عواملی نظیر تغییرات جوی، زمینلرزهها و وقوع آتشفشانها ناشی از فشارهایی هستند که بر پوسته زمین در جریان بروز این تغییرات تاثیر میگذارند. در این میان برخی صاحبنظران مدعی هستند که زمین در آیندهای که هنوز نمیتوان زمان آن را دقیقا پیشبینی کرد تغییر قطبی قابل توجه دیگری را تجربه خواهد کرد و در نتیجه تمامی قارههای زمین ممکن است ناپدید شوند و در عین حال میتوان این گونه متصور شد که سر و کله قارههای جدیدی پیدا شود.
در این خصوص نظریههایی نیز مطرح شده که اتفاقا طرفداران زیادی نیز پیدا کردهاند. این نظریهها زمانی وارد طیف گسترده تئوریهای خیانتآمیز علمی جهان شد که برخی مدعی شدند شماری از دولتها و دانشمندان متخصص در این عرصه از تحقق این تغییرات در آینده آگاه بودند، با این حال از انتشار این اطلاعات و آگاهسازی مردم خودداری میکردند. گفته میشود توجیه آنها در این خصوص، جلوگیری از بروز وحشت عمومی در میان مردم جهان بوده است.
با این حال بسیاری از محققان جهان نیز بر این باورند که اصولا طرح نظریهای همچون تغییر قطبهای زمین زاییده تخیل است و نمیتوان برای آن هیچ اساس و مبنای علمی ارائه کرد. با این حال و همزمان با توسعه دانش بشری این نظریه شکل و بوی متناسبتری پیدا کرده است. در سالهای بسیار دور این ذهنیت نادرست برای عوام مردم جا افتاده بود که فرآیند تغییرمکان قطبها بسیار سریع روی داده چنانکه باید شاهد تغییرات مکانی قطبها تنها در عرض چندین دهه بود حال آنکه با مطرح شدن نظریه علمی تغییر مکان قطبها و ارائه دلایل قابل توجه علمی درخصوص بروز احتمالی این پدیده در سایر سیارات، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که اگر هم چنین نظریهای درست باشد، تغییر مکان قطبها به ازای هر یک میلیون سال یک درجه یا حتی کمتر خواهد بود.
در سال 1852 میلادی، ژوزف آدمار از ریاضیدانان سرشناس قرن نوزدهم این پیشنهاد را مطرح کرد که ایجاد تراکم در تودههای یخ مناطق قطبی که به صورت دورهای و تناوبی روی میدهد موجب ایجاد جابهجایی در مکان بخشهای مختلفی از زمین از جمله خط استوا و حرکت تدریجی آن به سوی جایی که قطبها قرار دارند میشود.
گرچه هنوز تردیدهای علمی زیادی دراینباره وجود دارد، اما بدون توجه به سرعتی که برای این تغییر مکان احتمالی تصور شده است، تغییرات مکانی قطبها احتمالا به واسطه تغییرات عمده جوی روی میدهد و پیامدهای آن در سطح زمین مشاهده میشود.
با این حال بشر که برای یافتن به پاسخی قانعکننده درخصوص این موضوع سالها صبر کرده و انحرافات و خیانتهای علمی زیادی را متحمل شده بود، به واسطه انجام یک سری تحقیقات بنیادین، به درستی با نادرستی این نظریه و سرعت آن پی برد. تحقیقات گستردهای که از سوی زمینشناسان و دانشمندانی نظیر آدام مالوف از دانشگاه پرینستون و گالن هالورسون از دانشگاه پل ساباتیر در تولوز فرانسه انجام شد، نشان داد زمین هر 800 میلیون سال یک بار و در دوران پیش از دوره زمینشناسی «کامبریان» خود را متعادل میکرده است. این دانشمندان نظریه جالب توجه خود را با انجام آزمایشهایی روی مواد معدنی مغناطیسی رسوبی در مجمعالجزایر نروژ مورد بررسی دقیق قرار دادند. نتایج بررسیهای آنان نشان داد مکان قطبهای زمین در کمتر از 20 میلیون سال حدود 50 درجه تغییر جغرافیایی داشته است.
در کل به نظر میرسد مطرح شدن نظریه تغییر مکان قطبها فرآیندی بحثبرانگیز برای بشر و گستره دانش آن محسوب میشود. این نظریه در ابتدا با اغراق زیادی برای برخی از جوامع مطرح شد، اما در ادامه و در حالی که بسیاری از دانشمندان آن دوران از صحت آن تا حد زیادی مطمئن بودند، بنابر دلایلی همچون جلوگیری از ترس و وحشت عمومی از بیان آن خودداری کردند تا این خودداری از بیان، به خیانتی علمی تعبیر شود.
اساسا نظریه تغییر مکان قطبها برای نخستین بار و به صورت علنی در دهه 1960 میلادی مطرح شد که پس از بررسیهای متعدد از سوی جوامع علمی جهان رد شد چون در آن زمان هیچ گونه مبنای محکم علمی برای آن ارائه نشده بود. البته محققان میگویند نباید این نظریه بحثبرانگیز را با تئوری پذیرفتهشدهای موسوم به مهندسی تکتونیک زمین اشتباهی گرفت. بر اساس این تئوری پذیرفته شده، سطح زمین متشکل از صفحات جامدی است که روی صفحه سیالی موسوم به آستنوسفر (asthenosphere) در حال حرکت و تغییر موضع دائم است.
موضوع بحث برانگیز جابهجایی قطبها با گذشت زمان و مطرح شدن نظریههای جانبی و مرتبط با آن دستاویز برخی سودجویان علمی نیز شده است. به عنوان مثال در برخی کتب عنوان شده است که در سال 2012 میلادی و در ادامه فرآیند تغییر مکان قطبها، جای قطبهای شمال و جنوب تغییر خواهد کرد. با این حال به واسطه تحقیقاتی که محققان در فرانسه و آمریکا انجام دادهاند نمیتوان در بهترین حالت نیز متصور شد قطبهای زمین در این مدت زمان ناچیز دچار جابهجایی شوند.
در این میان برخی پا را از این حد فراتر گذاشته و با اعمال تغییراتی ظاهری در اصل قضیه پذیرفته شده «معکوس شدن میدان مغناطیسی زمین» بر کلیت قضیه جابهجایی قطبها خدشه وارد کردهاند. این نظریه بر این اصل استوار است که میدانهای مغناطیسی زمین به صورت متناوب با یکدیگر جابهجا میشوند. از آن گذشته همواره در محافل علمی جهان نظریه اخیر قابلقبولتر از مبحث تغییر مکان قطبهای زمین بوده است.
فرهاد قاضی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم