نگاهی به فیلم‌ «همخانه» اثر مهرداد فرید

تنش میان زندگان‌

شکستن برخی تابوهای اجتماعی و طرح و بیان لایه‌های پنهان‌تری از مناسبات و اعتقادات انسانی بتدریج به یک مد سینمایی بدل می‌شود تا هم گیشه تکانی بخورد و هم جسارت و خلاقیت مولف اثر به چشم بیاید و اثبات شود. فیلم همخانه اثر مهرداد فرید یکی از همین فیلم‌هایی است که در حین این که مصائب یک زن جوان در نظام اجتماعی را به تصویر می‌کشد به آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر پرداخته و چالش‌های ارتباطی با جنس مخالف و ذهنیت و باورهای سنتی و عرفی در این باره را طرح می‌کند و در یک موقعیت طنز رمانتیک قرار می‌دهد. گرچه لایه‌های کمیک داستان در برخی قسمت‌ها بویژه در تفاوتهای جنسیتی و لاپوشانی‌های دختر و پسر، باعث جذابیت فیلم می‌شود اما نوعی ناهمخوانی ساختاری بین وجوه کمیک و ساحت‌های دراماتیک اثر به وجود می‌آید که موجب نوعی بی‌نظمی فرمی و حتی مضمونی می‌شود.
کد خبر: ۱۷۷۶۶۳

در همخانه، مهرداد فرید به مشکلات دختران دانشجو در ارتباط با مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و محدودیت‌هایی را که این جنس برای زندگی مستقل و مبتنی بر خواست شخص در جامعه دارد را دستمایه کار خود قرار می‌دهد.

اگرچه این موضوع در گذشته نیز مورد توجه فیلمسازان بوده و آثار متعددی در این زمینه ساخته شده است، اما فرید با ورود به فضای بازتر مناسبات ارتباطی و طرح مسائل جنسی و برخی موانع و بحران‌هایی که در این حوزه وجود دارد و برای مخاطب ایرانی هم  جذاب است پای فیلم خود را فراتر از مرزهای رسمی می‌گذارد و حتی آشکارا و شفاف از آنها به زبان کاراکترهای فیلم سخن می‌گوید.

البته طرح مسائل آن بیشتر در سطح می‌ماند و صرفا بیان می‌شود اما قابلیت تحلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناسی ندارد و در واقع بار کمیک و طنز قصه بر آن سنگینی می‌کند و داستان را از بیان جدی دغدغه‌های خود تهی‌ می‌سازد. گویا ژانر «طنز» حافظه‌ انی شده است تا به بهانه آن به برخی موضوعات بپردازد و خود این مساله به اصل موضوع ضربه می‌زند و چنانکه شایسته است به خلق اثر منتهی نمی‌شود.

«همخانه» برای جذاب کردن ویترین خود از بازیگران ستاره استفاده نمی‌کند و موفقیت خود را بیشتر در خود قصه می‌داند. حتی استفاده از اکبر عبدی به عنوان یک چهره مشهور و شناخته شده هم در قالبی متفاوت اتفاق می‌افتد. بر خلاف طنز بودن ساختار قصه، عبدی نقش جدی و غیر کمیک دارد و در نقش یک خوزستانی و جنوبی بازی می‌کند. هرچند مهسا دختر وی نه در ظاهر و نوع پوشش و نه در رفتارشناسی بومی، نسبتی با فرهنگ جنوب ندارد جز این که وقتی با پدرش صحبت می‌کند سعی می‌کند لهجه خود را تغییر دهد. نحوه آشنایی او با جمشید و چگونه وارد شدن وی به سناریو همخانه، بیشتر فانتزی و رویایی است.

گرچه بسیاری از موقعیت‌هایی که برای آنها در تضاد با صاحبخانه و شیوه رویارویی با هم در مقام زن و شوهر، غیرقابل باور و از منطق ساختاری و داستانی برخوردار نیست.

مهرداد فرید درست به مانند فیلم قبلش «آرامش در میان مردگان» که دشواری‌های زیست اجتماعی یک زن را به تصویر کشیده بود در همخانه نیز همان موقعیت را برای دختری جوان و دانشجو،‌ بازسازی می‌کند. اگر در آنجا پیرزنی تنها در لابه‌لای پیچیدگی نظام اجتماعی گرفتار می‌شود در این‌جا مهسا، دختر جوان قصه در بطن همین نظام اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند و به ‌جرم زن بودن، جوان بودن، تنها بودن و... مصائب بسیاری را تحمل می‌کند و مصداق‌ همان جمله معروف سیمن‌ دوبوار می‌شود که زن، زن به‌ دنیا می‌آید، زن‌ می‌شود. در واقع ساختار اجتماعی بیرون و فشار هنجار‌ها و ارزش‌های عرفی و سنتی، موجب می‌شود که از یک موقعیت منطقی، مجرم ساخته شود.«همخانه» به همین نگاه نقد دارد که بنا به قضاوت‌های کلیشه‌ای، غیرمنطقی و احساسی، از یک  بی‌گناه مجرم می‌سازد.

یکی از نکاتی که البته بسیار سطحی و زود‌گذر به آن پرداخته شده توجه کوتاه به برخی رشته‌های خاص علوم انسانی مثل جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و شغل خبرنگاری است که در نهایت در بطن قصه به نتیجه‌ای نامطلوب و شعار زده می‌رسد. چسباندن عکس‌های چه‌گوارا، شریعتی، شاملو و... نشانه‌ای از روشنفکری مهسا می‌دهد که مثلا او دارای برخی تفکرات روشنفکرانه و مبارزه طلبانه است اما در نهایت اسیر همان مناسبت‌‌های زنانه‌ای می‌شود که یک زن معمولی دارد. در واقع کارگردان می‌خواهد از گرفتاری جنبش دانشجویی در روزمر‌گی و تهی‌شدن آن از پویایی  و حرکت سخن بگوید. کارکردن یک پزشک در پیتزا فروشی مصداقی دیگر از این بحران است.

شاید یکی از نکات خوب فیلم که برخلاف ذهنیت مخاطب نیز شکل می‌گیرد پایان قصه باشد. به این معنی که ما برخلاف اکثر فیلم‌های ایرانی شاهد ازدواج مهسا و جمشید نیستیم و تنها با رفع سوءتفاهم و تاکید بر شیوه اخلاقی بزرگ‌ترها از جمله جامعه در نوع کنش نسل جدید پایان می‌یابد که فیلم تنها تنش‌های یک دختر در میان زندگان را روایت کرده باشد.

سیدرضا صائمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها