صندلیهای سبز بهارستان، خداحافظ!... چراغ سبز شد؛ باید که رفت. هر آمدنی بالاخره یک رفتنی دارد. همه رفتنیاند. جز آنها که نرفتنیاند. مجلس تمام گشت و به آخر رسید کار. فلذا دیروز برای 183 تن از نمایندگان مجلس «یومالوداع» بود. «از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران» ربطی به این موضوع ندارد. حرف سعدی بیشتر عاطفی است و احساسی، تا حزبی و سیاسی.
کد خبر: ۱۷۸۰۲۳
زبان حال 183 نماینده رفتنی:
اگر بار گران بودیم، رفتیم
اگر که مهربان بودیم، رفتیم
بقیه توی این مجلس بمانند
که ما کم رای تان بودیم، رفتیم
خوشبختانه 105 نفر از نمایندگان مجلس هفتم، هنوز دیروز نرفته، فردا برمیگردند تا در مجلس هشتم حضور به هم رسانند. و این خیلی خوب است. به یک کرشمه برآید دو کار. هم خودشان کما فیالسابق خدمت به ملت را ادامه میدهند و هم نمایندگان جدیدالورود احساس غریبی نمیکنند.
خطاب به نمایندگان ماندنی و آمدنی:
روزی که تو آمدی به مجلس ای جان!
جمعی همه خوشحال و خودت هم شادان
کاری بکن ای دوست که وقت رفتن
ملت همه گریان و خود تو خندان
به هر حال، ما هم ضمن خداحافظی شدیداللحن با نمایندگان مجلس هفت دیروز؛ به نمایندگان مجلس هشت فردا هم سلامی چو بوی خوش رایحه خدمت آشنایی عرض میکنیم و همین لدیالورود از آنها اجازه میگیریم که هر گاه انتقادی، پیشنهادی؛ چیزی توی آستین داشتیم، آن را راحت به زبان شیرین طنز بیان کنیم. «شیرین بیان» گیاهی است از تیره طنزیان که در هر جا بروید، آنجا را سرسبز کند. منظور ما البته «سر سبز» نیست که از قدیم الایام با زبان سرخ ارتباطات حسنه تنگاتنگ دارد.
زبان حال ملت:
این مجلس هشت آمد و آن مجلس هفت رفت
«صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت»
توضیحات ادبی:
1- شاعر در شعر بالا از شدت ذوق و شوق قافیه را باخته است.
2- مصرع دوم شعر در پارهای از نسخ قدیمه به شکل «صد حیف که این آمد و صد شکر که آن رفت» هم آمده است که صد در صد غلط است.