مترجم: علی کسمایی

جنگ نامرئی

در پایان سفری طولانی از تگزاس، داشتم در فرودگاه سیاتل از هواپیما خارج می‌شدم که خلبان به ما اطلاع داد 5 نظامی از جمله مسافران هواپیما هستند که طی این سفر طولانی 3 روزه از عراق به کشور باز گشته‌‌اند. آیا باید بی‌تفاوت از کنار آنان می‌گذشتیم؟ اعلام این خبر باعث سروصدای فراوان مسافران هواپیما شد ضمن این که خبر فوق برای عده‌ای از حاضران یک یادآوری حیرت‌آور بود: یعنی چه، مگر ما هنوز در حال جنگ هستیم؟
کد خبر: ۱۷۸۶۹۴

نه فقط در حال جنگ بلکه عمیق‌تر و شدیدتر از هر زمان دیگر در آن درگیر هستیم. ماه مارس پنجمین سالگرد جنگ خفت‌بار در عراق بود جنگی طولانی‌تر از هر جنگ دیگر آمریکا ــ‌ غیر از ویتنام. جنگی که هزینه‌های آن نشان می‌دهد از همه جنگ‌های آمریکا ــ‌ غیر از جنگ‌جهانی دوم ــ‌ پرخرج‌تر خواهد بود یعنی می‌تواند به 3 تریلیون دلار برسد.

هزینه جنگ عراق، با توجه به نرخ تورم، از دو برابر هزینه جنگ جهانی اول و 10 برابر جنگ خلیج فارس بیشتر شده است. این برآوردها براساس کتاب جدید جوزف استیگلیتز، (برنده‌ جایزه نوبل) و لیندا بیلمس استاد دانشگاه هاروارد است. البته اینها علاوه بر 4 هزار آمریکایی کشته شده، 30 هزار مجروح و ضربات روانی وارده بر مردم هر شهر و روستایی ا ست که حتی یک جوان خود را به جنگ فرستاده است.

با این حال این جنگ با وجود زیادی تلفات و جراحات و هزینه‌های سنگین یکی از مخفیانه‌ترین جنگ‌ها بوده و دولت آمریکا تلاش فراوانی به عمل می‌آورد تا وانمود کند جنگی بدون درد و رنج و نامرئی است. از ما انتظار می‌رود چنان رفتار و زندگی کنیم که انگار هیچ اتفاق خاصی رخ نداده یا در حال وقوع نیست، هر چند یک بار در ورزشگاهی به احترام قربانیان سکوت می‌کنیم یا در هواپیمایی متوقف می‌شویم تا از فداکاری سربازان خود تقدیر کنیم.

برای ما خیلی مناسب‌تر بود هنگامی که در هواپیمایی اجساد نظامیانی را که در پرچم امریکا پیچیده شده‌اند، تخلیه می‌کردند، کناری می‌ایستادیم. شاید حداقل در آن لحظات فرصت می‌کردیم به این موضوع فکر کنیم که به خاک سپردن یک فرزند پسر 19 ساله، از دست دادن یک خواهر، یک زن یا شوهر چه شکلی و معنایی دارد و به این جنگ به صورت چیزی غیر از آن بازی که نومحافظه‌کاران آمریکایی وانمود می‌کنند، نگاه می‌کردیم.

در یک دموکراسی، تصمیم گیرندگان ــ همه ما - باید جنگ را احساس ‌کنند. جنگ از بالا شروع می‌شود.

به این دلیل فرانکلین روزولت در سال 1942 گفت: «جنگ البته نیاز به رها کردن و چشم‌پوشی از نه فقط اشیای لوکس بلکه از بسیاری از راحتی‌های زندگی دارد.»

پرزیدنت بوش هم دست به فداکاری عظیمی در راه این جنگ زده است. او به نشانه همبستگی با خانواده‌های نظامیان در جنگ، از بازی گلف دست کشیده است. مردی که احتمالا بیش از هر رئیس جمهوری دیگر امریکا به مرخصی و تعطیلات رفته، و در حالی که سازمان رسیدگی به امور نظامیان بازگشتی از جنگ او بی‌شرمانه با این نظامیان در هم شکسته بدرفتاری می‌کند به دوچرخه‌سواری‌های نمایشی در کوهستان‌ها می‌رود، مردی که در عین تحمیل این سرطان خارجی به نسلی از مردم امریکا مالیات ثروتمندان را کاهش می‌دهد و با وجدان خود مشکلی ندارد!

او اخیرا در مصاحبه‌ای عجیب با پولیتیکو، گفت: «نمی‌خواهم بعضی از مادرانی که ممکن است پسرشان به تازگی مرده باشد، فرمانده کل قوا را در حال بازی گلف ببینند. چون من فکر می‌کنم گلف بازی کردن در زمان جنگ پیام نامناسب به مردم می‌دهد.»

او حتی در ادامه همان مصاحبه این حرف‌ها را فراموش کرد و به تفریحات و سرگرمی‌های دیگر خود اشاره کرد و حرفی از پیام نامناسب آنها نزد.

این رئیس جمهوری به هر طریق ممکن کوشیده است در مورد جنگ پنهانکاری کند. مطبوعات ناراحتند زیرا چاپ عکس های اجساد  سربازان پیچیده‌ شده در پرچم امریکا ممنوع است. اما این کار در مقایسه با کاری که این دولت برای دور کردن توجه مردم از رنج مردمی که مستقیم‌تر این رنج‌ها را حس می‌کنند، یعنی سربازان و خانواده‌هایشان، هیچ است. نسبت خودکشی بین نظامیانی که از جنگ باز می‌گردند در حال افزایش است و واکنش دولت به آن، پوشاندن و ماست‌مالی کردن اطلاعات. اخیرا نامه‌ای از دکتر ایرا کاتز، از مقامات اصلی اداره امور نظامیان خدمت کرده در جنگ عراق، پخش شد که نشان می‌دهد تعداد نظامیان بازگشته‌ای که تلاش می‌کنند به زندگی خود پایان دهند خیلی بیشتر از آن است که دولت اجازه می‌دهد خبرش پخش شود. این گویای همه چیز است.

کاتز در یادداشتی که قرار نبود همه مردم از متن آن آگاه شوند، نوشت هماهنگ‌کنندگان پیشگیری از خودکشی ما هر ماه به حدود هزار نظامی بازگشتی برخورد می‌کنند که می‌خواهند خود را بکشند. آیا باید دست روی دست بگذاریم تا این عده به کار خود ادامه دهند و کار از کار بگذرد؟

پتی موری، سناتور دموکرات واشنگتن، که در امور نظامیان بازگشته تخصص دارد، از رفتار دولت به خشم آمده است. او به من گفت: ‌«دولت درباره آمار آنان دروغ گفت. این کار قلبم را می‌شکند. سربازان به ما می‌گویند به آنان یاد داده شده چطور به جنگ بروند اما یاد نداده‌اند چطور به کشور بازگردند. مدام درباره طلاق‌ها، اعتیاد به الکل و موادمخدر، افسردگی و فشارهای روانی، و خودکشی می‌شنویم. و واکنش رئیس جمهوی بخشی از الگویی است که می‌خواهد از همان ابتدا نشان دهد که این جنگ نه پر هزینه است و نه عوارضی برای نظامیان دارد.»

موری دختر یک نظامی معلول جنگ جهانی دوم است. او در سال‌های تحصیل در کالج، در حالی که سایر دانشجویان مشغول اعتراض بودند، داوطلبانه در بیمارستانی مخصوص معلولان جنگ خدمت می‌کرد. او گفت: احتمال این که یک نفر از هر 5 نظامی بازگشته از جنگ دچار مشکلات روانی باشد بسیار زیاد است. بررسی اخیر شرکت راند نشان داد که عده زیادی از بیش از 300 هزار نظامی آمریکایی که در عراق یا افغانستان جنگیده‌اند دچار مشکلات روانی و افسردگی شده‌اند.

موری گفت: وقتی با یک فاجعه طبیعی مواجه می‌شویم چه کار می‌کنیم؟ تصاویر قربانیان را نشان می‌دهیم و قلب‌های خود را به روی آن باز می‌کنیم. جورج بوش باید با جنگ و قربانیان آن هم همین کار را بکند.

اما لازمه این کار علنی کردن چیزی است که از شروع این جنگ طولانی پنهان نگهداشته شده است: حقیقت.

نیویورک تایمز ــ تیموتی ایگان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها