اهدای زندگی به محکومان قصاص با بخشش اولیای‌دم‌

مرد سرش را که به نشانه رضایت تکان داد، پیرزن از حال رفت. دخترش نجات یافته بود. از مرگ گریخته و جانی دوباره گرفته بود. اشک در چشم حاضران در جلسه صلح و سازش پر شد و نفس‌ها از شوق در سینه حبس. فردایش روزنامه‌ها تیتر زدند: «سمیه با رضایت اولیای دم مقتول از قصاص رهایی یافت»
کد خبر: ۱۸۰۸۸۸

سمیه دختری است که در سن 24 سالگی در اقدامی ناخواسته پسر مورد علاقه‌اش را به قتل رساند و پس از محاکمه با درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم شد، اما پس از تلاش‌های صورت گرفته خانواده پسر جوان از خونخواهی گذشته و به این دختر زندگی دوباره اهدا کردند. سمیه در این باره می‌گوید: «من واقعا ممنون و سپاسگزار اولیای دم مقتول و همه کسانی هستم که برای نجات من تلاش کردند. آنها مرا از مرگ نجات دادند و تا پایان عمر مدیون‌شان هستم. من ناخواسته مرتکب قتل شدم و از کاری که کردم بشدت پشیمان هستم و باز هم می‌گویم که نمی‌دانم با چه زبانی از خانواده مقتول تشکر کنم.»

بخشش محکومان به قصاص از جمله اخبار شیرینی است که همیشه با استقبال افکار عمومی مواجه می‌شود و شهروندان را به تحسین اولیای دم مقتولان برمی‌انگیزد. هر چند از میان متهمان به قتل تعدادی از آنان موفق به جلب رضایت نمی‌شوند، اما هستند بسیاری از قاتلان که با بخشش بزرگ  خانواده مقتولان به زندگی بازمی‌گردند.
کاظم بیرجندی  آسیب‌شناس اجتماعی  در این رابطه می‌گوید: «طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی که مرتکب قتل شود به شرط آن که عملش نوعا کشنده باشد، به مجازات قتل عمد محکوم خواهد شد. ضربه زدن با چاقو یکی از اعمالی است که نوعا کشنده محسوب می‌شود و درصد بالایی از قتل‌های وقوعی با همین آلت قتاله رخ می‌دهد. طبق این قانون داشتن تصمیم قبلی یا لحظه‌ای و آنی بودن قتل تاثیری در نوع مجازات ندارد. حال باید توجه داشت بسیاری از قاتلان ناخواسته، بدون سبق تصمیم و در پی خشم لحظه‌ای مرتکب قتل می‌شوند. آنان در واقع جنایتکاران حرفه‌ای و تبهکاران خبره نیستند و شرایط روحی و روانی، ناتوانی در کنترل خشم و مسائلی از این دست آنان را به این نقطه رسانده است. این متهمان پس از قتل بشدت دچار عذاب وجدان می‌شوند و فشار روحی بالایی را تحمل می‌کنند چرا که تا پیش از لحظه وقوع جنایت هرگز به فکرشان خطور نمی‌کرد که ممکن است جان انسانی را بگیرند. در شرایطی که دادگاه این گروه از متهمان را در صورت درخواست اولیای دم به قصاص محکوم می‌کند، توجه به این نکته ضروری است که بخشیدن این افراد درواقع دادن فرصت زندگی دوباره به آنان است.»

صفات انسانی مانند فداکاری، گذشت، ایثار یا کینه‌توزی، بی‌مسوولیتی و ... ریشه در گذشته و کودکی افراد دارد. اشخاصی که در خانواده‌های آرام متدین و سالم پرورش یافته‌اند و از کودکی در معرض این آموزه قرار داشتند که از برخی حقوق خود به‌خاطر دیگری گذشت کنند در بزرگسالی نیز همین رفتار را از خود نشان می‌دهند

وی می‌افزاید: «عده‌ای از اولیای دم بر این باور هستند که اگر به قاتلان فرزندان خود رضایت دهند، آنها پس از آزادی از زندان دوباره مرتکب جرم و جنایت می‌شوند حال آن که این عقیده درباره آن دسته خاص از قاتلان که ذکر کردم صحیح نیست و تجربه این موضوع را ثابت کرده که قاتلان بخشوده شده پس از رهایی به انسانی آرام و متین تبدیل می‌شوند و هرگز سراغ کارهای خلاف نمی‌روند».

در میان خانواده‌هایی که از خونخواهی می‌گذرند بسیاری افراد نیکوکار هستند که این گذشت خود را به ‌طریقی انجام می‌دهند که جامعه نیز از آن نفع ببرد و در واقع شرایط اعلام رضایت را به انجام کارهای عام‌المنفعه و انسان‌دوستانه موکول می‌کنند. در نمونه‌ای اولیای دم یک مقتول اصفهانی هنگامی که قاتل فرزندشان پای چوبه دار رفت، پیش از اجرای حکم اعلام کردند اگر متهم هزینه ساخت یک مدرسه را بپردازد از قصاص گذشت خواهندکرد. در یک مورد دیگر که اخیرا شاهد آن بودیم  مردی با بخشش دیه فرزندش به 440 خانوار روستایی آب‌رسانی کرد.
رحمت‌الله دانشمند خسروی ‌ رئیس اداره آب و فاضلاب در روستایی در شهرستان خدابنده  که ناظر بر این اقدام انسان‌دوستانه بود می‌گوید: «پدر مرحوم عرفان بیگدلی با بخشیدن دیه فرزندش در آبرسانی به روستای شیخ‌لو و نعلبندان کمک کرد و باعث شد 440 خانوار از نعمت آب آشامیدنی بهره‌مند شوند».

«احمد جعفری» روان‌شناس درباره روحیه بخشش و گذشت در نزد مردم می‌گوید: «صفات انسانی مانند فداکاری، گذشت، ایثار یا کینه‌توزی، بی‌مسوولیتی و ... ریشه در گذشته و کودکی افراد دارد. اشخاصی که در خانواده‌های آرام، متدین و سالم پرورش یافته‌اند و از کودکی در معرض این آموزه قرار داشتند که از برخی حقوق خود به‌خاطر دیگری گذشت کنند در بزرگسالی نیز همین رفتار را از خود نشان می‌دهند و بخشش برای آنها بسیار آسان‌تر است چرا که باور دارند اجر و پاداش این گذشت خود را دریافت خواهند کرد اما افرادی که در دوران کودکی در خانواده‌های متشنج و خشن تربیت شده‌اند و والدین به آنها یاد داده‌اند برای رفاه و آسایش خود حق دیگران را پایمال کنند در سنین بالاتر نیز از همین الگو پیروی می‌کنند.»

در میان محکومان به قصاص، آنانی که در نوجوانی و در پی ناآشنایی با مهارت‌های زندگی مرتکب قتل شده‌اند بیش از دیگران مورد توجه قرار دارند و تلاش‌های بیشتری نیز برای نجات آنها صورت می‌گیرد. بهنود یکی از همین افراد است که اکنون زیرتیغ مرگ قرار دارد. او می‌گوید: «هنگام قتل، من 17 سال بیشتر نداشتم. آن روز یکی از دوستانم به سراغم آمد و گفت در ونک پارک با عده‌ای دعوا کرده است. من برای میانجی‌گری همراه دوستم به آنجا رفتم. اصلا خبر نداشتم قرار است نزاع دوباره شروع شود وگرنه هرگز به آنجا نمی‌رفتم. وقتی دعوا شروع شد سعی کردم آنها را از هم جدا کنم که یکدفعه یکی از طرف مقابل با چاقویی به طرفم آمد و من برای این‌که ضربه نخورم چاقوی کوچکی که در جیب داشتم بیرون آوردم در این لحظه مقتول به طرفم آمد و من از ترس یک ضربه به او زدم.
من واقعا قصد آدم‌کشی نداشتم، آنقدر پشیمان هستم که نمی‌توانم این احساسم را توصیف کنم. از اولیای دم مقتول تقاضا دارم و التماس می‌کنم مرا عفو کنند من آن‌موقع سن زیادی نداشتم و واقعا از کاری که کرده‌ام متاسف هستم».

علاوه بر لزوم ترویج روحیه بخشش و ایثار که مورد تایید بزرگان دین نیز قرار گرفته است نکته دیگری که باید به آن توجه داشت ضرورت آموزش‌‌دهی به شهروندان بویژه نوجوانان است تا خود را در مخمصه‌ای گرفتار نکنند که برای نجات جانشان، درشرایط بحران قرار بگیرند. کاظم بیرجندی در این رابطه می‌گوید: «بی‌شک اصل پیشگیری، بسیار حائز اهمیت است. در وهله اول باید خانواده‌ها‌، فرزندان خود را به آرامش دعوت کنند و آنان را به انتخاب راه‌حل‌های منطقی برای حل مشکل فرا بخوانند و پس از آن وظیفه مسوولان و رسانه‌ها است که در این راستا گام بردارند. با توجه به این بیشتر قتل‌های اتفاقی با چاقو رخ می‌دهد، اگر خانواده‌ها مراقب باشند که فرزندشان این آلت قتاله را با خود حمل نکند و از‌سویی مسوولان حمل چاقو‌های نامتعارف را غیرقانونی کنند، جلوی بسیاری از این حوادث گرفته می‌شود».

علیرضا رحیمی نژاد
 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها