در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید تنها بتوان بر نقش اول تمرکز کرد، آن هم با واگذار کردن بسیاری از جوانب به حدس تماشاگر. ولی درخصوص نقشهای دیگر بهره گرفتن درست از سابقه بازیگری بازیگرها اتفاقا میتواند گزینه بهتری باشد. برای نمونه در فیلم «دایره زنگی» هم با همان شخصیت همیشگی شریفینیا روبهرو هستیم، اما فیلمنامه اشاره زیادی به این مساله ندارد و در واقع تکیه شده است بر سابقه ذهنی تماشاگر از او. این انتخاب بجا از طرفی شخصیت را برای مخاطب پذیرفتنیتر و از طرف دیگر مجال پرداختن بیشتر به شخصیتهای اصلی را که بدیع بودنشان اهمیت بیشتری دارد، فراهم میکند. سازندگان مجموعه خطشکن با انتخاب رویگری دیگر نگرانیای برای باوراندن شخصیت جاوید نخواهند داشت و همان چهره و هیات ظاهری این بازیگر برای شناخت بسیاری از جوانب شخصیتی نقش پدر کورش کفایت میکند. از سوی دیگر، تواناییهای خلاقانه بازیگری چون رضا رویگری موجب میشود وجوه تمایز این شخصیت از نمونههای مشابه هم بخوبی دیده شود و تیپ بهانهای نشود برای فرار از شخصیتپردازی. در مجموعه داستانی خطشکن اتفاق دیگری هم رخ داده است. انتخاب رویگری بهتنهایی سطح کیفی برنامه را تا حد زیادی بالا کشیده و صحنههای حضور او به خاطر بازی جذابش به نقاط عطفی تبدیل شده است که یکنواختی و ریتم کند دیگر صحنهها را جبران میکند و برای برنامه کشش دراماتیک به ارمغان میآورد. برای نمونه صحنهای که در آن کورش میخواهد نقش بازی کند و پدر باهوشش را فریب دهد تا خیال او را از بابت نازنین راحت کند، بیش از فیلمنامه و کارگردانی، بازی قدرتمند رویگری ما را در تعلیق میان فریب خوردن یا نخوردن جاوید نگه میدارد. کوچکترین ناپختگی در اجرا میتوانست همه چیز را در این صحنه لو بدهد، چنانچه حامد کمیلی با این که بازی خوبی را در این مجموعه از او شاهد هستیم، در این صحنه مقابل رویگری کم میآورد و نوع بازی اغراق آمیزش لو میدهد که دارد برای پدر نقش بازی میکند و نیمی از موفقیت این صحنه به همین دلیل از بین میرود.
نمونه دیگری که باز حکم نقطه عطف را دارد، صحنه نخست همان قسمت مجموعه است که با گفتگوی جاوید و نازنین آغاز میشود، هوشمندانه پیش میرود و با تصویر اسلوموشن چهره رویگری که نشان از رضایت عمیق او از موفقیت خود دارد، به پایان میرسد. در این قسمت این تنها جایی است که از تکنیک اسلوموشن درست استفاده شده است و همین اهمیت بازی رویگری را بیشتر مینمایاند. این نمونهای برای اثبات همان مدعاست که گفتیم بازی رویگری نقصهای کارگردانی اثر را هم جبران کرده است؛ چراکه مهمترین ایراد کارگردانی این مجموعه استفاده بیش از اندازه و نامناسب از ساختار کلیپگونه با نماهای مونتاژی و اسلوموشنهای فراوان است. موسیقی هم با دویدن میان صحنهها و بیش از اندازه شنیده شدن، این نقص را پررنگتر میکند؛ طوری که به نظر میرسد تصاویر برای موسیقی ساخته شدهاند، نه موسیقی برای تصاویر. دقیقا همان چیزی که برای ساخت کلیپ مورد توجه است.
در پایان اشارهای به برخی نقاط قوت خود مجموعه جدای از بازیگری رویگری هم لازم به نظر میرسد. پیش از هر چیز فیلمنامه متفاوت اثر قابل توجه است. سعی نشده طبق روال معمول، یک داستان تنها با توجیه سریال بودن و این که اطناب وجه تمایز سریال از فیلم سینمایی است، بدون کش و قوس دراماتیک پیش برود. این که عشقی قرار است با پول خریده شود؛ اما نمیدانیم خریده شده یا نه، مثل شخصیتها در ابهام موفقیت یا عدم موفقیت به سر میبریم و با آنها همراه میشویم. همین خودش وجه تمایز فیلمنامه این سریال از نمونههایی است که به جای این که روند شکلگیری حوادث را به صورت جزیی و دقیق نمایش دهند، سعی میکنند با اتفاقات ناگهانی پشت سر هم داستان را دراماتیک کنند. از جنبه کارگردانی هم به استثنای نقصی که ذکر شد، در صحنههای گفتگو تقطیع نماهای متعدد و خوبی را شاهدیم که در راستای همان پرداخت جزئینگر موفق فیلمنامهای است.
خطشکن جمعه ساعت 19 از شبکه 5 سیما پخش و سهشنبهها ساعت 00/23 تکرار میشود.
آزاده جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: