سخن هنرمندان از رویکرد تئاتر ایران به ادبیات داستانی
قصههای ایرانی با بیمهری مواجهند
گروه فرهنگ و هنر - مهدی یاورمنش: تئاتر ایران در یکی دو سال اخیر در رویکردی جدید، اقتباسهای متعددی از ادبیات داستانی را روی صحنه برده است.
نگاه هنرمندان عرصه نمایش به داستانها و رمانهای نویسندگان معروف، از یک سو مخاطبان بیشتری را به تالارهای نمایشی کشانده و از سوی دیگر دغدغههایی را درباره چند و چون این گرایش به همراه داشته است.
بهروز غریبپور، کارگردانی است که سال 1376 رمان «بینوایان» را در فرهنگسرای بهمن اجرا کرد و ابتدای امسال رمان «کلبه عموتم» را روی صحنه برد.
کد خبر: ۱۸۱۴۵۴
وی با اشاره به تعداد اندک مخاطبان تئاتر در ایران میگوید: دلیل اصلی رویکرد من به رمان معروف کلبه عموتم آن بود که بسیاری از مردم آن را میشناختند. این ذهنیت باعث میشد تماشاگرانی که تاکنون به تئاتر علاقهای نداشتند، به بهانه دیدن این نمایش به تالار بیایند. چنین اتفاقی قطعا به نفع هنرهای نمایشی ایران خواهد بود.
محمد اسکندری، نمایشنامهنویسی که در کارنامه خود چندین اقتباس از آثار داستانی و حتی شعر را دارد، چنین رویکردی را بویژه برای تئاتر ایران اجتنابناپذیر و سودمند میداند و میگوید: باید بپذیریم که ما نمایشنامه درخشان و قوی کم داریم و حتی داستاننویسهای خوب ایرانی وقتی به عرصه ادبیات نمایشی وارد شدهاند، متون درخوری را پدید نیاوردهاند. این نویسنده که نمایشنامه کوری را براساس رمانی به همین نام از ژوزه ساراماگو نوشته است، ادامه میدهد: در کوتاهمدت، آثار داستانی فاخر جهان میتواند به ارتقای سطح متون اجرا شده بینجامد و ما را با ساختارمندی این گونه نوشتهها آشنا کند. در بلندمدت هم چنین اقتباسهایی قطعا در تولید نمایشنامههای ایرانی تاثیر مثبت و عمیق میگذارد و در آینده شاهد آثار قویتری خواهیم بود. محمد یعقوبی هم که در این هفته نمایشنامه ماچیسمو را با اقتباس از رمان «کنسول افتخاری» نوشته گراهام گرین روی صحنه برده است، با اشاره به آفتهای اقتباس میگوید: در تبدیل یک رمان به نمایشنامه، تنگناها و چالشهایی وجود دارد که باید با دقت از آنها عبور کرد. تعدد فضاها، شخصیتها و ساختار متفاوت داستان و رمان با نمایشنامه از موانعی است که در مسیر اقتباس باید از آنها عبور کرد.
این کارگردان تاکید میکند: در اقتباس مهمترین مساله این است که حاصل کار، یک اثر دراماتیک و نمایشی باشد. وقتی اقتباسی را از روی یک رمان انجام میدهیم، اگر متن نهایی دارای ویژگیهای نمایشی باشد، کار درست انجام شده است.
بهروز غریبپور هم در این باره میگوید: انتخاب رمان مناسب، گام اول موفقیت در اقتباس است. قطعا آثاری که در آنها دیالوگ رد و بدل شود، شخصیتها رنگ و هویت داشته باشند و موضوع از گره و پیچیدگی برخوردار باشد، اقتباس راحتتر و موفقتر خواهد بود. منیژه محامدی، کارگردانی که چندین اقتباس از ادبیات داستانی را به روی صحنه برده است، با تاکید بر این که نمایشنامه اقتباسی را باید به عنوان یک اثر مستقل شناخت، توضیح میدهد: در هر اقتباسی اگر مضمون، فکر، مفهوم و ساختار محتوایی اثر اصلی منتقل شود، به موفقیت دست یافتهایم. در واقع تماشاگر نباید به دنبال آن باشد تا یک داستان بلند را به طور کامل روی صحنه ببیند؛ چرا که این کار شدنی نیست.
جدا از این بحث که امر پذیرفته شده اقتباس از آثار داستانی تا چه اندازه در تئاتر ایران موفقیتآمیز بوده یا نه، گرایش به رمانهای خارجی و بیتوجهی به ادبیات فارسی از سوی هنرمندان عرصه نمایش در ایران پدیدهای است که باید کالبدشکافی شده و دلایل آن را جستجو کرد.