در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولی از آنجا که این حرکت، یک حرکت مردمی و طبعا فاقد برنامهریزی قبلی بود، ساواک به کلی غافلگیر شد و محمدرضا شدیدا به وحشت افتاد. صبح روز 15 خرداد 42 ... به اداره مرکزی ساواک رسیدم. مدیرکل سوم (سرتیپ مصطفی امجدی) در اتاق انتظار من بود. بلافاصله گفت: خبر مهم! در سطح تهران تظاهرات عظیمی است و مردم در دستجات کوچک و بزرگ از جنوب شهر به سمت شمال شهر حرکت میکنند. حیرتزده تعداد تظاهرکنندگان را پرسیدم.
گفت: که حداقل در 7 دسته اصلی هستندکه هر دسته بین 5 الی 7 هزار نفر تخمین زده میشود... از امجدی پرسیدم: چگونه ساواک از جریان قبلا اطلاع نداشت. آن طور که شما تعریف میکنید تدارک آن حداقل یک ماه نیاز به سازماندهی مستمر پنهانی داشته. چگونه طی این مدت ساواکهای مربوطه کوچکترین اطلاعی به شما ندادند؟!
پاسخ داد: <خیر حتی یک کلمه درباره تدارک تظاهرات امروز به من گزارش نشده. گفتم: عجب ساواکی! پس بود و نبودش تفاوتی ندارد؟ گفت: شما صحیح میفرمایید!
ارتشبد حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران،
موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. 1/511
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: