آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
تازه فهمید از خودش بدبختتر هم هست.
هر کاری کرد که اون روز خوب بشه براش ولی نشد.
تا این که تصمیم گرفت خودشو عوض کنه.
رفت و رفت.
توی مسیر همیشگی عوض کرد هر چی رو که بهش عادت داشت.
حتی به کبوتراش که هر روز منتظرش بودن دونه نداد.
وقتی رسید جلوی آینه نگاهی به خودش کرد و همه اجزای صورتشو برید و جای اونارو با هم عوض کرد.
حالا یه آدم جدید شده بود و میتونست فراموش کنه همه خاطرات و بدیها رو.
کمکم داشت نتیجه میگرفت و داستانو تموم میکرد که دید تسلیم خیالش شده و تا به خودش اومد دریا تموم نوشتههاشو با خودش شست و برد.خندید، از ته دل.
توی داستان عوض کردن خیالو یادش رفته بود.
بهاره سدیری
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....