بارها به این مساله اشاره کردهاند که بهتر است یک تقسیمبندی بین آگهیهای تبلیغاتی رادیویی و تلویزیونی قائل شویم. به این نحو که آگهیهای خدماتی یا خوراکی و در حقیقت مصرفی از رادیو پخش شود و در تلویزیون از تیزرها و آگهیهای فرهنگی و هنری استفاده شود.
ضمن این که به نظر من، در انتخاب تبلیغات باید خصلت درونی و فرهنگی رادیو نیز در نظر قرار گیرد.
دقیقا! اتفاقا نکته همین است چون رادیو به اسم رسانه فرهیختگان شناخته میشود و به همین دلیل حساسیت آن نیز بیشتر است، باید خیلی مراقب بود که محصول یا کالایی را که در رادیو معرفی میکنیم و پشت ویترین رادیو قرار میدهیم، هویت این رسانه و مستند بودن و جایگاه رفیعش را مخدوش نکند.
گویندهای که صدایش را مدام برای خواندن آگهی تبلیغاتی خرج میکند، بر وجه هنریاش و اصالت صدایش خدشهای وارد نمیشود؟
این دوگانگی و دودستگی بین گویندهها، تا دهه 70 وجود داشت. به این صورت که یک عده تیزرخوان بودند و عدهای دیگر که بیشتر شامل گویندگان پیشکسوت میشدند بشدت با این کار مخالفت میکردند. منتهی آسانی این کار در مدت زمانی کوتاه، انرژی کم و توان اندکی که میشود در یک وقت محدود و درآمد بسیار بالایی که دارد، وسوسهانگیز بود و باعث شد که این مرز شکسته شود. ضمن این که آگهی خواندن برای یک گوینده قابلیت محسوب میشود. شتاب در کلام، ادای درست کلمات، نفسگیری صحیح و شناخت فضای تیزرهای مختلف اعم از فرهنگی، جوانپسند، عامهپسند، محزون و... اینها همه مهارت است که اگر گویندگان تیزرخوان دارای این مهارتها باشند، به نظر من مایه تفاخر و مباهات نیز هست. ضمن این که گوینده هر چه در رادیو مطرح و بنام باشد بایستی در انتخاب تیزرها نیز گزینشیتر عمل کند.
یکی از دغدغههای شرکتهای سفارشدهنده این است که گویندگان مطرح اغلب مبالغ بالایی را برای یک تیزر چند ثانیهای طلب میکنند. توجیه این مساله از نظر شما چگونه است؟
ببینید! گوینده در طی سالیانی که روی صدایش کار میکند تا حنجرهاش شکل بگیرد، مدام باید گوش دهد، مدام باید تمرین کند تا گویندهای قابل شود. پس وقتی این صدا را میسازد و تلاش میکند که حنجرهاش قابل استفاده شود، باید دستمزد سالیان سال تلاشش را بگیرد. این صدای گوینده است که وقتی آگهیای را میخواند، جلب مشتری میکند و این بحث مالی و سودآوری را برای آن شرکت به دنبال دارد.
و به نظر من آن شرکت باید افتخار کند از چنین صدایی در تبلیغ محصولاتش استفاده کرده است.
آزاده خواجهنصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: