کتاب در قاب

رسانه و خانواده‌

پنجاه و یکمین شماره فصلنامه پژوهش و سنجش، با هفت مقاله به موضوع «رسانه و خانواده»، ‌اختصاص دارد. نخستین مقاله از این شماره، با عنوان «نظارت والدین بر استفاده کودکان و نوجوانان از رسانه‌‌‌های تصویری»،‌ حاصل پژوهشی پیمایشی روی نمونه‌ای 917 نفری از میان تمامی والدین تهرانی است که دارای فرزند 4 تا 18 ساله بوده‌اند.
کد خبر: ۱۷۹۱۶۵

با توجه به نظرات کارشناسان علوم ارتباطات و روان‌شناسی، مبنی بر این که اثر تلویزیون بر کودکان را می‌‌توان با مشغول کردن آنان در فعالیت‌های مرتبط با محتوای مورد تماشا، نظارت بر عادات تماشا، آموزش کودکان برای مبدل شدن به بیننده‌ای بصیر، تغییر محتوا و برنامه زمانی، نافذ و موثر ساخت، ‌نویسندگان این مقاله، از پژوهش خود چنین نتیجه می‌گیرند که اکثر والدین نگرش چندان مثبتی به برنامه‌های ماهواره یا اینترنت یا فیلم‌های ویدئویی ندارند و 70 درصد والدین تهرانی، ‌برای نظارت براستفاده فرزندان‌شان از تلویزیون به شیوه‌ای فعال عمل می‌کنند، یعنی با فرزند خود راجع به محتوای برنامه، توضیح معانی، ارزیابی انگیزه‌ها،‌ قضاوت‌های ارزشی و تمایز بین خیال و واقعیت، به گفتگویی متقابل می‌پردازند.

«مقایسه نقش و منزلت زنان و مردان در سریال‌های ایرانی»،‌ عنوان دومین مقاله این شماره است،‌که با هدف شناخت عملکرد تلویزیون به عنوان یک فناوری ارتباطی،‌ در معرفی نقش و منزلت زنان، انجام شده است. بی‌شک رسانه‌های جمعی همانند نهادهای اجتماعی (آموزش و پرورش و خانواده)‌، بشدت بر اندیشه‌های روزمره در مورد جنسیت تاثیر می‌گذارند. در این میان، ‌تلویزیون یکی از پربیننده‌ترین رسانه‌های جمعی است و نقش‌های متفاوتی از آموزش،‌ جامعه‌پذیری و انتقال فرهنگ تا تغییر اجتماعی ایفا می‌کند. در این پژوهش ضمن تحلیل محتوای مجموعه‌ای از سریال‌های تلویزیونی، به بررسی برتری میزان تحصیلات زنان بر مردان، بالا بودن منزلت شغلی مردان نسبت به زنان و تایید و تثبیت نقش‌های قالبی شده براساس جنس و همچنین توزیع نابرابر پایگاه اقتصادی زنان و مردان انفعال‌پذیری زنان در اکثر سریال‌ها و صحنه‌های مربوطه، پرداخته شده است.

مطالعات و پژوهش‌های گوناگون در حوزه شناخت تاثیرات تلویزیون و رفتارسازی برنامه‌های پخش شده از آن، در جنبه‌های مختلف تربیتی و فرهنگی، نشان می‌دهد که تلویزیون علاوه بر ارائه اطلاعات به بینندگان، پیام‌هایی را نیز به طور تلویحی به آنان منتقل می‌کند. هرچند برنامه‌سازان قادر نیستند با ویژگی الگودهی برنامه‌های تلویزیونی مقابله کنند، اما می‌توانند با دریافت اطلاعاتی درباره چگونگی الگودهی و شناخت پیام‌های انتقالی، هنگام ارائه مدل‌ها با ظرافت بیشتری عمل کنند. حتی می‌توان از این خصیصه بهره جست و تاثیرات مثبتی را بنا نهاد. یکی از این اثرات سازنده، می‌تواند نمایش «شیوه‌های صحیح تشویق و تنبیه کودکان و نوجوانان» باشد. در واقع سومین مقاله این شماره از فصلنامه پژوهش و سنجش، به همین امر اشاره نموده و به این موضوع اختصاص دارد.

مقاله بعدی «اثرات تلویزیون بر کودکان» را به دو صورت اثرات آموزشی منفی و مستقیم مانند استفاده از تکیه‌کلام‌ها و اصطلاحات نامناسب و اثرات رفتاری منفی و غیرمستقیم همچون کم شدن زمان مطالعه، از منظر والدین آنها، بررسی می‌کند.

پنجمین مقاله در مورد «تحلیل محتوای سریال‌های تلویزیونی ایرانی از نظر روش‌های تربیتی» است و نویسندگان آن معتقدند با توجه به این که بهترین روش حل اختلافات و مشکلات مطرح شده بین اعضای خانواده، روش همکاری است. در سریال‌ها و برنامه‌هایی که مخاطبان آنها را خانواده‌ها تشکیل می‌دهد، این روش آموزش داده شود و با در نظرگیری این که استفاده از تنبیه (کلامی، عاطفی یا جسمانی)‌، برای کاهش رفتارهای نامطلوب، عوارض و آسیب‌های بسیاری برای کودکان و نوجوانان دارد، عدم استفاده از این روش در سریال‌ها، همانند حذف صحنه‌های تندخویی، فحاشی و... و نمایش محبت، احترام و تشویق مناسب و به اندازه، ضروری به نظر می‌رسد.

در مقاله بعدی با عنوان «بررسی نمایش خانواده در سریال‌های ایرانی»، با هدف بررسی برخی شاخص‌های خانواده اسلامی، بررسی پایگاه اجتماعی خانواده‌ها یا بررسی صفات بارز شخصیتی همسر، هماهنگی والدین در تربیت فرزندان و ارائه راهکار به گروه‌های برنامه‌ساز، هم به نکات منفی و هم به نکات مثبت سریال‌های مورد بررسی پرداخته‌اند.

در هفتمین و آخرین مقاله، یعنی «کودکان، والدین و آگهی‌های تبلیغاتی»، با در نظرگیری مجموع تحقیقات انجام شده در این حوزه و نقش نظارتی والدین بر میزان تاثیرپذیری کودکان از تلویزیون و ازجمله آگهی‌های تبلیغاتی، می‌خوانیم که با بالا رفتن دیدگاه انتقادی والدین، میزان تماشای آگهی‌ها در کودکان کاهش می‌یابد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها