در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همین اواخر و پس از حملات خمپارهای از شهرک صدر به منطقه سبز بغداد بود که واحد تحت امر ویلیامز عکسهای ارسالی از یکی از هواپیماهای بدون سرنشین ارتش ایالات متحده را دریافت کرد که محل یکی از خمپارهاندازها در شهرک صدر را شناسایی کرده بود. این واحد آتشبار در نزدیکی آپارتمانی قرار داشت و عوامل دستاندرکار خمپارهباران منطقه سبز در وقفههای زمانی بین آتشباری به آپارتمان مجاور میرفتند تا استراحت کنند. با دریافت این عکسها واحد عملیاتی ویلیامز به منطقه رفت و واحد خمپارهانداز را هدف قرار داد.
در شیوه مبارزه با شورشیانی که در عراق و دیگر نقاط ناآرام جهان جریان دارد هیچ کارت برنده منفردی وجود ندارد که بتوان روی آن متمرکز شد. در بازی موش و گربهای که شورشیان در پیش گرفتهاند، آن هم در شرایطی که آنان قادرند براحتی در میان مردم عادی پنهان شوند و هر ازچند گاهی برای ضربه زدن به دشمن از پناهگاههای خود بیرون بیایند دستیابی به شیوههای نظارتی مناسب از اهمیتی خاص برخوردار است.
به اعتقاد فرماندهان نظامی ماشینهای پرنده بدون سرنشین (UAV) را باید بمب هوشمند جنگ عراق دانست. این هواپیماهای بدون سرنشین آخرین چرخش در روند بیپایان تحول و تطور تاکتیکها و ابزارهای جنگی است که حرکت به جلو تاریخ جنگ را شکل میدهند. واحدهای نظامی که خانهبهخانه را در جستجوی شورشیان کنکاش میکنند و میجنگند بر صدها هواپیمای بدون سرنشین که برخی از آنها بسیار کوچک بوده و تحرکات دشمن را تحت نظر میگیرند، اتکا دارند. نیروهای گشتی به مدد آنها مسیر حرکت خود را شناسایی کرده و بررسی میکنند و فرماندهان عملیاتی آنان را بر فراز نقاط پرتردد به پرواز درمیآورند تا عوامل شورشی و بمبگذاران انتحاری را شناسایی کنند.
اتکا به هواپیماهای بدون سرنشین در ارتش ایالاتمتحده روزبهروز گسترش مییابد. مهندسان پنتاگون سعی دارند این هواپیماها را به فناوری شناسایی مینهای کاشته شده در زمین مجهز کنند.
بر اساس آمار منتشر شده از سوی فرماندهی واحدهای مستقر در عراق هواپیماهای بدون سرنشین ارتش تنها طی ماه مارس بیش از 46 هزار ساعت عملیات در این کشور انجام دادند.
در جنگهای بغرنج شهری به مانند نبردهای اخیر برای آرام کردن اوضاع شهرک صدر بغداد این هواپیماهای بدون سرنشین بیشترین نقش را ایفا کردند و با شناسایی اهداف بالقوه ضرورت ورود نیروها به منطقه را از میان بردند. این هواپیماها در واقع حلقه آخر از شبکهای گسترده و پنهان از دید هستند که ماهوارههای ارتباطی، سامانه مکانیاب جهانی (GPS) و کانالهای ارتباطی را در برمیگیرد و امکان انتقال حجم وسیعی از اطلاعات را در هر ثانیه بین این هواپیماها و ایستگاههای هدایت زمینی فراهم میآورد.
تصاویری که توسط این هواپیما ارسال میشود ممکن است به رایانه همراه واحد عملیات زمینی در همان محدوده، مرکزی فرماندهی در صدها کیلومتر آنسوتر یا حتی برای تحلیلگران تصویری که هزاران کیلومتر آنسوتر در آلمان یا ایالت نوادای آمریکا استقرار یافتهاند، ارسال شود.
انقلاب جنگافزارهای بدون سرنشین را نباید پدیدهای نوین تلقی کرد اما شرایط خاصی عراق موجب شد استفاده از این جنگ افزارها به ناگاه افزایش پیدا کند. طی ماههای اول پس از سقوط بغداد هم استفاده از این جنگافزارها چندان باب نشده بود. نیروهای ویژه از آنها در عملیات ویژه و دارای اهمیت فوقالعاده استفاده میکردند و به آنها به دیده جزیی لاینفک از اقدامات نظامی نگریسته نمیشد اما با مشخص شدن قابلیتهای این جنگ افزارها، استفاده از آنها هم افزایش یافت.
سرگرد پل مارنون، فرمانده یکی از اسکادرانهای رزمی هلیکوپترهای آپاچی در اثبات اهمیت هواپیمای بدون سرنشین به نقش این هواپیماها در 90 درصد حملاتی که طی دو ماه گذشته توسط اسکادران او انجام شده است، اشاره میکند.
ناتوانی در به خدمت گرفتن سریع هواپیماهای بدون سرنشین در صحنه جنگ یکی از موارد تنشزا پنتاگون بوده است. رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالاتمتحده اخیر ابراز امیدواری کرده بود استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین افزایش پیدا کند. به همین دلیل بود که وی مدتی قبل بودجهای 240 میلیون دلاری را به برنامه پیشرفتهسازی هواپیماهای بدون سرنشین و توسعه ناوگان این جنگافزارها اختصاص داد.
نیازهای میدان جنگ به علاوه رهبرانی غیر نظامی که تحت فشار جامعه خواستار کاهش تلفات انسانی در جنگها بودهاند پیشرفت و توسعه مداوم فناوریهای مربوط به جنگ افزارهای خودکار که نیازی به حضور مستقیم نیروی انسانی ندارند را رقم زدند. هواپیماهای بدونسرنشین یکی از دستاوردهای این شاخه از فناوری نظامی بود.
در این حوزه هم به سان بسیاری از بخشهای دیگر فناوریهای پایه از مراکز تحقیقاتی سربرآورد. نقطه آغازین ظهور هواپیماهای بدون سرنشین واحدی تولیدی-صنعتی در کالیفرنیای جنوبی و در میانه جنگ دوم جهانی بود.
شرکت وننایت در حومه لسآنجلس واحدی تولیدی داشت که روی تولید هواپیماهای مدل با کنترل از راه دور با رادیو متمرکز شده بود. سال 1944 میلادی بود که اولین نمونه از این هواپیماها ساخته شد. در ابتدا از این نمونهها برای آزمودن سامانههای ضدهوایی جدید استفاده میکردند.
دهه 1950 میلادی بود که سرتیپ کورتین لمای، موسس اولین مرکز فرماندهی استراتژیک نیروی ضربت هستهای ارتش ایالاتمتحده خواستار تامین هواپیماهای بدون سرنشین شد که قرار بود در عملیات هستهای احتمال علیه روسها به همراه هواپیماهای بمبافکن بی52 و برای صیانت از آنها در برابر ساماندهی موشکی ضد هوایی شورویها به منطقه عملیات اعزام شوند.
در محدوده زمانی دهه 1960 بود که مهندسی ژاپنیتبار به نام نورمن ساکاموتو ایده تجهیز هواپیماهای بدون سرنشین به دوربین را با هدف استفاده از آنها به عنوان هواپیمای جلوی شناسایی مطرح کرد. شاید این یکی از تناقضات تاریخی باشد که مردی که پدر هواپیماهای بدون سرنشین ارتش آمریکا نام گرفته 2 سال اول جنگ جهانی دوم را به همراه خانوادهاش در اردوگاه مهاجران ژاپنی در آریزونا سر کرد.
ارتش در ابتدا توجه چندانی به این ایده نشان نداد اما زمانی که یکی از هواپیماهای جاسوسی2 U در روزهای اوج بحران موشکی کوبا توسط موشکهای ضدهوایی شورویها برفراز کوبا ساقط شد و دو ابرقدرت وقت جهان را در آستانه جنگی تمام عیار قرارداد نگاهها به سوی پیشنهاد ساکاموتو متمایل شد.
شرکت ساکاموتو خیلی زود قراردادهایی برای تولید اولین هواپیمای بدون سرنشین نظامی جهان که «زنبور مهاجم» نام گرفته بود، دریافت کرد. هنوز جنگ ویتنام شروع نشده بود که ارتش آمریکا نزدیک به هزار زنبور مهاجم را که در ماموریتهای شناسایی برفراز قلمرو دشمن پرواز میکردند، از اهداف بالقوه عکس میگرفتند و رادارها را کور میکردند در اختیار داشت.
پس از پایان جنگ ویتنام موشکهای بالستیک قارهپیما جانشین هواپیماهای بی52 شدند و نیروی هوایی هیچگاه به ایده تولید انبوه هواپیماهای بدون سرنشین رویخوش نشان نداد. با آغاز دهه 1980میلادی تولید نسل جدید هواپیماهای بدون سرنشین که اکویلا نام داشتند، شروع شد. سوار کردن تجهیزات روی این هواپیما یک ساعت طول میکشید و با توجه به این که کاهش میانگین عمر آنها به 20 ساعت موجب شده بود هر نمونه نزدیک به 3 میلیون دلار هزینه روی دست پنتاگون بگذارد این پروژه در سال 1987 و پس از هزینه شدن چیزی در مورد یک میلیارد دلار به طول کامل لغو شد.
در حالی که اشتیاق آمریکاییها به تولید هواپیماهای بدون سرنشین به خاموش گراییده بود ارتش اسرائیل در خفا در حال کار روی پروژه تولید هواپیماهای بدون سرنشین کوچک، ارزان و کارآمد بود. اسرائیلیها انگیزه خود را از مشکلاتی که از بابت سامانه ضدهوایی ساخت شوروی ارتش مصر در جنگ 1973 اعراب و اسرائیل موسوم به یوم کپور برای نیروی هوایی این رژیم به وجود آمده بود، گرفته بودند.
مهندسان اسرائیلی با الهام گرفتن از یک نمونه اکویلا که در سواحل این رژیم سقوط کرده بود برنامهای مخفیانه را برای تولید هواپیماهای بدون سرنشین به مرحله اجرا در آوردند. جان لهنی، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایالاتمتحده در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان و سرلشکر پی کلی، فرمانده تفنگداران دریایی ارتش در آن زمان اولین کسانی بودند که از پیشرفت اسرائیلیها در این حوزه آگاهی یافتند.
این دو طی سفری در اواخر دهه 1980 میلادی به اسرائیل فیلمی را مشاهده کردندکه توسط یک هواپیمای بدون سرنشین از تحرکات آنها طی یک روز گرفته شده بود. لهمنی که تحت تاثیر قرار گرفته بود با دور زدن قوانین ارتش آمریکا که خرید تسلیحات از خارج را منع میکند چند فروند از هواپیماهای بدون سرنشین ساخت اسرائیل که پایونیر نام داشت را خریداری کرد تا از آنها برای انجام عملیات شناسایی و بهبود هدفگیری سامانههای توپخانه رزمناوهای آمریکایی استفاده کند.
جنگ اول خلیجفارس در سال 1991 میلادی اولین جنگی بود که در آن از هواپیماهای بدون سرنشین به طور گسترده استفاده شد. بعدها وقتی جنگهای بالکان در اواسط دهه 1990 میلادی درگرفت جیم وسلی، مدیر وقت سیا خود را در مخمصهای تازه گرفتار دید. او بر روی زمین جاسوسی نداشت تا از شرایط پیشرفت مخاصمات داخلی بالکان آگاهی یابد.
وسلی از ارتش درخواست کمک کرد. پاسخی که دریافت کرد نتیجه تحقیقاتی 6 ساله با هزینهای بالغ بر نیم میلیارد دلار بود. صنایع غیرنظامی با توجه به نیاز پنتاگون هواپیمای بدون سرنشینی را طراحی کرده بودند که قادر به حمل طیفی از تجهیزات الکترونیک بودند. اعضای کنگره بعدها از دیدن تصاویری که این هواپیمای بدون سرنشین مخابره کرده بود، متحیر شدند و از این به بعد بود که سیا و پنتاگون بر سر این که کدام یک باید پروژه ساخت نسل جدید هواپیماهای بدون سرنشین را هدایت کند دچار اختلاف شدند.
نسل جدید هواپیماهای بدون سرنشین به امکاناتی چون دوربینهای پیشرفته، تجهیزات جنگ الکترونیک، سامانه مکانیاب ماهوارهای و حتی چند موشک تهاجمی مجهز شدهاند. تنها موشکی که امکان نصباش روی این هواپیماها وجود داشت هلفایر بود. هلفایر در واقع موشکی ضدتانک است. مهندسان نظامی در این موشک تغییراتی بهوجود آوردند تا امکان نصب آن روی هواپیماهای بدون سرنشین فراهم آید.
در حال حاضر 1500 هواپیمای بدون سرنشین بر فراز آسمان عراق و افغانستان در حال خدمت هستند که نسل جدید آنها موسوم به گلوبال هاوک قادر است 20 ساعت به طور مداوم پرواز کند و اطلاعات میدان جنگ را به پستهای زمین مخابره کند.
منبع: واشنگتن پست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: