در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهر ایجاد تنوع «هم و غم» بسیار هست
«هم و غم»ش هم پدر در آور و کاری است صعب
تا تو کارآگاه گردی«پیچ و خم» بسیار هست
«پیچ و خم»ها را اگر رمزآشنا گشتی به جد
شانس شاخص گشتن تو دم به دم بسیار هست
علم و دانش، سعی و کوشش، رمز پیروزی بود
این همه هرکس که دارد، محترم بسیار هست
لیک علیرغم تمام این مسائل، چیست راز
کاین چنین اشخاص شاخص را درم بسیار هست؟
یک کسی میگفت: ثروت، چرک دست است و کنون
قیمت چرک خودش بر روی هم بسیار هست
گفتمش در عین علم این مکنت و اموال چیست؟
گفت: ما را ساکت ار باشی کرم بسیار هست
گفتمش: دانش که میگفتی مهم است ای عزیز؟
گفت: ما را لیک «اهم و فالاهم» بسیار هست
گفتمش: تو اهل دنیایی و این است اتهام
گفت: قاضی نیست، ورنه متهم بسیار هست
آه.... ما را باش، با کی در جدل افتادهایم
فعلا آتش بس که وقتم مغتنم بسیار هست
ظاهرا با اینکه حتی یک عدد«شداد» نیست
من نمیدانم چرا «باغ ارم» بسیار هست!
بی گمان این از خطای چشم ما ناشی بود
این خطا در بین اقوام عجم بسیار هست
من قسم هرگز نخواهم خورد،چون هرجا که نیست
اعتباری حرف آدم را، قسم بسیار هست
بت پرستی گرچه رسما برفتاده از جهان
غیر رسمی بین بعضیها صنم بسیار هست
پول و ثروت، عجب و نخوت، ریب و رنگ و کذب و کبر
جای پای این صنمها هر قدم بسیار هست
ول کنم این بحثها را این من یک لا قبا
چشم بینا گر که باشد، جامجم بسیار هست
«من به هر جمعیتی نالان شدم» چون مولوی
میروم جایی که آنجا اهل دم بسیار هست
«اهل دم» گفتم، نه اهل دود و دم(لعنت برآن)
گرچه در اهل هنر این یک قلم بسیار هست
همچنان بر «کاروان»و«شد خزان»دل بسته ام
ورنه صد آهنگ چون «بابا کرم» بسیار هست!
گرچه ما را بس حکایتهاست از این زندگی
سهم ما بس هست چون صاحب قلم بسیار هست
الغرض؛ سر زندگی را ول نکن در زندگی
چار روز زندگی را زیر و بم بسیار هست!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: