در این میان شاید آسیبپذیرترین حوزه، حوزه آسیبهای اجتماعی باشد که در آن نه مدعی پیدا میشود که آمارهای غلط را منکر شود و نه وسعت و تنوع این حوزه به کارشناسان اجازه میدهد چرخ اخبار را متوقف کنند تا نادرستی اظهارنظری را درباره بخش کوچکی از آسیبهای اجتماعی به مخاطبان بفهمانند.
راهی برای ارضای افکار عمومی
آمارها میتوانند مردم را تشویق کنند، آمارها میتوانند اذهانعمومی را به قول قانون مشوش کنند، آمارها میتوانند رضایتمندی را به مردم تلقین کنند، آمارها میتوانند مردم را ناامید و سرخورده کنند، آمارها میتوانند پیشگویی کنند و دست آخر این که آمارها میتوانند آبروی ملتی را در جهان ببرند یا بخرند و به همین دلیل شاید دروغ گفتن درباره آنها به راه رفتن روی لبه تیغ میماند.
محمود اکرامیفر، پژوهشگر مسائل اجتماعی معتقد است آمادگی روانی عمومی مردم برای پذیرش اطلاعاتی که با عدد و رقم همراه میشوند بیشتر است و به همین سبب ارائه آمار عاملیمهم درجهت اقناع و ارضای افکار عمومی به حساب میآید.
به گفته وی، مبلغان در هر زمینهای و با هر هدفی تلاش میکنند با استفاده از اعداد به شنوندگان ثابت کنند آنچه میگویند پایهای علمی و قابل استناد دارد.
اسماعیل احمدیمقدم، مشاور رئیسجمهور در گفتگو با «جامجم» اظهار میکند: بخشی از آمارهای دروغین که از سوی مدیران ارشد سازمانها ارائه میشوند با هدف کسب بودجه است، اما خبرگزاریهای خارجی از آنها علیه کشورمان استفاده میکنند.
همچنین اسفندیار رحیم مشایی، مشاور دیگر رئیسجمهور ارائه برخی از آمارها را مثلا درباره تعداد سفرهای انجام شده در طول نوروز، مسالهای مرتبط با امنیت ملی میداند.
وی در نکوهش تحلیلهای غلط از آمارها مثال میزند: تصمیمگیریهای بیگانگان درباره ایران با ارائه آمار درباره تعداد سفرهای گردشگری در تعطیلات نوروز مرتبط است، چراکه چنین آماری از میزان رفاه و رضایتمندی مردم از زندگی شان خبر میدهد.اما مهمترین دلیل دروغگویی آمارها شاید باور دکتر امیرهوشنگ مهریار، روانشناس اجتماعی و استاد موسسه عالی پژوهش و آموزش مدیریت و برنامهریزی باشد که براساس آن نبود منتقدان آماری بیطرف در مجامع علمی، راه را برای ارائه آمارهای نادرست باز کرده است.
وسط زمین کجاست؟
میگویند روزی رندی ضربدری بزرگ روی زمین کشید و اعلام کرد اینجا دقیقا وسط زمین است. عالمان گفتند حرفت ناصواب است و صحت ندارد، گفت: اگر چنین است پس وسط زمین را به من نشان دهید!
ماجرای ارائه آمار مربوط به آسیبهای اجتماعی هم تقریبا چیزی از جنس همین روایت است، یعنی گاه، ناآگاهی و دوراز دسترس بودن آمارهای واقعی راهگشای اعلام آمارهای دروغین از سوی کارشناسان یا مسوولان میشود.
حسن موسوی چلک، مدیرکل دفتر آسیبدیدگان اجتماعی بهزیستی درباره نبود آمارهای صحیح در حوزه آسیبهای اجتماعی میگوید: وقتی هنوز حل آسیبهای اجتماعی در کشور متولی قانونی ندارد، چطور انتظار دارید ارائه آمار در این زمینه متولی داشته باشد؟
وی برخلاف بسیاری از منتقدان به بودجههای ناچیز پژوهشی برای مطالعات آماری و جمعیتشناسی، اشاره و تصریح میکند: بودجههای پژوهشی کم نیست، اما پژوهشهای اجتماعی در ایران کمتر بر مبنای برنامهریزی انجام میشود.مدیرکل دفتر آسیبدیدگان اجتماعی با طرح این سوال که آیا میدانید چرا معمولا موافقتنامههای مربوط به بودجههای پژوهشی در اسفند امضا میشوند، تشریح میکند: علت این است که بسیاری از مدیران به پژوهش اعتقادی ندارند و تنها دلیل امضای چنین قراردادهایی جلوگیری از برگشت خوردن بودجه اختصاص داده شده به ادارهها یا سازمان متبوع آنهاست.
وی همچنین ماهیت پنهان آسیبهای اجتماعی را مهمترین عامل در نامشخص بودن آمارهای واقعی میداند و میگوید: تولد و مرگ انسانها ثبت میشود، اما هیچکس میلی به گزارش درباره عملکرد خلاف هنجار اجتماعیاش ندارد و چهبسا مشتاق است آن را پنهان کند.
با این حال دکتر مهریار به چنین توجیهی برای نبود آمار آسیبهای اجتماعی معتقد نیست و با تاکید بر این که باید با ارائهکنندگان آمار نادرست برخورد قانونی شود، توضیح میدهد: معمولا مشخص نبودن جمعیت درگیر در آسیبها و محدودیت در نمونهبرداری در این گونه آمارگیریها دردسرساز میشود، اما با استفاده از روشهای حرفهای میتوان تا حدودی جواب صحیح را تخمین زد.
این استاد دانشگاه میافزاید: برخلاف آمار رسمی که برای به دست آوردن آنها از روشهای کمی استفاده میشود، تخمین آمار مربوط به آسیبهای اجتماعی بیشتر بر روشهای کیفی متمرکز است.
همکاسه کردن، بله یا نه؟
یکی از مسائل بحثبرانگیز درباره آمارها، همکاسه کردن یا نکردن آنها با یکدیگر است. احمدیمقدم که از موافقان یکی کردن آمارهاست، موفقیت ستاد مبارزه با موادمخدر را در کنترل آمارهای حوزه موادمخدر مثال میزند و میگوید: در سال گذشته به نمایندگان تمام سازمانهایی که متولی پیشگیری و مبارزه با اعتیاد محسوب میشدند، ابلاغ کردیم بدون هماهنگی با ستاد از ارائه آمار به رسانهها خودداری کنند و به این ترتیب جلوی اشاعه آمارهای دروغین را گرفتیم.
اما مهریار به عنوان یکی از منتقدان این روش به نکتهای قابل تامل اشاره میکند و شرح میدهد: مراجع و سازمانهای مختلف باید در ارائه آمارهای خود از آسیبهای اجتماعی آزاد باشند و در نهایت منتقدانی بیطرف از سوی دانشگاهها صحت آنها را با توجه به روشهای آماری استفاده شده بسنجند، چرا که دانشگاهها نفع سازمانی ندارند و آسانتر میتوانند در این حیطه قضاوت کنند.
پروندههای محفوظ
تشکیل پرونده اجتماعی روشی است که موسوی چلک، مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی برای دستیابی به آمارهای مربوط به آسیبهای اجتماعی پیشنهاد میکند و به نظر میرسد در آشفته بازار آماری ایران تا حدودی کارساز باشد.
وی در این زمینه میگوید: همانطور که به محض تولد یک کودک برای او پروندهای پزشکی تشکیل میشود، میتوان پروندهای اجتماعی نیز برای او تشکیل داد که براساس اطلاعات آن سطح اجتماعی کودک، وضعیت خانوادگیاش، نیازها و محرومیتهای اجتماعی احتمالی او در آینده و حتی احتمال دچارشدنش به انواعی از آسیبهای اجتماعی قید شود و در بایگانی سازمانهای متولی رسیدگی به آسیبهای اجتماعی محفوظ بماند تا به این ترتیب آسانتر و سریعتر بتوان به افراد درگیر با انواع آسیبهای اجتماعی، برای آمارگیری و برنامهریزی دست یافت.
موجسواری با اخبار ناخوش
نبود متولی خاص در ارائه آمار بویژه درخصوص آسیبهای اجتماعی هماکنون موجب شده است بسیاری از آنها که دوست دارند بر امواج خبری سوار شوند و از آب گلآلود ماهی بگیرند، هر روز به ارائه آمارهای دروغین و سیاهنماییها بپردازند و هیچ مسوولی هم خود را مکلف به برخورد با این جریان نداند.
به نظر میرسد باید از سوی مسوولان تدبیری اندیشیده شود که مردم هر روز از رسانهها آمارهای واقعی را بشنوند، نه آمارهای دروغین که از سوی برخی خبرسازان مطرح میشود و نه آمارهای مسوولانی که مایلند همه چیز را مطلوب و خوشایند جلوه دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم