جشن تولد مهرنوش کوچولو

کد خبر: ۱۸۰۴۸۷
ساعت 4 شد. اولین زنگ به صدا درآمد. کم‌کم تمام بچه‌ها آمدند به جشن تولد. مهرنوش کوچولو فقط به کادوهایی که در دست بچه‌ها بود نگاه می‌کرد. خیلی دلش می‌خواست بداند توی آن بسته‌ها چه چیزهایی است.

مامان مهرنوش گفت: خب مهرنوش جان... قبل از خوردن کیک کادوهایت را باز کن.                      

 دختر کوچولو کادوها را دانه دانه باز کرد. هرکدام از بچه‌ها یک چیزی آورده بودند، اما یکی از دوستان صمیمی‌اش، مریم، یک کاردستی خیلی قشنگ برایش درست کرده بود تا به عنوان یادگاری در اتاقش بگذارد. اما مهرنوش اصلا کادوی مریم را تحویل نگرفت و به یک طرف پرتاب کرد. مریم از این کار مهرنوش خیلی ناراحت شد و به او گفت: از این کادوی من خوشت نیامد؟

مهرنوش گفت: نه اصلا... این کادوی تو به هیچ درد من نمی‌خورد.

مادر مهرنوش که این حرکات دخترش را دید رفت کاردستی مریم را برداشت و بالا گرفت و به همه بچه‌ها نشان داد و از مریم کوچولو خیلی تشکر کرد و گفت: مریم جان  این کادوی تو برای ما خیلی ارزش دارد چون که تو بسیار دختر هنرمندی هستی و این بهترین یادگاری برای ماست و تو باید به مهرنوش و دوستانت درست کردن این کاردستی را یاد بدهی تا آنها هم یاد بگیرند و درست کنند و کاردستی را برد و گذاشت داخل کتابخانه تا همه ببینند.

مهرنوش با این کار مادرش خیلی از کار خودش خجالت کشید و رفت از مریم عذرخواهی کرد. مامان مهرنوش آخر جشن یک کیسه بزرگ آورد که داخلش پر از بسته‌های کادویی بود و داد به دست دخترش تا آن بسته‌ها را به دوستانش به عنوان هدیه بدهد. آن روز، روز خیلی خوبی برای همه بچه‌ها بود چون همه‌شان کادو گرفته بودند. 

بچه‌های نازنین یک نقاشی قشنگ برای این داستان بکشید و به دفتر روزنامه ارسال کنید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها