آسیب‌شناسی دوبله‌

آواز نه آوازخوان‌

این که کدام دوبلور باید به‌جای کدام بازیگر صحبت کند، یکی از ریشه‌ای‌ترین مشکلات دوبله کنونی ایران است. برخلاف دهه شصت، در حال حاضر فیلم‌های خارجی زیادی در دسترس دوبلورهاست (برای اکران سینمایی یا پخش تلویزیونی یا پخش از طریق موسسات خصوصی) و این موضوع خودبه‌خود این کنجکاوی را برای تماشاگران سینما ایجاد می‌کند که چه سازوکاری برای دوبله این همه فیلم وجود دارد. آیا اگر فلان فیلم به یک مدیر دوبلاژ سپرده شد، او حق این را دارد که گوینده نقش‌ها را بر اساس سلیقه شخصی‌اش انتخاب کند؟ مثلا اگر یادمان باشد، در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، که فیلم‌های خارجی کمی در دسترس بودند، اگر فیلمی از جک لمون برای دوبله انتخاب می‌شد، حتما می‌رفتند سراغ منوچهر نوذری، به احترام سال‌ها گویندگی‌اش به‌جای این بازیگر.
کد خبر: ۱۷۷۶۷۱

نکته درخور توجه این است که اولا آن زمان دوبلورهای حرفه‌ای کم‌کار بودند و ثانیا آدمی مثل نوذری از حرفه دوبله فاصله گرفته بود. شرایط الان چگونه است؟ فیلمی مثل «مخمصه» را یک مدیر دوبلاژ دو بار دوبله می‌کند؛ در دوبله تلویزیونی‌اش یک نفر جای شخصیت اصلی حرف می‌زند و در دوبله  خصوصی‌اش یک گوینده دیگر. یکی از دوبلورهای سرشناس و باسابقه، بدون هیچ مانعی، با خاطری آسوده و با اعتماد به نفسی حیرت‌انگیز، در آستانه 70 سالگی، جای بازیگران 20 ساله حرف می‌زند. درست است که دوبله در میان گرایش‌های دیگر سینمایی، دلی‌تر است و هر کدام از گویندگان صاحب صدا، مشتاقان و علاقه‌مندان خاص خود را دارند، اما پس کیفیت چه می‌شود؟ خاطره‌انگیزترین دوبله‌های قدیم روی فیلم‌هایی است که اصلا ارزش سینمایی ندارند و امروز دوبله‌شان شنیدنی است اما حالا معادله معکوس شده؛ بهترین فیلم‌های سینمایی با دوبله بدشان غیرقابل تحمل‌ شده. زمانی در کستینگ فیلم‌های ایرانی، ایراد می‌گرفتند که چرا فلان بازیگر معروف سال‌های قبل، در سن چهل‌وخرده‌ای سال، باید همچنان ایفاگر نقش جوان عاشق‌پیشه فیلم‌ها باشد. چرا فکر می‌کنیم این ایراد به دوبله وارد نیست؟ درست است که چند دوبلور برجسته داریم که آبروی این حرفه‌اند، اما توانایی آنها و محبوبیت‌شان متضمن تایید همه رفتار حرفه‌ای‌شان نیست. بیایید حساب کنید که تاکنون بازیگرانی مثل جانی دپ، رابرت دنیرو، دنزل واشنگتن، شان پن، مایکل داگلاس، مریل استریپ، کامرون دیاز، ریچارد گر، جودی فاستر و... را با چند صدای ایرانی شنیده‌اید؟ زمانی مارلون براندو، ریچارد برتون، پل نیومن و برت لنکستر را با صدای چنگیز جلیلوند، آنتونی کویین، پل اسکافیلد، گریگوری پک و چارلتون هستون را با صدای منوچهر اسماعیلی، الیزابت تیلور و سوفیا لورن را با صدای ژاله کاظمی، ان بنکرافت را با صدای رفعت هاشم‌پور، اینگرید برگمن را با صدای نیکو خردمند، عمر شریف را با صدای جلال مقامی، همفری بوگارت را با صدای حسین عرفانی، چارلز برانسون را با صدای ایرج ناظریان، جان وین را با صدای ایرج دوستدار، لورل و هاردی را با صدای حسن عباسی و عزت‌الله مقبلی، اورسن ولز را با صدای احمد رسول‌زاده و جیمز استوارت و هارولد لوید را با صدای ناصر طهماسب می‌شناختیم. اما حالا پس از دیدن هر فیلم باید دائما دنبال این باشیم که این صدای ناآشنا متعلق به چه کسی است و بر چه اساسی این صداها برای این بازیگران انتخاب شده است. زمانی بود که صحبت از نقش تاثیرگذار و مهم دوبلورها در روند بازشناسی فیلم‌ها بود. حتی عده‌ای در اظهارنظر تندتری معتقد بودند که بسیاری از دوبلورها فیلم‌ها را از نو می‌سازند. حالا بحث نوسازی فیلم‌ها نیست، بلکه نکته مهم ترجمه و ارائه درست فیلم‌های خارجی است. مدتی قبل یکی از مدیران دوبلاژ باسابقه در اظهارنظری گلایه‌آمیز از مشکل ترجمه فیلم‌ها و تحریف شدن آنها در موارد بسیاری گفته بود. اینها به‌همراه موارد بسیار دیگر می‌تواند آسیب جدی‌ای باشد که صنعت دوبله را در سال‌های اخیر بشدت تضعیف کرده است. در شرایط کنونی تشکیل کمیته‌ای کارشناسی برای تشخیص مدیران دوبلاژ و انتخاب این افراد برای فیلم‌های مناسب ضروری به نظر می‌رسد. قطعا عده‌ای از افراد علاقه‌مند و متخصص دوبله فیلم‌های ژانر خاصی هستند و این افراد نباید از ترس کم‌کاری یا عقب ماندن از قافله، فیلم‌هایی را دوبله کنند که تخصصی در آن ندارند.

امیر محمد صادقی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها