با نیوشا ضیغمی که این روزها 2 فیلم از او روی پرده سینماهاست‌

اخراجی‌ها تریبون خوبی بود

ضیغمی یکی از بازیگران پرکار سینمای ایران است که در رشته روان‌شناسی درس خوانده، اما چون عاشق سینما و بازیگری بوده، سر از دنیای هنر هفتم درآورده است، او که فارغ‌التحصیل دانشگاه شهید بهشتی است، همزمان با تحصیل در کلاس‌های بازیگری هم شرکت می‌کرده تا این که ... از اینجا به بعد را می‌توانید از زبان خودش بشنوید یا نه بخوانید. ما به بهانه اکران 2 فیلم قرنطینه و تلافی به سراغ او رفته‌ایم.
کد خبر: ۱۸۰۶۳۶

شما که در دانشگاه شهید بهشتی روان‌شناسی خوانده‌اید، چطور شد حرفه بازیگری را انتخاب کردید؟

علاقه من به بازیگری برمی‌گردد به ماهیت درونی خودم؛ من آدم ساکنی نیستم که بتوانم به صورت مداوم کاری را در یک زمان مشخص انجام دهم؛ البته به صورت همزمان هم در رشته روان‌شناسی و هم در رشته نمایش (دانشگاه آزاد)‌ قبول شدم. ولی با نظر خانواده‌ام ترجیح دادم، در دانشگاه دولتی به تحصیل ادامه دهم، از طرفی حس کردم می‌توانم در کنار این رشته، کار بازیگری را هم انجام دهم؛ به همین خاطر، همزمان با دانشگاه، دوره بازیگری را در کانون سینماگران جوان گذراندم. زمانی که من در آنجا تحصیل می‌کردم، هنرمندانی همچون سیما تیرانداز، گوهر خیراندیش، محمدعلی سجادی، علی ژکان، محمدعلی طالبی و... در کانون سینماگران جوان تدریس می‌کردند. در همان اوایل دوره بازیگری برای بازی در سریالی به کارگردانی علی ژکان از من تست گرفته شد و حتی برای بازی انتخاب شدم، اما مدیر موسسه به این دلیل که دوره من کامل نشده بود، اجازه نداد، در سریال بازی کنم. با این حال از همان زمان احساس کردم، جریان بازیگری برایم شکل جدی‌تری به خود گرفته است.

همزمان با پایان دوران تحصیلم در دانشگاه، بازی در سریال تلویزیونی «در چشم باد» به من پیشنهاد شد. شاید باورتان نشود، اما ناآگاهانه رفتم و برای بازی در این سریال تست دادم. خوشبختانه آقای مسعود جعفری جوزانی نیز بعد از دیدن فیلم تست من، قبول کرد که در این کار بازی کنم.

پس در «چشم باد» اولین کار شما در حوزه بازیگری است؟

جالب است، نقشی که قرار بود من در این مجموعه بازی کنم، نقش سختی بود. اما من بدون هیچ ترسی قبول کردم که این کار را انجام دهم. حدود 3 ماه و نیم  در فاز اول این مجموعه به ایفای نقش پرداختم (البته این کاراکتر به نوعی کاملا متفاوت از شخصیت من بود.) در این سریال نقش یک دختر روستایی را بازی می‌کردم که در سال 1293 زندگی می‌کرد. کاراکتری با لهجه گیلانی، برای شروع، کار خیلی خوبی بود و به من هم اعتماد به نفس داد.
برای اولین کارم جلوی دوربین علیرضا زرین‌دست قرار گرفتم و بازیگری را در کاری که کارگردانش استاد جعفری جوزانی بود شروع کردم؛ که این برایم لذت خاصی داشت. دانشگاه واقعی بازیگری من سر این مجموعه شکل گرفت. به نوعی در کنار مسائل تئوری که در کانون گذرانده بودم، در این مجموعه به طور عملی کار را دنبال کردم.

با بازی کردن در این کار به نوعی ترسم از همه چیز ریخت. خیلی مهم است، قدم اول را در کنار چه کسی برداری. بعد از آن مجموعه با آقای جوزانی برای انتخاب کارهای بعدی مشورت می‌کردم. البته آن موقع پیشنهاد کاری خاصی نداشتم. اما بعد از مدتی آقای سجادی (که از اساتید کانون هم بودند)‌ برای بازی در فیلم «تر‌‌دست» به من پیشنهاد دادند. ایشان دنبال بازیگری با چهره جدید بودند. از من تست گرفتند و فقط خواستند خودم باشم. دقیقا کاراکتری که در فیلم «تر دست» داشتم، با حال و هوای همان سال‌های من یکی بود و به نوعی شباهت زیادی به خودم داشت. چند جلسه دورخوانی قبل از کار داشتیم که به من خیلی کمک کرد. برای بازی در نقش یک سینمایی اضطراب زیادی داشتم. تمرین‌هایی هم با محمد میامی دستیار کارگردان «تردست» انجام می‌دادم.

حضور در کارهایی از این دو کارگردان، چقدر در آینده حرفه‌ای شما تاثیر داشت؟

اگر در حال حاضر من به عنوان بازیگر در سینما جایگاهی دارم، این جایگاه را مدیون جعفری جوزانی و محمدعلی سجادی هستم. فیلم «تردست» باعث آشنایی من با سینما شد. حضورم در این فیلم در کنار بازیگرانی همچون گوهر خیراندیش، بهزاد فراهانی، امیر جعفری، شهرام حقیقت‌دوست و ... اتفاق خوبی بود. این فیلم یک اثر کمدی فانتزی است که یادم هست وقتی نسخه فیلم برای تدوین به استودیو بهمن رفت (باورتان نمی‌شود)‌ برای بازی در پروژه سینمایی بسیاری با من تماس می‌گرفتند، اما در آن شرایط سعی کردم برای انتخاب کارها با دوستان و همکارانم مشورت کنم. حدود 2 ماه بعد، البته با سعید ابراهیمی‌فر برای بازی در فیلم «مواجهه» کار کردم.

بعد از این تجربه‌ها چطور شد که تصمیم گرفتید، در فیلم «مواجهه» بازی کنید؟

من با تفکر و نوع سینمای سعید ابراهیمی‌فر از طریق دیدن فیلم «نار و نی» آشنا شدم و سینمای او را دوست داشتم. همزمان با «مواجهه»، یک فیلم کاملا تجاری هم به من پیشنهاد شد، اما من ترجیح دادم با ابراهیمی‌فر کار کنم.

این را هم بگویم پدر من یک سینمارو و فیلم بین حرفه‌ای است، بشدت سینما را دنبال می‌‌کند. شخصیت او از کودکی تاثیر زیادی روی من گذاشته است. در خانواده ما درباره سینما به عنوان یک مقوله کاملا جدی صحبت می‌شد. من به همراه پدر و مادرم از کودکی (شاید باورتان نشود)‌ فیلم‌های متفاوتی را می‌دیدم، با این شرایط بزرگ شدم. در همان موقع هم درباره فیلم «نار و نی» در خانواده، صحبت زیادی می‌شد.

شما می‌توانستید سینمای گیشه یا همان سینمای تجاری را دنبال کنید، چطور شد در فیلمی با شرایط «مواجهه» بازی کردید؟

من با سینمای تجاری مشکلی ندارم و فکر می‌کنم وجود این سینما هم یک اصل و یک نیاز است. بازیگر تجاری بودن هم کار راحتی نیست؛ اما مهم این است که آدم بازیگر دم‌دستی نباشد. اگر حالا در شرایط فعلی مخاطب در سینما با چهره من بیشتر آشنا شده است، دلیل دارد. من همان موقع هم می‌توانستم به جای فیلم «مواجهه» در یک کار تجاری بازی کنم و این آشنایی زودتر صورت گیرد. در حال حاضر از این که توانستم با ابراهیمی‌فر کار کنم، بسیار خوشحالم. من از طریق این فیلمساز با ادبیات آمریکای لاتین آشنا شدم. من در «مواجهه» نقش دختری را بازی می‌کردم که جهان‌بینی خاصی داشت. قبل از این که اتفاقی بیفتد از آن اتفاق خبر داشت. واقعا بازی در این فیلم برایم جذاب بود. با این همه «مواجهه» اکران نشد و اگر حالا هم اکران شود، ممکن است مخاطبین خاصی داشته باشد، اما نوع نگاه و تفکری را که این فیلم داشت، دوست دارم.

یکی از بهترین نقش‌های دوران بازیگری‌ات را در فیلم «شوریده» ایفا کردی؟ که البته به خاطر آن هم در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شدید.

حدود یک هفته بعد از فیلم «مواجهه» بازی در فیلم «شوریده» محمدعلی سجادی را شروع کردم. فکر می‌کنم بازی در فیلم «شوریده» به نوعی سکوی پرتابم بود. جا دارد از محمدعلی سجادی برای اطمینانی که به من کرد تشکر کنم. در آن زمان کسی باور نمی‌کرد که بتوانم در چنین نقشی بازی کنم، نقشی که با شخصیت خودم خیلی تفاوت داشت. دختری عصبی و افسارگسیخته که کاملا از شخصیت درونی من به دور بود، اما من همه سعی‌ام را کردم. در تمام مدت فیلمبرداری این فیلم التهاب داشتم و می‌ترسیدم که می‌توانم از پس این نقش بربیایم یا نه؟

چرا همان مسیری را که در «شوریده» دنبال کردید، ادامه ندادید؟

متاسفم که فیلمی مانند «شوریده» هنوز شرایط اکران پیدا نکرده است. بعد از این فیلم تغییرات زیادی در من به وجود آمد. به گونه‌ای که یادم نیست قبل از آن چگونه بودم. لایه‌ای در خودم کشف کردم و به تغییرات زیادی رسیدم.
در همان سال اسم من در کنار هنرمندان دیگری در جشنواره قرار گرفت که برایم افتخار بزرگی بود. نمی‌دانم بعد از آن سال برای سینمای ایران چه اتفاقی افتاد که با فیلمنامه خوب کمتر مواجه شدم. اگر قرار بود صبر می‌کردم تا با فیلمنامه جدیدی با مختصات «شوریده» روبه‌رو می‌شدم (به امید این که شرایطی فراهم شود تا قابلیت‌های خودم را نشان بدهم)‌ تا امروز حتما فراموش شده بودم. بعد از «شوریده» حدود 10 ماه کار نکردم. پیشنهادهای زیادی داشتم اما صبر کردم.

بازی در فیلم «گناه من» به نوعی شروع کار شما به عنوان زوج هنری با حمید گودرزی بود، در حال حاضر هم که دو فیلم را روی پرده سینما داری که در هر دو فیلم هم با گودرزی همبازی هستی؟

فیلمنامه «گناه من» را که خواندم، احساس کردم تفاوت‌هایی دارد. در این فیلم نقش یک دختر جنوب شهری را بازی می‌کردم که درگیر بحران‌های درونی بود. فکر می‌کنم نسبت به کارهای دیگری که در آن زمان به من پیشنهاد می‌شد، این فیلم متفاوت بود. من از کلیشه شدن و تکرار خیلی پرهیز می‌کنم معتقدم هرچیزی به ورطه تکرار بیفتد نابود می‌شود.

بعد از «گناه من» بود که در «اخراجی‌ها»ی مسعود ده‌نمکی بازی کردید؟ کار با ده‌نمکی را چطور دیدی؟

اخراجی‌ها به نوعی من را معرفی کرد. خوشبختانه «اخراجی‌ها» فیلمی شد که با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد. کار با ده‌نمکی برایم جالب بود. من زمانی که فیلم‌های «فقر و فحشا» و یا «کدام استقلال، کدام پیروزی؟» ده‌نمکی را دیدم، متوجه نگاه جدید و بی‌پروای او شدم. به همین دلیل از بازی در «اخراجی‌ها» استقبال کردم؛ البته من از طرف شریفی‌نیا به عنوان مسوول انتخاب بازیگر به این پروژه معرفی شدم. وقتی فیلمنامه این فیلم را خواندم احساس کردم، یک نوع نگاه جدید به ژانر دفاع مقدس در این کار هست. نقش من با این که در فیلم «اخراجی‌ها» کوتاه است، اما به عقیده خودم یک نوع معصومیتی دارد که دوستش دارم. نقش من با وجود کوتاه بودن اما تاثیرگذار است. اخراجی‌ها برای من تریبون خوبی بود.

از بازی در اخراجی‌ها و سایر فیلم‌ها راضی هستی، اما پس از اکران پارک وی یادم هست که تو و بیتا فرهی از نسخه نهایی فیلم گلایه داشتید؟

متاسفانه بعد از «اخراجی‌ها» اشتباهی که کردم بازی در فیلم «پارک وی» بود. با تمام حرمتی که برای آقای جیرانی قائل هستم، اما از بازی در این فیلم کاملا احساس نارضایتی می‌کنم. من وقتی فیلمنامه اولیه این فیلم را خواندم، کاملا عقلانی این نقش را انتخاب کردم. به هر حال حضور خود آقای جیرانی و اعتمادم به محمدرضا شریفی‌نیا به اندازه‌ای بود که می‌دانستم در فیلم خوبی بازی خواهم کرد. فیلمنامه «پارک وی» یک درام روان‌شناختی بود، مانند فیلم «قرمز» و «شوریده». من از همان ابتدا قرار بود نقش نوشین دوست رها را بازی کنم که البته شناسنامه داشت. با صحبت‌هایی که بین من، جیرانی و شریفی‌نیا جریان داشت، قرار بود نقش من مثل نقش مهناز افشار در «سالاد فصل» باشد. نقش من در این فیلم بلند نبود، اما از ویژگی‌های خاصی برخوردار بود و نتیجه کار چیز  دیگری شد.

فکر می‌کنم، در سینمای ایران بهتر است به دنبال ژانری برویم که ابزار ساختش را در داخل کشور داریم. سینمای ما سینمای هالیوود نیست که بتوانیم ارباب حلقه‌ها بسازیم. ما سینمای ابزارمندی نداریم. برای کار در سینمای وحشت، باید یا ابزار آن را داشته باشیم و یا فیلمساز به اندازه‌ای در ژانر دلهره و تعلیق اشراف داشته باشد تا مخاطب به باور برسد (به عنوان مثال فیلم‌هایی که دیوید لینچ ساخته است).‌

من ادعایی ندارم و سینمای جیرانی را هم دوست دارم، معتقدم ایشان از آن فیلمسازانی است که رگ خواب بیننده را می‌داند. با خودم فکر کردم قرار است، در نقشی متفاوت بازی کنم که براساس فیلمنامه، کاراکتری آشوبگر است و زیرزیرکی کار خود را انجام می‌دهد و زندگی شخص دیگری را به هم  می‌زند. در فیلمنامه‌ای که من خوانده بودم و سکانس‌هایی که ما در آن بازی کرده بودیم، قرار بود شخصیت نوشین باعث بازگشت بیماری کوهیار شود، اما متاسفانه صحنه‌هایی که ما در این فیلم براساس فیلمنامه بازی کردیم معلوم نیست چه اتفاقی برایشان افتاد.

در این شرایط هر فردی جای من بود اعتراض می‌کرد. این شخصیت قرار بود، در طول فیلم بحران به وجود آورد، اما در نسخه نهایی فیلم، وضعیت شکل دیگری شد. من وقتی این فیلم را در جشنواره دیدم، شوکه شدم. قرار نبود این فیلم در ژانر وحشت باشد. من از بازی در این فیلم ناراضی هستم، اما این اتفاق را می‌گذارم پای این که ممکن است هر بازیگری در کار خود خطا کند و گاهی انتخابش اشتباه باشد.

سال گذشته هم برای بازی در نقش مکمل فیلم «حس پنهان» کاندیدای دریافت جایزه از جشنواره فیلم فجر شدید، اما باز هم جایزه را نبردید.

من خودم فیلم «حس پنهان» را خیلی دوست داشتم. مرتضی رزاق‌کریمی را من به عنوان تهیه‌کننده از سال‌ها قبل می‌شناختم و می‌دانستم شخصیت و نگاه خاص و ویژه‌ای به سینما دارد. برادرشان هم مستندسازی بود که سال‌ها در خارج از کشور کار کرده بود و می‌خواست اولین فیلم خود را در ایران بسازد. فیلمنامه از همان ابتدا من را جذب کرد. البته در کنار هنرمندانی همچون فروتن، کرامتی، بهداد، پسیانی و ... بازی کردن نیز برایم اهمیت داشت. لایه‌های شخصیت ندا را در این فیلم بسیار دوست داشتم. مخصوصا سکانس‌هایی که با حامد بهداد بازی می‌کردم، برایم جذابیت خاصی داشت. بعد از این فیلم آرزو دارم، باز هم با بهداد کار کنم. انرژی بالایی سر صحنه داشت. وقتی دیدم در جشنواره نام وی به عنوان کاندیدا اعلام نشده واقعا تعجب کردم.

در صحبت‌هایی که با رزاق‌کریمی درباره این فیلم داشتم معتقد بود که در «حس پنهان» چشم بازیگر اهمیت ویژه‌ای داشت.

رزاق‌کریمی فوق‌العاده فیلمساز باسوادی است. او با آدم‌های بزرگی در سینمای اروپا کار کرده و نگاه اروپایی به سینما دارد. یک نوع گویش آرام در این فیلم حاکم است. در جلسه‌ای که در همان ابتدا با وی داشتم، او به من گفت، اگر بتوانی با چشم بازی کنی، بازیگری وگرنه میمیک دادن به چهره که کاری ندارد. او با این کار می‌خواست حس بازیگر را درونی کند. به طور نمونه تا به حال شده است شما لبخند بزنید، اما طرف مقابل به شما بگوید چرا ناراحتی؟ این چشم هر شخصی است که درون وی را هویدا می‌کند. رزاق‌کریمی نیز چنین قصدی داشت. به همین دلیل بیشتر نماهای فیلم درشت گرفته می‌شد. سر صحنه این فیلم به تجربه جدیدی در بازیگری رسیدم.

بعد از بازی در این فیلم چرا به سمت سینمای گیشه رفتید؟

این جبر روزگار بود که من را در جریان سینمای تجاری وارد کرد. درباره «توفیق اجباری» باید بگویم که من سینمای لطیفی را دوست دارم و این فیلم در کارنامه‌ کاری‌ام،‌ جایگاه خاصی دارد. کار ساده‌ای نیست فیلمی بسازی که مخاطب گسترده داشته باشد. لطیفی، جامعه‌شناس و روان‌شناس خوبی است. او در هر ژانری می‌تواند فیلم خوب بسازد. من باید می‌آمدم به سمت سینمای گیشه. به عقیده من، سینما 2 بخش دارد؛ یک بخش تجاری و بخش دیگر هنری. اگر بازیگر فوق‌العاده‌ای باشی؛ اما تهیه‌کننده باور نکند که پول فیلمش را برمی‌گردانی، با تو کار نمی‌کند. من باید به سمت چنین سینمایی می‌رفتم. سینما به عقیده من، تلفیقی از هنر و تجارت است. اگر فیلمسازی بتواند فیلمی بسازد که هر دو طیف مخاطب را به سینما بکشاند، هنر کرده است.

فکر می‌کنم بعد از کاندیدا شدن در جشنواره سال گذشته برای «حس پنهان» کمی سختگیرتر شدید، درست است؟

کاندیدا شدنم در جشنواره سال گذشته باعث شد که ترمز کنم. دیگر حاضر نیستم در هر کاری بازی کنم. معتقد نیستم سختگیر شدم، اما برایم اهمیت دارد که در چه نقشی بازی کنم و فیلم باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد تا در آن حضور پیدا کنم. دوست دارم در سینمایی کار کنم که به آن علاقه دارم.

شوریده‌

عنوان فیلمی از محمدعلی سجادی است که در بیست‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم سومین حضور نیوشا ضیغمی بازیگر جوان سینما بعد از فیلم‌هایی همچون «تردست» و «مواجهه» در سینمای ایران است. وی در این فیلم در کاراکتر دختری با نام سریر ظاهر می‌شود که مشکلات روانی دارد که البته یکی از بهترین بازی‌های وی در سینما محسوب می‌شود. به گفته ضیغمی، این فیلم سکوی پرتاب وی در سینما بوده و توانسته تغییرات زیادی در او به وجود آورد. فیلمی که با وجود قصه خوب و ساختاری مناسب و مخاطب‌پسند، هنوز مانند دیگر آثار این کارگردان سینما نتوانسته به نمایش عمومی درآید.

حس پنهان‌

فیلمی از مصطفی و مرتضی رزاق کریمی، مستندسازان خوب سینمای ایران که ساخت آثار باارزشی را در این حوزه در کارنامه کاری خود دارند. فیلمی که در بیست‌وششمین جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه و فیلم اولی‌ها به نمایش درآمد.

نیوشا ضیغمی به عنوان بازیگر مکمل در این فیلم کاندیدای دریافت جایزه شد. وی در این فیلم نقش دختری با نام ندا را بازی می‌کند که برادری روان‌پریش (حامد بهداد)‌ دارد که ورود اتفاقی آن به زندگی یک مدیر شرکت تبلیغاتی (محمدرضا فروتن)‌ باعث تغییر و تحولاتی در زندگی وی می‌شود؛ البته این فیلم نیز به‌زودی در گروه سینمایی آزادی به نمایش عمومی درمی‌آید.

بیتا موسوی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها