طبق معمول اینگونه فیلمها، قصه و تعلیق آن است که نقش اصلی را بازی میکند. مطرح و مشهور بودن بازیگران آن اهمیت چندانی ندارد. به جز لیلی تیلور که برای تماشاگران سینما چهرهای سرشناس است، بقیه بازیگران فیلم افرادی تازهکار و نه چندان مشهور هستند. این بازیگران عبارتند از: آلکس نیشر، پیتر کلایت لوک، اسکات اسپیدمن جماوارد، کیپ ویکز، لورا مارگولیس و گلن هورتن.
قصه
کریستین و جیمز (با بازی لیلی تیلور و اسکات اسپیدمن) یک زوج جوان پس از شرکت در یک مراسم عروسی، راهی منزل خود میشوند. خرابی ماشین باعث میشود آنها به اجبار شب را در یکی از اتاقهای یک هتل دور افتاده و متروک سرکنند. نیمههای شب در اتاق آنها صدایی به گوش میرسد. زوج جوان وحشت میکنند، زیرا هیچ آشنایی در این منطقه ندارند که بخواهد با آنها تماس بگیرد. در پشت در اتاق آنها، سه غریبه که نقاب بر چهره دارند، ایستادهاند. هدف آنها هجوم وحشیانه به محل اقامت این زوج جوان است. خیلی زود این زوج جوان خود را درگیر یک تلاش و درگیری خشونتآمیز میبینند. آنها که آدمهایی آرام و صلحصلب هستند، خیلی سریع متوجه میشوند برای حفظ جان خود و نجات زندگی خویش، باید دست به اقداماتی بزنند که تا به حال حتی فکرش را هم نمیکردند. در این منطقه کسی وجود ندارد که به آنها کمک کند و زوج جوان باید فقط به خودشان و تواناییهایشان تکیه کنند. در عین حال، این سوال برای آنها نیز مطرح میشود که این غریبههای نقابزده چرا به آنها حمله کردهاند؟
نقد
«غریبهها» برای سرگرم کردن دوستداران سینمای ترسناک ساخته شده و کسانی که به این نوع سینما علاقهمند هستند، حتما از تماشای آن لذت خواهند برد. نکته اصلی فیلم، قصه سراسر تعلیق و پر تنش آن است که بیننده را از اول تا آخر به دنبال خود میکشد و او را برای لحظهای آرام و راحت نمیگذارد. این نوع فیلمها که اثر معروف و کلاسیک «قتلعام زنجیرهای تگزاس» هم در این رده فیلم قرار میگیرد، نوعی بازی خطرناک و نادر را در پیش میگیرند که باعث خلق نوعی احساس ناراحتکننده و مداوم در درون تماشاچی میشوند. لحن روانشناسانه فیلم بهگونهای است که اطلاعات لازم و ضروری را پله به پله در اختیار بیننده قرار میدهد. این اطلاعرسانی پلکانی تعلیق ویژهای در دل قصه خلق و تماشاچی را کاملا مجذوب خود میکند. در حقیقت هدف اصلی یک فیلم ترسناک واقعی همین است و «غریبهها» در این رابطه وظیفه خود را خیلی خوب انجام میدهد. هر لحظه فیلم تنشی در خود دارد که حکایت از یک فیلم ترسناک جذاب میکند. با آن که «غریبهها» اولین ساخته سینمایی برایان برتینو است، ولی او توانسته خیلی خوب از عهده کار برآید. وی هم بازیگران را خیلی خوب رهبری کرده و هم قصه جذابی نوشته است. با آن که فیلم ترسناک است، ولی لحظات دراماتیک خوبی هم دارد. این لحظات دراماتیک خیلی خوب در دل قصه جای میگیرند و اصلا حالت تحمیلی ندارند. تنش و تعلیق در فیلم در نهایت خود قرار دارند و سطح بالای آن، سطح توقع تماشاچی را بالا میبرد. چرخش قصه فیلم در نیمه دوم عالی، هیجانانگیز و غیرقابل پیشبینی است. کاراکترهای فیلم (چه مثبت و چه منفی) کاملا باورپذیر هستند و شکل و شمایلی تحمیلی ندارد. این کاراکترها به هیچ وجه شبیه کاراکترهای کلیشهای فیلمهای ترسناک نیستند. به همین دلیل، اقداماتی که آنها انجام میدهند برای بیننده قابل پیشبینی نیست و او نمیتواند فکر و تصور کند که آنها در این یا آن لحظه میخواهند چه کار کنند. همین نکته جذابیت قصه فیلم را برای تماشاچی بیشتر و بیشتر میکند. شاید بسیاری از تماشاگران فیلم ندانند که «غریبهها» نسخه دوبارهسازی شده یک فیلم اروپایی به نام «آنها» است، فیلمی که به صورت مشترک توسط دیوید مورو و خاویر پالور ساخته شد. میتوان گفت برای همین است که فیلم برتینو حال و هوایی آبستره دارد. برتینو ژانر سینمای ترسناک و دلهرهآور را با این فیلم وارد مرحله تازهای میکند. او در شروع فیلم به خوبی زوج جوان را معرفی میکند و از دل دیالوگها، تماشاچی را متوجه مسائل و مشکلات آنها میکند.
این شروع در ادامه فیلم، حوادث ترسناک بعدی را توجیه کرده و توضیح میدهد. هجومی که توسط غریبهها پس از تاریکی شب صورت میگیرد، به خوبی زمینهچینی میشود. یکی از غریبهها وقتی در اتاق این زوج را میزند، میپرسد: «تامارا خانه است؟» این سوال مطرح میشود که تامارا کیست؟ اما خود این غریبهها کیستند و چه میخواهند؟ سبک فیلم شبیه کارهای سینمای اروپا (و بیش از هر کس میخائیل هانتک) است و شباهت چندانی به آثار مد روز هالیوودی ندارد. «غریبهها» از آن جمله آثاری است که قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم دنبالهدار را دارد و باید دید آیا صنعت سینما دست به تولید قسمتهای بعدی آن هم خواهد زد یا خیر.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم