قتل پدرزن‌

قاتل فراری که پدر همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود پس از 3 سال توسط پلیس دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر یکی از روزهای تابستان سال 84 زنی جوان هراسان به پلیس استان بوشهر مراجعه کرد و گفت شوهرش با کلت کمری به پدرش حمله کرده و قصد کشتن او را دارد. ماموران بلافاصله خود را به خانه پدرزن جوان رساندند اما با جسد غرق در خون او روبه‌رو شدند.
کد خبر: ۱۸۰۹۳۶

با انتقال جسد به پزشکی قانونی به دستور بازپرس، زن جوان مورد بازجویی قرار گرفت، وی گفت: من و داریوش چند سال قبل با هم ازدواج کردیم اما از آنجایی که شوهرم مرد بسیار بداخلاقی است، بر سر هر مساله کوچکی مرا کتک می‌زد، چون نتوانستم شرایط را تحمل کنم، خانه او را ترک کردم و به منزل پدرم رفتم، ولی داریوش بسیار اصرار داشت که به خانه‌اش برگردم.

زن جوان ادامه داد: می‌دانستم اگر برگردم باز هم مرا کتک خواهد زد، تجربه این کار را داشتم پیش از آن هم چند بار شوهرم مرا به خانه بازگردانده بود و باز هم به بدرفتاری‌هایش با من ادامه داده بود، به هر حال این بار گفتم راهی به جز جدایی نیست و من می‌خواهم از داریوش طلاق بگیرم. کشمکش‌های ما ادامه داشت و همسرم می‌دانست که دیگر راه برگشتی وجود ندارد. از آنجایی که پدرم از من حمایت می‌کرد داریوش از دست وی بسیار عصبانی بود و او را مقصر می‌دانست، آنها چند بار با هم درگیر شده بودند اما پدرم حاضر نشده بود مرا به خانه شوهر بازگرداند، تا این که یک شب قبل از حادثه داریوش دوباره به خانه پدری‌ام آمد و تهدید کرد اگر پدرم مرا به خانه بازنگرداند، پدرم را خواهد کشت.

زن جوان ادامه داد: پدرم تهدید داریوش را جدی نگرفت، هرچند که من از او خواهش کردم موضوع را به پلیس اطلاع دهد اما قبول نکرد، فردای آن روز بود که زنگ در خانه به صدا درآمد، پدرم بیرون رفت و در را باز کرد، داریوش به زور وارد خانه شد و من به سرعت به سمت کیوسک پلیس دویدم و کمک خواستم اما وقتی برگشتم جسد پدرم را دیدم.

با توجه به این که داریوش از صحنه جنایت فرار کرده بود، ماموران تحقیقات گسترده‌ای برای ردیابی وی آغاز کردند اما از آنجایی که خانواده داریوش هم حاضر به همکاری با پلیس نبودند برای مدتی طولانی کارآگاهان نتوانستند قاتل فراری را دستگیر کنند تا این که چندی قبل در حالی که 3 سال از این جنایت می‌گذشت با توجه به این که پلیس حدس می‌زد داریوش با این تصور که محیط برای او امن است و به سراغ خانواده‌اش خواهد رفت، خانه پدری را تحت نظر گرفتند و موفق شدند او را دستگیر کنند.

داریوش در تحقیقات به قتل پدر همسرش اعتراف کرد و گفت: من همسرم را دوست داشتم، اما او زن گستاخی بود، به حرف‌هایم گوش نمی‌داد، پدرش هم از او حمایت می‌کرد، چندین بار همسرم قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود، از آنجایی که هر بار با او صحبت می‌کردم همسرم راضی می‌شد و برمی‌گشت، این‌بار نیز چندین بار به خانه پدرزنم مراجعه کردم تا شاید بتوانم همسرم را راضی کنم و برگردد، اما این‌بار پدرزنم مانع شد و به من گفت باید دخترش را طلاق دهم، من نمی‌خواستم این کار را بکنم. پدرزنم مقصر این ماجرا بود، به همین خاطر هم تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. روز حادثه آنقدر ناراحت و عصبی بودم که هیچ کنترلی بر رفتارم نداشتم و به همین خاطر هم به او شلیک کردم.

در ادامه تحقیقات به دستور بازپرس پرونده داریوش برای انجام بازجویی‌های بیشتر بازداشت شد و این در حالی است که مرد جوان صحنه قتل را نیز بازسازی کرده، اما پلیس هنوز نتوانسته آلت قتاله را کشف کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها