بی‌خیال؛ تو بهترینی!

نامه ط. ش. از تهران، همه ما را غمگین کرد. نامه دختری که به خاطر پدر معتادش روزهای تلخی را می‌گذراند. این نامه هم مثل خیلی از نامه‌های دیگر بی‌جواب نماند. بسیاری از نسل سومی‌ها بی‌تفاوت از کنار اون رد نشدند و با حرفاشون سعی کردند این دوست خوب ما رو راهنمایی کنند. نامه‌هایی که در ادامه این مطلب می‌خونید، خودش بهترین گواه این حرف ماست:
کد خبر: ۱۸۰۶۴۵

زهرا سنایی فرخی  16 ساله از مشهد: دوست عزیزم ط. ش. از تهران سلام. من الان در اوج امتحاناتم هستم، اما وقتی نامه تورو خوندم نتوانستم بی‌تفاوت از کنار آن بگذرم. دوست من، این احساس که دوست داری زندگی‌ات، زودتر تموم بشه مختص تو نیست. همه ما که در سنین نوجوانی و جوانی به سر می‌بریم، لااقل یکبار چنین احساس بدی را تجربه کرده‌ایم. تازه چرا فکر می‌کنی کاری از دستت بر نمی‌آد؟ چرا فکر می‌کنی نمی‌تونی مشکلت رو حل کنی؟ شاید مشکل بزرگ تو این باشه که به خودت ایمان نداری. شاید بتونی پدرت رو راضی کنی که به یکی از مراکز ترک اعتیاد برود. اگر هم نشد اصلا ناامید نشو. تو که به قول خودت این همه ویژگی مثبت داری، دلیل نداره به خاطر شرایطی  که تازه تو در به وجود آوردنش هیچ نقشی نداشتی  خودت رو مقصر بدونی. می‌تونی چند تا کاغذ به در و دیوار اتاقت بزنی و در آنها بر توانایی خودت، زیبایی‌ات، هوش سرشارت و هزار و یک خوبی دیگری که داری تاکید کنی. این طوری هر وقت وارد اتاقت می‌شی، یادت می‌افته که خدا چه لطفی به تو داشته است. تا حالا فکر کردی که هر وقت دلت گرفت، سرت رو خم کنی، روی شونه خودت و با اونی که از رگ گردن به تو نزدیک تره حرف بزنی؟ پس سعی کن رابطه‌ات را با خدا بیشتر کنی. هر شب از او به خاطر نعمت‌های زیادی که به تو داده و تو آنها را نمی‌بینی، تشکر کن و از او هر شب و صبح بخواه که آن روز را بهترین روز زندگی‌ات قرار بدهد.
بعدش به پدرت بگو که خیلی دوستش داری و دوست داری اونو سالم و شادتر ببینی. (خدا رو شکر کن که پدرت از معتادهای خیابونی نیست). ازت می‌خوام از کسانی که به خاطر پدرت بهت اهمیت نمی‌دن، دوری کنی. چون اگر اونا واقعا دوست باشن، تو رو همین طوری که هستی دوست دارن. من هر چقدر سعی کردم، نفهمیدم چرا نوشتی باید از عشقت بگذری. اگر عشقت واقعا عاشق تو باشه، می‌تونه در ترک اعتیاد پدرت به تو کمک کنه یا اگر پدرت مدت زیادی است که این طوری شده، فردی که دوستش داری باید تورو همین جوری بپذیره و مطمئن باش اگر واقعا دوستت داشته باشه، از دستش نمی‌دی. مهم نیست که دیگران چطور درباره زندگیت فکر می‌کنند. مهم اینه که ببینی خودت چطوری فکر می‌کنی. در ضمن اصلا پسرهای از خود راضی را تحویل نگیر. غصه هم نخور. این حق مسلم توست، به آینده‌ات امیدوار باش. سعی کن اگر مورد خوبی برات پیدا شد، حتما به ازدواج فکر کنی، برخی از کسانی که به خواستگاری تو می‌آیند، شرایط تو را از قبل می‌دانسته‌اند. خودت رو از کوهنوردی و ورزش‌های اینجوری محروم نکن و تا می‌تونی تلاش کن هر روز زندگی‌ات را به بهترین شکل ممکن سپری کنی. به این فکر کن که بدتر از تو هم در دنیا وجود دارن و تو اصلا بدبخت نیستی. من و همه نسل سومی‌ها از صمیم قلب برای تو آرزوی سعادت و آرامش داریم.

جودی ابوت، یه دختره 19 ساله از شهر اصفهان: سرسبزترین بهار تقدیم تو باد/ آوای خوش هزار تقدیم تو باد/ گویند که لحظه‌ای است روییدن عشق/ آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد... .

این رباعی که خواندید، به تو تقدیم می‌کنم. می‌دونی تا نامه‌ات رو دیدم طاقت نیاوردم و شروع به نوشتن کردم. آخه عزیز من! تو که نسبت به خودت بی‌انصاف‌تری تا خواستگارهات! تو مطمئنی که خواستگارات هیچی هیچی در مورد پدرت نمی‌دونن و بعد میان خواستگاری؟ بر فرض هم که ندونند، وقتی تو سنگ‌هات رو باهاشون وا بکنی و شرایط را توضیح بدهی، 2 تا راه باقی می‌ماند، یا قبول می‌کنند یا نه!

اگه قبول نکردن که معلومه از اون بی‌انصاف‌ها هستند و اصلا ارزش غصه خوردن و فکر کردن رو ندارن، اگه هم قبول کردن یعنی این که نصف راه رو رفتی و می‌تونی بهشون اعتماد کنی. با سوال‌هایی که ازش می‌پرسی یا جلسات مشاوره‌ای که میری یا کمک گرفتن از مادرت یا... می‌تونی بفهمی چه جوری فکر می‌کنند، یا اصلا یک راه راحت‌تر، خودت از خواستگارهات در مورد مساله‌ای که باعث سرکوفت شنیدنت شده، سوال کن تا ببینی چی می‌گن؟
در مورد عشقی که گفتی، امیدوارم عشقتان دوطرفه باشه تا یک وقت خدای نکرده دچار آسیب روحی نشی. اگه یه طرفه است، توصیه می‌کنم بی‌خیالش بشی و اگه دوطرفه است و او پاپیش گذاشته یا قراره بگذاره که خیلی چیزها حل شده. چون اگر اون آدم یه عاشق واقعی باشه، برای رسیدن به تو و برای تو از همه چیز می‌گذره و اینها اصلا براش مهم نیست. فقط تو براش اهمیت داری.

تو حق نداری بدون در نظر گرفتن این مسائل روی واژه زیبایی به نام عشق اونم از نوع پاکش! پا بذاری. با این که پدرت معتاده اونقدر با فرهنگ بوده که قبول کرده تو الان یه دختره تحصیلکرده و دانشجو باشی و این خیلی مهمه. اینو می‌دونستی؟ خیلی مهمه‌ها!!!

پدرت هم که دلش نمی‌خواسته و نمی‌خواهد توی این وضع گرفتار باشه. خودت که بهتر می‌دونی. امیدوارم با توکل به خدا و کمک خدا و خانواده‌ات، پدرت هر چه زودتر از این حالت خلاص بشه. هر پدری در هر شرایطی که باشه آرزویی جز خوشبختی فرزندانش، نداره.

تو که میگی زیبایی، دانشجویی، مومنی و... دیگه اینقدر غصه نخور. خدا بزرگه. دخترهای زیادی هستند که حسرت داشتن خصوصیات تو رو دارن، پس بیا قدر خودت رو بیشتر بدون و دیگه غصه نخور. راستی خوشحال شدم از این که این صفحه و برو بچس رو به عنوان یه همدل و مشاور انتخاب کردی، ولی بهتره به یه مشاور هم مراجعه کنی و با اون همکلام بشی. هرچند به قول شاعر: «همزبونی‌ها اگه شیرین‌تره / همدلی از همزبانی بهتره!»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها