گفتگو با کیانوش و کورش دالوند درباره فیلم «روزی که حسنی مرد شد»

حسنی خیلی دیر مرد شد

انیمیشن در کشور ما سابقه طولانی دارد، اما به دلایل بسیار آن طور که باید و شاید جدی گرفته نشده است. اگرچه حرکت‌هایی در این زمینه دیده می‌شود که احساس می‌شود قرار است از آن خمودگی همیشگی بیرون آید و به هیات تازه‌ای جلوه‌گر شود، با این وجود عجیب است که هنگام عرضه همین تک و توک آثاری که در این زمینه ساخته می‌شوند، چنان بی‌تفاوت برخورد می‌شود که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است.
کد خبر: ۱۷۷۸۵۰
«روزی که حسنی مرد شد» فیلم انیمیشن زنده‌ای است که توسط برادران دالوند (کوروش و کیانوش)‌ ساخته شده است. فیلم اگرچه محصول سال‌ها پیش است، اما هنوز پارامترهایی دارد که می‌تواند برای مخاطب کودک جذاب باشد، هر چند برادران دالوند از نمایش دیرهنگام فیلمشان خیلی دل خوشی ندارند.

کیانوش دالوند در حال حاضر کارگردانی آثاری چون رستم و سهراب و انیمیشن سلمان محمدی را به عهده دارد. کوروش دالوند هم کارگردانی انیمیشن‌هایی چون پهلوان پنبه، خلوت خورشید. کچل کفترباز و شیر و آدمیزاد و سنگ را به عهده داشته است. روزی که حسنی مرد شد اولین کار سینمایی این دو در مقام کارگردان است.

با توجه به این که فیلم‌های سینمایی مربوط به کودکان و نوجوانان معمولا در شرایط خوبی اکران نمی‌شوند، از ابتدا می‌خواستید فیلمتان را با همین فرمت و در این حوزه بسازید؟

کیانوش دالوند: این فیلم در ابتدا قرار بود در قطع تلویزیونی و به عنوان الگویی از توانایی‌های مختلف در جلوه‌های ویژه ساخته شود و توجه مسوولان وقت تلویزیون را به این زمینه تازه جلب کند.

با توجه به این که من تا آن زمان چند فیلم انیمیشن کوتاه برای مخاطب کودک ساخته بودم، ترجیح دادم این تجربه بلند را نیز برای همین طیف از مخاطبان طراحی کنم. سال 1378 بحث‌های اولیه با سیما فیلم در این زمینه انجام شد و در نهایت قرارداد این پروژه منعقد و ساخت آن آغاز شد.

فیلم پس از غلبه بر مشکلات فراوان مالی و تکنیکی در سال 1380 به اتمام رسید و مرکز سینمای مستند و تجربی به شرط یکسری تغییراتی جزئی و تبدیل به فرمت سینمایی 35 میلی‌متری و رسیدن به جشنواره کودک اصفهان حاضر به حمایت از فیلم شد.

با توجه به زمان کمی که تا جشنواره اصفهان مانده بود، تیم تولید تمام تلاش خود را به کار برد و با حمایت بی‌دریغ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، به خصوص مدیریت وقت  محمد آفریده  فیلم آماده نمایش در بخش مسابقه جشنواره کودک اصفهان شد.

نتیجه کار آنقدر خوب بوده که بازهم بخواهید پا در این میدان بگذارید؟

کیانوش دالوند: فیلم روزی که حسنی مرد شد، برای ما گامی بسیار خوب و قدرتمند در پله اول فیلم بلند و راهنمایی برای ارتقای ریتم و تمپو در فیلم‌های انیمیشن بود. ما بر فاصله‌گذاری اجتناب‌ناپذیر ژانر انیمیشن غلبه کردیم و حاصل آن پیشرفت بسیار چشمگیری در ایجاد فرم‌های تازه و قدرتمندی در فیلم‌های بعدی بود. قطعا مایل به تولید فیلم دیگری با جلوه‌های ویژه هستیم. در حال حاضر چند پروژه سینمایی و تلویزیونی با استفاده وسیع از جلوه ویژه رایانه‌ای در دست داریم، اما این تجربه قطعا در سینمای کودک نخواهد بود چون بزرگسالان سینمای ایران فقط فیلم جدی برای بزرگسالان را جدی می‌گیرند.

شنیده‌ام که برای اکران این فیلم، شرط دیدار دانش‌آموزان از فیلم را گذاشته‌اند؟

کیانوش دالوند: قرار بود مدارس کشور با توجه به پروانه حمایت دفتر تکنولوژی آموزش، به دیدن فیلم بروند که البته نرفتند. علت را نمی‌دانم. شاید به دلیل زمان بد اکران فیلم (امتحانات مدارس)‌، شاید هم دلایل دیگری دارد که در حوزه تخصص من به عنوان کارگردان نیست.

اگر قرار باشد این فیلم با توجه به امکانات امروز ساخته شود، چه بخش‌هایی از آن را اصلاح می‌کنید؟

کورش دالوند: من از تجربه اول تاکنون راه طولانی‌ای رفته‌ام و تجربه‌های بسیار ارزشمندی کسب کرده‌ام. در صورتی که این فیلم را مجددا بسازم قطعا هیچ شباهتی به فیلم قبلی نخواهد داشت.

کارگردانی و ساخت یک اثر انیمیشن زنده باتوجه به امکانات ما چقدر نتیجه‌بخش است؟

کیانوش دالوند: شرایط خاص سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در ایران بسیار مناسب برای تولید چنین آثاری است. در صورتی که اراده مدیران و توانایی هنرمندان انیمیشن و فیلمسازان با یکدیگر هم‌راستا شود، نتیجه‌ای بسیار عالی خواهد داشت.

اصلا تکنیک انیمیشن زنده چه کمکی به شما در روایت قصه کرد؟

کورش دالوند: از آنجا که ما کار خود را به عنوان یک گروه انیمیشن‌ساز شروع کرده بودیم، توانایی نسبتا خوبی در این زمینه داشتیم؛ ولی انیمیشن به طور ذاتی باعث ایجاد فاصله بین مخاطب و فیلم خواهد شد. تصمیم ما این بود که با تلفیق فیلم زنده و انیمیشن، مرزهای واقعیت و خیال را به صورتی باهم ترکیب کنیم که مخاطب کم‌سن و سال به طور ناخودآگاه از این مرز عبور کند و وقایع باور نکردنی را باور کند.

با توجه به این که فیلم قرار است برای بچه‌های این زمانه اکران شود، قصه قدیمی «روزی که حسنی مرد شد» چه جذابیتی داشت که آن را برای فیلمتان انتخاب کردید؟

کیانوش دالوند: این سوال را از 2 وجه متفاوت پاسخ می‌دهم؛ یکی وجه ادبی و دیگری وجه اجتماعی. در وجه ادبی باید خدمتتان عرض کنم که بن‌مایه‌های قصه‌ها بدون تغییر از تاریخ می‌گذرد و فقط شکل روایت است که قدیمی می‌شود. راوی این توانایی را دارد که یک قصه قدیمی را با توجه به مقتضیات زمان به شکل‌های متفاوت و بدیع بیان کند.

مثال آن خود بنده که داستان بزبزقندی و حسن کچل و ... را به صد شیوه برای پسرم تعریف کرده ام و حالا این به یک اصل بین ما تبدیل شده و هر وقت که می‌خواهم برای پسرم قصه بگویم او یک قصه را با یک فضای خاص تقاضا می‌کند؛ به عنوان مثال بزبزقندی فضایی یا حسن کچل که پسر یک دکتر هم باشد یا خیلی حرف‌های دیگر. ولی از وجه اجتماعی، باید قصه‌ای را انتخاب می‌کردیم که حاشیه یا متولی خاصی نداشت.

چون ما در ابتدای راه بودیم و توان پاسخگویی یا بهتر بگویم حوصله محاکمه پس‌دادن نداشتیم. بنابراین از میان صدها گزینه ذهنی، داستان حسن و لوبیای سحرآمیز را انتخاب کردیم و با یک سری تغییرات آن را به شکل جدیدی روایت کردیم.

چرا یک داستان امروزی را برای کارتان انتخاب نکردید؟

کورش دالوند: ایجاد جلوه‌های ویژه در فیلمی امروزی مهیج و در عین حال بسیار بسیار پرهزینه‌‌تر بود. در واقع چیزی که باعث شد یک فیلم تلفیقی در یکی از شهرستان‌های استانی محروم از کشورمان ساخته شود، این بود که ما با هوشمندی داستان را براساس توانایی‌هایمان پرداخت کردیم، چون امکان ساخت یا حتی استفاده از شهرک‌های سینمایی را نداشتیم.

عمده فعالیت شما در شهرستان است و فکر می‌کنم این انیمیشن زنده را هم در شهرستان‌ها ساختید. وضعیت انیمیشن در شهرستان‌ها چگونه است؟

کیانوش دالوند: در اغلب موارد گروه‌های شهرستانی به محض انجام کار با کیفیت جذب کار در تهران می‌شوند به همین علت گروه‌هایی که به لحاظ کیفی در سطح مطلوبی باشند معمولا در شهرستان نمی‌مانند و شاید از این لحاظ ما یک استثنا باشیم.

خودتان فیلم را با مخاطب کودک دیده‌اید؟

کورش دالوند: بله فیلم را در جشنواره کودک اصفهان در کنار مخاطبان کودک دیده‌ام. با توجه به صدا و سکوت موجود در سالن نمایش باید بگویم که برای دقایقی ارتباط مخاطب با فیلم قطع می‌شد  سر و صدا و هیاهو در سالن  ولی در اغلب دقایق، فیلم توانایی جذب کامل مخاطب کودک را داشت و در نهایت بسیاری از کودکان با حالتی مشعوف و راضی از سالن نمایش خارج می‌شدند.

همان‌طور که می‌دانید، جشنواره فیلم کودک و نوجوان امسال در همدان برگزار می‌شود، برگزاری چنین مراسمی را در بهبود وضعیت آثار کودک و نوجوان چقدر موثر می‌دانید؟

کیانوش دالوند: با توجه به این که سینمای کشور ما به لحاظ گیشه یک سینمای ورشکسته است، اغلب دوستان، فیلمسازی را نه به عنوان یک حرفه پولساز بلکه به عنوان وسیله‌ای برای سفر و حضور در جشنواره‌های مختلف می‌‌دانند، در این رویکرد برگزاری هر جشنواره‌ای بخصوص جشنواره‌های اختصاصی موجب ساخت تعدادی فیلم به منظور شرکت در جشنواره خواهد شد ولی درباره آثار کودک و نوجوان باید توجه داشت که چه تعداد از اینها «برای کودک» هستند و نه «درباره کودک».

فکر می‌کنید با روند موجود آیا دوباره فروش خیره‌کننده آثاری مثل کلاه قرمزی در حوزه سینمای کودک و نوجوان تکرار خواهد شد؟

کورش دالوند: اگر ما معتقد باشیم سینما محلی برای تفریح است نه تریبونی برای بیان، فضای سینماها را به فضایی شاد و خیال‌انگیز تبدیل می‌کنیم. هر فیلمی که حتی 50 درصد از توانایی‌های کلاه قرمزی را داشته باشد، می‌تواند به فروش بسیار بالایی دست پیدا کند. چون ما در کشوری زندگی می‌کنیم که به لحاظ متوسط طول عمر، کشور جوانی محسوب می‌شود و این جمعیت جوان، به تفریح نیاز مبرم دارد.

به عنوان کسی که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کند، از دید شما بزرگ‌ترین مشکلی که در حال  حاضر موجودیت سینمای کودک و نوجوان را نشانه رفته، چه چیزهایی است؟

کیانوش دالوند: بخشی از پاسخ این پرسش را در جواب به سوال قبل بیان کرده‌ام، ولی اگر بخواهم به بزرگ‌ترین این مشکلات از دید خود بپردازم، باید بگویم بدنه سینمای ما بسیار جدی است.

شما جزو کسانی هستید که هم در حوزه سینما فعالیت می‌کنید و هم در تلویزیون. در حوزه فعالیت شما  یعنی انیمیشن برای کودک و نوجوان  کار با کدام رسانه را ترجیح می‌دهید و چرا؟

کورش دالوند: ما کار در حوزه تلویزیون را ترجیح می‌دهیم چون هم تعداد مخاطب بیشتر و هم مشکلات فنی کمتری دارد. یک کار تلویزیونی با تفکیک‌پذیری 576 * 720 ساخته می‌شود، ولی برای یک کار سینمایی این تفکیک‌پذیری 3072 * 4096 خواهد بود. توجه به حاصلضرب عددهای فوق و مبالغ صرف شده در سینما و تلویزیون، هر عقل سلیمی را به حوزه تلویزیون علاقه‌مند می‌کند.

تاز‌گی فیلمی که کهنه شد

کیانوش دالوند: 7 سال پیش این فیلم تازگی خاصی داشت و جلوه‌های ویژه آن نو بود و زیباتر به نظر می‌آمد. با توجه به گذشت 7 سال از پایان تولید فیلم خود ما هم قبول داریم که بعضی از جلوه‌های کار قدیمی به نظر می‌رسند. اما تولید فیلم با جلوه‌های ویژه با ساخت جلوه ویژه در تیزرهای تبلیغاتی چند فرق اساسی دارد. حجم جلوه ویژه در سریالها و فیلم‌ها از تیزرهای تبلیغاتی بسیار بیشتر است. اما درآمد کمتری عاید سازنده می‌کند، این دلیل باعث شده است افراد کمتری به این مقوله بپردازند و در نهایت سینمای ما در سال 2008 میلادی بدون داشتن ابزار قدرتمندی به نام جلوه‌های ویژه رایانه‌ای همچنان ادعای مقابله با تهاجم فرهنگی کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی خارجی را دارد. 

خیلی‌ها معتقدند سینمای ایران سینمای خوب و قابل تحسین است. اگر چنین باشد، بازهم یکی از راهکارهای بهبود وضعیت موجود توسل به انیمیشن و جلوه‌های ویژه است.

انگیزه‌ اعتراض برایمان باقی نمانده‌

کورش دالوند: راستش را بخواهید وقفه 7 ساله‌ای که در پخش این فیلم به وجود آمد  و هیچ‌گاه دلیل قابل قبول و منطقی برای آن به ما ارائه نشد  آنقدر دلزده‌مان کرده بود که این اکران بی‌موقع و نامناسب از نظر زمانی، دیگر نمی‌تواند چندان حال و هوای ما را تغییر دهد و انگیزه‌ای برای پیگیری و احیانا اعتراض برایمان باقی بگذارد.
در زمان شروع تولید فیلم‌ها یک مجموعه تازه‌کار بودیم که به جز چند کار کوتاه انیمیشن، تولید دیگر نداشتیم. در ابتدا و قرارداد اولیه حمایت خوبی از ما نشد که کاملا منطقی به نظر می‌رسد، اما وقتی نتیجه کار دیده شد، انصافا تمام مسوولان ذی‌ربط با ما نهایت همکاری را کردند. تنها موردی که جای صحبت دارد، مراحل پیچیده و طولانی رسیدن به پخش درخصوص این فیلم است.

مهدی غلامحیدری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها