در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرماندهان طالبان میگویند جوانان پر شور زیادی بسان احمد طی بهار سال جاری میلادی با عبور از مرزهای مشترک پاکستان با افغانستان برای جنگیدن با نیروهای خارجی وارد افغانستان شدهاند. امکان ارائه آمار دقیقی در این رابطه وجود ندارد اما به اعتقاد دیپلماتهای غربی ساکن کابل، پایتخت افغانستان و فرماندهان نظامی ارشد ناتو و ایالاتمتحده در این کشور از ماه جاری تاکنون ترددهای مرزی و حملات طالبان به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است.
آنچه بیش از سایر موارد موجبات نگرانی فرماندهان ارشد نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را فراهم آورده افزایش تعداد حملات طالبان در نواحی جنوبی افغانستان مقارن با تلاشهای دولت پاکستان برای دستیابی به توافقنامه صلح با قبایل مرزنشین است که از تابستان گذشته تاکنون با آدمرباییها و بمبگذاریهای انتحاری خود عرصه را به دولت این کشور تنگ کردهاند.
دولت پاکستان در مواجهه با این حملات با عقبنشینی نیروهای ارتش از مناطق قبایلینشین در قبال توقف حملات موافقت کرده است. با عقبنشینی نیروهای ارتش از این مناطق مرزهای پاکستان و افغانستان باری دیگر شاهد جنب و جوش نیروهای طالبانی بین قلمرو پاکستان و افغانستان است.اسلامآباد تاکید دارد تنها با ریشسفیدهای قبایل مرزنشین در حال مذاکره است و هیچگونه مذاکرهای بین دولت ونیروهای افراطی تحت امر بیتالله محسود، رهبر طالبان در پاکستان صورت نگرفته اما این نکته برهیچکس پوشیده نیست که مسحود است که روند مذاکرات را هدایت میکند. محسود و متحدانش طی 2 سال گذشته نزدیک به 200 ریشسفید میانهرو که شهامت مخالفت با او را داشتهاند به قتل رساندهاند. این کشتار گسترده حامل پیامی شفاف برای سایر رهبران قبایلی بوده است.
اگر چه محسود دست داشتن در ترور دسامبر گذشته بینظیر بوتو، نخستوزیر پیشین پاکستان و رهبر حزب مردم این کشور را رد کرده اما بمبگذاران انتحاری آموزش دیده توسط گروه او از تابستان گذشته تاکنون 50 عملیات علیه واحدهای ارتش پاکستان انجام دادهاند. این در حالی است که نیروهای امنیتی افغان طی ماههای اخیر دهها بمب گذار انتحاری پاکستانی را قبل از انجام عملیات شناسایی کرده و تحت بازداشت خود در آوردند.سرلشکر عبدالمنان فرهی، رئیس واحد عملیاتی ضدتروریسم کابل میگوید: هجوم داوطلبان پاکستانی به افغانستان به مشکلی جدی تبدیل شده است. او که نیروهایش طی این مدت نزدیک به 50 بمبگذار انتحاری را شناسایی و بازداشت کردهاند، میافزاید: این مساله به یکی از دغدغههای جدی ما تبدیل شده است.
همه بازداشتشدگان افراد بالغ و داوطلبانی که به میل خود خواستار انجام عملیات انتحاری باشند، نبودند. در یکی از سلولهای ساختمان مدیریت امنیت ملی افغانستان در کابل جوان 14ساله بیسواد پاکستانیای به نام شکرالله نگاهداری میشود که ادعا دارد توسط طالبان وادار به همکاری برای انجام عملیات انتحاری شده است.
او در حال تحصیل در مدرسه مذهبی کوچکی با حدود 50 طلبه در بخش جاندولا در نزدیکی شهر تانک ایالت سرحدات شمالی بود. یکی از شبهای ماه مارس و درست قبل از آن که بچهها بخوابند بود که مدرس مدرسه به خوابگاه آمده تا اعلام کند شکرالله دوران حفظ قرآن را به پایان برده است. صبح روز بعد بود که او را به دفتر مدرسه فراخواندند تا بگویند باید برای جنگیدن با کفار آمریکایی به افغانستان برود.او را به شهر مرزی میرامشاه در وزیرستان شمالی بردند که بیشتر تحت کنترل شبهنظامیان افراطی نزدیک به طالبان قرار دارد تا نیروهای دولتی بر آن تسلط داشته باشند. شکرالله از دیدن مردانی با محاسن بلند و چهرههای خشن که در شهر در حال تردد بودند، ترسیده بود. او را به همراهی تعدادی نوجوان دیگر سوار تاکسیای کردند که قرار بود با گذر از مرز مسافرانش را به خوست ببرد.
پیش از آن تاکسی به حرکت درآید شکرالله، معلم را دید که با تلفن همراهش صحبت میکند و به کسی در آن سوی خط است راه افتادن او را اطلاع میدهد. مردی افغان در خوست منتظر شکرالله بود و او را به خانهای منتقل کرد که سه شب را در آنجا ماند. سپس همان مرد افغان به همراه مرد دیگری با خودرو برای بردن او مراجعه کردند. شکرالله متوجه بستهای بزرگ در قسمت جلوی صندلی شاگرد راننده شد که روی کف خودرو قرار گرفته بود.
روز 21 ماه مارس بود که نیروهای پلیس افغان خودرویی که شکرالله و آن دو مرد با آن در حال سفر بودند را در یکی از پستهای ایستوبازرسی دستگیر کرد. شکرالله پس از آن که پلیس محتوای بستهای که جلوی پای سرنشین جلو بود را به او نشان داد، احساس کرد آدم خوششانسی است. آن بسته چیزی جز جلیقهای انتحاری نبود. او همچنان در بازداشت پلیس به سر میبرد بیآن که بداند به مشارکت در اقدامات تروریستی متهم خواهد شد یا پلیس افغانستان او را تحویل خانوادهاش در پاکستان میدهد.
بیشک اکثر پاکستانیهایی که در صفوف طالبان میجنگند افراد بالغی هستند که به میل خود به این گروه پیوستهاند. وقتی طالبان قدرت را در افغانستان در دست داشت طالبانیهای زیادی به این گروه پیوستند اما با سقوط طالبان پس از حمله نیروهای آمریکایی به افغانستان در سال 2001 میلادی روند تامین نیرو از پاکستان تقریبا به طور کامل متوقف شد.سفرهای فرامرزی از پاکستان به افغانستان برای ملحقشدن به نیروهای طالبان طی سالجاری میلادی احیا شده است و داوطلبان از فراسوی مناطق مرزی پشتوننشین به افغانستان میآیند.
احمد، آن نیروی بیقرار یار قطعا برای پیوستن به طالبان دلایلی فراتر از پیوندهای قبایلی با افغانها دارد. او در تاکسیلا، شهری تاریخی در غرب اسلامآباد، پایتخت پاکستان در ایالت پنجاب رشد یافته است. آن پاکستانی دیگر عضو گروه یعنی سجاد شاه 25 ساله اهل هاریپور، منطقهای اردو زبان در ایالت سرحدات شمالی است. شاه جوان پرحرفی است. این جوان بلند قامت که تا پایان دوره دبیرستان درس خوانده فرزند پدری کشاورز است که در عین حال بقالی کوچکی را هم اداره میکند. او میگوید انتشار اخبار مربوط به جنگ در عراق و افغانستان و بویژه رسواییهای زندان ابوغریب بغداد و آنچه در بازداشتگاه خلیج گوانتانامو میگذرد او را به پیوستن به طالبان ترغیب کرده است.
اوایل سالجاری میلادی با یکی از مبلغین طالبان ملاقات کرد که به او گفت چطور میتواند برای پیوستن به این گروه ثبت نام کند. اواسط مارس بود که او تصمیم آخر را گرفت. به خانوادهاش گفت قصد دارد به کراچی برود و کاری برای خود بیابد. در مقابل به جای رفتن به کراچی وصیتنامهاش را نوشت، آن را به دوستی متعهد سپرد و سوار اتوبوسی شد که عازم میرامشاه بود.او به اردوگاهی آموزش اعزام شد که در آنجا نحوه کار با کلاشینکف، آرپیجی و تکنیکهای پایه جنگهای چریکی را فراگرفت. پس از دو هفته کارآموزی در این اردوگاه بود که آموزشیاران او را به همراه یکصد نیروی آموزشی دیگر به صف کردند. به آنها گفته شد آماده پیوستن به واحدهای عملیاتی طالبان هستند. سه چهارم آنان از مناطق قبایلینشین بودند اما تعدادی هم از جاهای دور دست چون ایالت سند آمده بودند. برخی پنجابیها سابقه جنگیدن با سربازان هندی در کشمیر را داشتند.
یار در ابتدا در برابر پیشنهاد قبول تعدادی از نیروهای آموزش دیده در اردوگاه میرامشاه مقاومت کرد. او به مافوقش گفت میتواند نیروی مورد نیاز خود را از داوطلبان محلی تامین کند اما پیشنهاد او رد شد. او به میرامشاه رفت و شخصا احمد شاه و آن پاکستانی دیگر را انتخاب کرد.
صبحگاه یکی از روزهای آخر مارس بود که یار به همراه نیروهای جدیدش و دو بلد محلی از صحرای بیآب و علف و پرتی که مرز پاکستان و افغانستان است با پای پیاده گذشت. یک روز پیادهروی کردند تا به دهکدههایی که ساکنانش از هواداران طالبان هستند، رسیدند. پس از یک روز استراحت به مسیر خود ادامه دادند. بخشی از مسیر را با اجاره موتورسیکلت و بخشی را با پای پیاده طی کردند و پس از یک هفته به پایگاه رسیدند.
یار به شور و شجاعت پاکستانیها اذعان دارد اما این رفتار گاهی میتواند خطرناک باشد. علاوه بر آن به خدمت گرفتن آنها مشکلات خاص خود را دارد. یار برای نمونه میگوید: برخی روستاییها آنان را دوست ندارند. میافزاید: آنان اداب و سنن محلی را نمیدانند و گاه رفتارهای غلطی از آنان سرمیزند. چای سبز را به چای سیاه که مورد علاقه محلیهاست، ترجیح میدهند و عاشق غذاهای تند هستند که در رژیم غذایی افغانها جایی ندارد.
براساس اکثر تخمینها سهم نیروهای پاکستانی از کل نیروهایی که طالبان در اختیار دارد از 20 درصد فراتر نمیرود. اگرچه طالبان در سال گذشته متحمل تلفات زیادی شد اما این گروه اصرار دارد این مساله دلیل قبول داوطلبان پاکستانی نیست. این واقعیتی است که تحلیلگران نظامی ناتو هم به آن اذعان دارند. مجموع تلفات طالبان در سال گذشته در حدود 5 تا 7 هزار نفر برآورد شده که در کشوری با 35 میلیون جمعیت و نرخ زادوولدی بالا رقم قابل توجهی بهنظر نمیرسد.در عین حال داوطلبان پاکستان نمیتوانند سرنوشت جنگ افغانستان را عوض کنند. درست است که در درگیریهای سال گذشته تلفات مهلکی بر طالبان وارد نیامد این گروه تعداد درخور توجهی از فرماندهان با تجربه و کارآزموده خود را از دست داد.
هرچند طالبان برای جلوگیری از ادامه این روند ملاقات جمعی فرماندهان ردههای میانی خود را برای جلوگیری از حملات غافلگیرانه منع کرده اما به هر حال این گروه از مشکل کمبود فرماندهان میانی رنج میبرد.
برخی از مقامات امنیتی افغانستان بر این باور هستند که اسلامآباد به عمد از روند عزیمت شهروندان پاکستان به افغانستان و مشارکت آنها در حملات طلبان جلوگیری نمیکند و از این طریق مشکلات خود را به فراسوی مرزهایش منتقل میکند. اغلب داوطلبان پاکستانی، جوانانی بیکار و ناامید یا کشمیریهایی هستند که با آرام شدن اوضاع در طول خط کنترل هند و پاکستان به صفوف طالبان میپیوندند.
مترجم: رضا سادات
منبع: گاردین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: