در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به دنبال زمستانی سراسر اختلافنظر و افتراق بر سر آینده کوزووی مستقل وقتی سران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) طی ماه آوریل در بخارست، پایتخت رومانی گرد آمدند رویکرد تقریبا هماهنگی در قبال بالکان داشتند.
ناتو در آستانه دعوت از 3 کشور این منطقه یعنی آلبانی، کرواسی و مقدونیه برای پیوستن به این سازمان قرار داشت. مقدونیه به سان دو همسایهاش همه پیشنیازها و شروط ناتو برای الحاق را تامین کرده بود. رهبران این کشور علاوه بر آن مطالبات سیاسی قدرتهای غربی از جمله انعقاد توافقنامه صلحی بین اکثریت بومی و اقلیت آلبانیایی را نیز برآوردند. فراتر از آن مقدونیه با هدف جلب حمایت ایالاتمتحده از سال 2003 اقدام به اعزام نیرو به عراق و افغانستان کرده بود.
وقتی نشست بخارست شروع شد جورج بوش، رئیسجمهور ایالاتمتحده طی نطقی به صراحت از حمایت واشنگتن از درخواست مقدونیه برای عضویت در ناتو گفت. درست در نقطه مقابل اختلاف نظرهای ریشهای و مداوم در قبال کوزوو همه اعضای پیمان از دعوت از مقدونیه برای الحاق به ناتو حمایت میکردند.
تنها مخالف یونان بود که به دلیل اعتراض دیرینهاش به نام مقدونیه تلاش سیاسی گستردهای را برای جلوگیری از باز شدن درهای ناتو به روی این کشور آغاز کرده بود و در انتها این مقدونیه بود که پشت دروازه ناتو ماند.
ضربالاجل ناتو
یاپ دهوپ شفر، دبیرکل ناتو پس از نشست بخارست به آتن و اسکوپیه سفر کرد و خواستار دستیابی دو پایتخت به راهحلی میانه برای برونرفت از بحران 17 ساله اعتراض یونان به نام رسمی مقدونیه تا قبل از پایان ماه جولای شد تا مقدونیه بتواند همگام با کرواسی و آلبانی به عضویت این سازمان درآید.
متاسفانه دورنمای تحقق این هدف بویژه در سایه حمایت ضمنی ناتو از ادعاهای یونان چندان روشن به نظر نمیرسد. واقعیت این است که خیلیها در اروپا اهمیت و عمق این مناقشه را درک نمیکنند. این گروه ایده تهاجم نظامی کشوری کوچک چون مقدونیه به یونان برای تصاحب استان مقدونیه که گفته میشود زادگاه اسکندر مقدونی است را به باد استهزاء میگیرند.
چنین نگاهی به مساله موجب شده هیچ کس عجلهای برای حل این بحران نداشته باشد. منازعه بر سر هویت در بوسنی، کرواسی و کوزوو عامل اصلی درگرفتن نبردهای خونین در این مناطق بود. تمرکز به هویت در مقدونیه اگر بیشتر از سایر جاها در بالکان نباشد، کمتر نیست. به عبارت سادهتر مساله فقط ناکامی مقدونیه در راهیابی به ناتو نیست بلکه تشدید فشارها بر اسکوپیه است که میتواند پیوستگی و یکپارچگی این کشور را در معرض تهدید قرار دهد.
با باز ماندن پرونده مقدونیه سایر کشورها ازجمله صربستان و روسیه میتوانند طرحهای خود برای باز نگاهداشتن سایر پروندهها ازجمله استقلال کوزوو را به مرحله اجرا در آورند. چنانچه مقدونیه باری دیگر به ورطه هرجومرج و منازعات داخلی درغلطد احتمال این که بحران در درون مرزهای این کشور بماند بسیار اندک است.
این مساله موجب شده ایالاتمتحده و اتحادیهاروپایی حل بحران نام مقدونیه را در فهرست اولویتهای خود در بالکان قرار دهند. حرکت در این مسیر مستلزم درک درست مشکلات است. اختلافنظر آتن و اسکوپیه بر سر نام رسمی مقدونیه طی 17 سال گذشته به مسالهای حیثیتی تبدیل شده است.اگرچه سیاستمداران هر دو کشور سعی داردند از این بحران بهرهبرداری سیاسی کنند اما تا آنجاکه به رویکردشان به اصل بحران مربوط میشود موضع آتن و اسکوپیه لااقل از یک بابت تفاوتی اساسی با هم دارد. در حالی که یونان ادعای مقدونیه مبنی بر انتساب اسکندر به این کشور را رد میکند دولت مقدونیه مشکلی با ادعاهای یونان در این زمینه ندارد.
ثبات در معرض خطر
سال 2001 میلادی بود که مقدونیه در آستانه شکلدهی به چهارمین منازعه قومی پس از فروپاشی یوگسلاوی سابق قرار گرفت. همه مولفههای تاثیرگذار بر جنگهای بالکان از جمله بالا گرفتن احساسات قومی برای آغاز منازعه دیگری یکجا گرد آمده بودند.
به دنبال تنها چندماه درگیری مسلحانه نزدیک به 10 درصد جمعیت این کشور آواره شده بودند و درست بهسان منازعات قبلی در کشورهای همسایه بحران هویت علت اصلی در گرفتن نبردهای مسلحانه بود. اقلیت آلبانیاییتبار مقدونیه که نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل میدهند پس از منازعهای خونبار از حق گویش به زبان خود و بر افراشتن پرچمهای تاریخی آلبانیاییها برخوردار شد.
مفاد موافقتنامه صلح اورهیه که به منازعه خونبار اقلیت آلبانیاییتبار مقدونیه با اکثریت این کشور پایان داد با گذشت سالها هنوز هم حساسیت برانگیز است. هیچ کس به اندازه اقلیت آلبانیاییتبار مقدونیه این حساسیت را درک نمیکند و دقیقا به همین دلیل بود که رهبران این اقلیت لااقل تا قبل از زمان برگزاری نشست بخارست از پافشاری اسکوپیه بر صیانت از نام رسمی مقدوینه حمایت میکردند.
براساس نظرسنجیای که پس از نشست بخارست انجام شد مخالفت با تغییر نام رسمی مقدونیه در بین اقلیت آلبانیاییتبار این کشور بشدت کاهش یافته است. به اعتقاد تحلیلگران این مساله نمادی از تغییر دیدگاه اعضای این اقلیت است که اکنون از مصالحه بر سر نام مقدونیه برای فراهم آمدن زمینه الحاق این کشور به ناتو حمایت میکنند.
ناکامی در پیوستن به ناتو برای اتباع مقدونیه که عمیقا اعتقاد دارند الحاق به این سازمان امنیت و توسعه را برای کشورشان به ارمغان میآورد ناامیدکننده است. به همین دلیل است که اقلیت آلبانیاییتبار مخالف حفظ نمادهایی است که هزینه سنگینی برای کشور به ارمغان میآورد. در نقطه مقابل همین نمادها از نگاه اکثریت مقدونیه معادل هویت و حیاتش است.شکست تلاشهای اسکوپیه برای عضویت در ناتو طی نشست بخارست موجب شده احساسات ملیگرایانه در بین اکثریت مقدونیه تقویت شود. این مساله تا حدودی ناشی از سیاسی کاری حزب حاکم مقدونیهای که به جای همکاری با احزاب اپوزیسیون برای رسیدن به راهحلی میانه درصدد بهرهبرداری سیاسی از این شکست برآمد.
چنانچه ضربالاجل تعیین شده از سوی ناتو برای حل و فصل بحران نام مقدونیه بگذرد امیدهای مقدونیه برای الحاق به اتحادیهاروپایی هم بر باد خواهد رفت چراکه یونان در این اتحادیه از موقعیت مستحکمتری در قیاس با ناتو برخوردار است. مقدونیه در ناتو لااقل از حمایت ایالاتمتحده به عنوان وزنهای تاثیرگذار برخوردار بود در حالی که پشتیبانی واشنگتن از اسکوپیه در اتحادیهاروپایی خریداری ندارد.
این مساله هم تبعات امنیتی زیادی برای مقدونیه خواهد داشت. اکثریت مقدونیه با امید به پیوستن به ناتو و الحاق به اتحادیهاروپایی حاضر به قبول توافقنامه اورهیه و بازنگری در قانون اساسی برای برآوردن نظر بروکسل شد که روی گرداندن از این توافقنامه میتواند بسترساز مشکلات زیادی باشد.
منبع: فارین افرز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: