در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیدا درسال 1352 تشکیل شد و آثار ماندگاری را در موسیقی اصیل ایرانی خلق کرد اما بعد از یک دهه فعالیت و قبل از اینکه دهه شصت به نیمه برسد، منحل شد. از آن زمان تا حالا تشکیل دوبارهاش یکی از دغدغههای محمدرضا لطفی بوده است.
شیدای قدیم به گزارش بی.بی.سی، متشکل از لطفی و محمدرضا شجریان، عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، مجید درخشانی، اسماعیل صدقی آسا، زیدالله طلوعی، هادی منتظری و درویشرضا منظمی، بیژن کامکار و ارژنگ کامکار به عنوان نوازندگان ثابت و دیگر خوانندگان و نوازندگانی که در گروه ثابت نبودند، بعد از بیش از یک دهه به خواست لطفی تبدیل به سه گروه بازسازی شیدا، بانوان شیدا و همنوازان شیدا شد که 26 و 27 اردیبهشت ماه امسال برای اولین بار در تالار وزارت کشور برنامه اجرا کردند.
بیشتر اعضا که در مجموع به جز لطفی، 33 نوازنده و سه خواننده هستند، از میان هنرجویان موسیقی در مکتب خانه میرزاعبدالله که متعلق به لطفی است، انتخاب شدهاند.
لطفی میگوید: اگرچه در ترکیب فعلی گروههای شیدا، کمتر به نام آشنای هنرمندان گروه اولیه شیدا بر میخوریم اما بر این باورم که این آرایش جدید با توجه به عشقشان به موسیقی قادر خواهند بود همچون گروه شیدای اولیه راه پیشرفت را طی کنند. باید توجه داشت که حد توانایی فنی و سواد ردیفی این افراد بیش از اعضای اولیه گروه شیداست که در سال 52 تشکیل شد.
تالار کشور و امکانات محدود
تالار کشور متعلق به وزارت کشور که هدف از ساخت آن برگزاری همایش و سمینار و نه اجرای زنده موسیقی بوده است، از نظر آکوستیک مناسب نیست، دیوارهای بتونی و سقفی که با برشهای فلزی فرش شده است، مانع از پخش و شنیدن صدای ساز و آواز به صورت مطلوب میشود.
اگر چه در کنسرت گروههای شیدا امکانات شنیداری در تالار بهتر شده و موسیقی با کمتر صداهای مزاحم از قبیل صدای تهویهها و سوت کشیدن میکروفونها به گوش میرسید، اما هنوز فکری به حال نقاط کوری که صحنه اجرا را از نگاه مخاطب پنهان میکند، نشده است.
این نقاط کور در تالار کشور کم نیستند و شنونده تا لحظهای که روی صندلی خود ننشیند، نسبت به آن آگاه نیست و حتی قیمتی که برای بلیت میپردازد، چندان تفاوتی با قیمت بلیت در مکانهایی که مشرفتر به صحنه هستند، ندارد.
دیواره بتونی که جلوی بالکنها تا نیمه بالا آمده است، دیدن صحنه اجرا را مشکل تر میکند و مخاطبان برای دیدن نوازندگان باید نیم خیز شوند، در غیر این صورت باید اجرا را از چهار مانیتور که بر دیوارهای تالار نصب شده است، دنبال کنند.
حسین علیزاده که سال گذشته به همراه گروه همآوایان در این تالار به روی صحنه رفت، بعد از کنسرت اعلام کرد که دیگر در این تالار کنسرتی اجرا نخواهد کرد و محمدرضا لطفی که سال گذشته به اجرا در تالار کشور انتقاد داشت و ترجیح داده بود به جای این تالار، اولین کنسرت خود را بعد از 25 سال در فضای باز کاخ نیاوران اجرا کند، امسال از روی ناچاری در تالار کشور به روی صحنه رفت؛ به دلیل اینکه این تالار، تنها مکان اجرای موسیقی با ظرفیت چهار هزار نفر است.
گروه بازسازی شیدا
بازسازی شیدا اولین گروه از گروههای سه گانه بود که در تالار کشور به روی صحنه رفت. بازسازی متشکل از شش نوازنده و یک خواننده که محمدرضا لطفی با سه تار آنها را همراهی میکرد، به اجرای قطعاتی در ابوعطا پرداختند.
این اجرا از پیش درآمد درویش خان به روایت میرزاقلی خان نوروزی آغاز شد و با رنگ حسین خان اسماعیل زاده به پایان رسید. به گفته لطفی گروه «بازسازی شیدا در تداوم کارهای خاتمه نیافته شیدای اولیه شکل گرفته است: باید در هر بازسازی احساس همان دوران ساخت آهنگ از طریق مجریان به قطعات قدیمی دمیده شود. گروه بازسازی شیدا تلاش دارد با نظارت من راه اجتماعیتر شدن این روش را هموار کند.»
ضربی از حبیب سماعی، ساز و آواز حجاز، تصنیف قدیمی به روایت عبدالله خان دوامی با شعر سعدی و تصنیف حجاز از ساختههای قدیمی با شعر حافظ از دیگر قطعاتی بودند که در این بخش اجرا شدند. ضمن اینکه امیراثنی عشری، خواننده گروه صدایی زیر و شکل نگرفته داشت که اگر چشمتان را میبستید تصور میکردید نوجوانی در حال آواز خواندن است.
گروه همنوازان شیدا
همه میدانستند که مهمترین بخش کنسرت، بخش آخر آن است که لطفی در کنار همنوازان شیدا حضوری پرثمرتر داشت. همنوازان شیدا از 15 نوازنده و یک خواننده تشکیل شده بود.
پیش درآمد دشتی، تکنوازی، چهارمضراب، ساز و آواز با شعر حافظ، قطعه اوج همراه با آواز با شعر مولانا، ساز و آواز با شعر حافظ، تصنیف ایران وطنم، ساز و آواز و دوبیتیخوانی با اشعار باباطاهر و تصنیف مژده بده با شعر ه.الف. سایه و رنگ به ترتیب در این بخش با صدای محمد معتمدی اجرا شدند.
در هر سه بخش کنسرت تکنوازیها بسیار کوتاه و سوال و جواب بین ساز و آواز ناچیز بود و دلیل آن خسته شدن کمتر مخاطبان.
هر سه بخش چارچوب مشخصی داشت که باعث شده بود اجرا یکنواخت شود. شاید بهترین توصیف برای این کنسرت، تصویری بود که روی دیوارهای پشت سر نوازندگان نقش بسته بود؛ کویری با تپههای ماهوری بسیار که اگرچه در آغاز چشم را نوازش میدهند اما بعد از مدتی به یکنواختی میرسند.
لطفی در سال 1384 و قبل از اینکه کنسرتهای جدیدش را آغاز کند، گفته بود که به اجرای زنده موسیقی در ایران نگاه آرمانی دارد؛ هدف او اجرایی آموزشی است که در آن جوانان نکات بیشتری را در موسیقی یاد بگیرند و در پایان از اعضای گروه سوالهای خود را بپرسند.
او گفته بود که مهمترین بخش اجرا برای او بخش پایانی است که با مخاطبان صحبت میکند و به سوالهای آنها جواب میگوید، اما این بار لطفی به همراه نوازندگان خیلی زود صحنه را ترک کرد و سوالهای بسیاری را بیجواب گذاشت.
مرضیه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: