در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما برای پذیرفتن نقشها چه جوانبی را در نظر میگیرید؟
قطعا ملاک من کیفیت فیلمنامه و پیچیدگیهای دراماتیک نقش است. اغلب فیلمنامههایی که به من پیشنهاد میشوند، فاقد بنیانهای نمایشی و منطق ساختاری هستند. گاهی بناچار مجبورم پس از قبول نقش، آن را پرورش دهم و به پیچیدگیهای شخصیتی نزدیکش کنم.
این کار را با مشورت کارگردان میکنید؟
گاهی بله و گاهی خیر. اگر کارگردان با مکتبهای بازیگری آشنا باشد و تواناییهای بازیگر را بشناسد، کار کردن با او مشکل نیست. من تاکنون با کارگردانهای زیادی کار کردهام و کمتر پیش آمده که با هم دچار مشکل شویم.
پس از سالها تجربه موفقیتآمیز در سینما، چه جایگاهی را دنبال میکنید؟
همانطور که گفتید من جوایز بسیاری گرفتهام و تاثیر زیادی روی بازیگران سینمای ایران گذاشتهام. الان پس از این همه سال، دنبال نقشهایی هستم که به اعتبارم لطمهای وارد نکنند. بسیاری از کارگردانهای جوان و تازهکار به من مراجعه میکنند و راهنمایی میخواهند. من هم در فیلمشان بازی میکنم تا مبادا این ذهنیت برایشان شکل بگیرد که آدم خودخواهی هستم.
پرده دوم (بزرگداشت)
مایه مسرت و شادی من است که لایق دریافت این جایزه شناخته شدهام. در این سالهای حضورم در سینما از محضر استادان بزرگ این هنر برخوردار شدهام و با کسب اجازه از این بزرگان، این جایزه را به همه کسانی تقدیم میکنم که در راستای ارتقای هنر بازیگری زحمت میکشند. معتقدم که این جایزه نه تجلیل از من، که تجلیل از هنر بازیگری است؛ هنری که به پول و ریاکاری آلوده نشده و ما سربلند هستیم که بیش از هر چیز به شرافت حرفهایمان فکر میکنیم و دنبال مال و منال دنیا نیستیم، که اگر بودیم وضعمان این نبود. در سی سالی که بنده کمترین در این حرفه مقدس مشغولم، از نظر مالی به جایگاه مناسبی نرسیدهام. شاید اگر سی سال پیش، دکان خواربار فروشی زده بودم، اینک وضعم بسیار بهتر از این بود، اما اگر از نظر مالی به جایی نرسیدهام، این جایزه و این مراسم نشان میدهد که اجر معنویام را گرفتهام. بهقول شاعر: تنگچشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشاکنان بستانیم. با آرزوی پیروزی و سربلندی هنر این سرزمین.
پرده سوم (نقد زرد)
«اهمیت کار این بازیگر در قوی بودنش در بازیگری مشهود میباشد. در چاکراهای او میتوان رگههای بسیار زیادی از خلاقیت را کشف کرد. اصولا افراد متولد ماه خرداد دارای ویژگیهای اینچنینی میباشند. خردادیها
دو شخصیتی هستند. توی طالعبینی توصیه میشود که به خردادیها اعتماد نشود، اما وقتی پای بازیگری به میان میآید آنوقت قضیه فرق میکند.
دو شخصیت این بازیگر، یکی آن چیزی است که برای خانوادهاش است و آن یکی آنی است که جلوی دوربین به نمایش میگذارد. او اوج قله بازیگری ایران است و فراتر از آن، بسیار محترم و بااخلاق و دوستداشتنی است. بارها خوانندگان ما اعلام کردهاند که این بازیگر یواشکی پول توی جیب این دوستان گذاشته و کاری کرده که شبها سر گرسنه به بالین نگذارند. مگر چنین بازیگری میتواند بازیگر خوبی نباشد؟»
پرده چهارم (زنگ در خانه)
- دیرینگ دیرینگ دیرینگ...
- بفرمایین؟ (دارد توی آیفون تصویری میبیند)
- فیلمنامه آوردم قربون.
- بیایین بالا. آسانسور سمت راست. بیایین طبقه هجدهم...
-(پس از یک دقیقه) سلام آقا.
- سلام. فیلمنامه دفتر فلان فیلمه؟
- بله ایشون سلام رسوندن و...
- مرسی شما بفرمایین. در خروجی رو هم ببندین لطفا...
- بهچشم آقا.
پرده پنجم (با کارگردان)
- یعنی واقعا تو توقع داری من این نقشو قبول کنم؟
- چرا نکنی؟ من که پارسال جایزه جشنواره رو گرفتم. منتقدها هم اینقدر از فیلم تعریف کردن. نمیدونم چرا اینقدر تردید داری؟
- آخه این نقش که پیشنهاد میکنی... اصلی نیست آخه...
- ببین قهرمان فیلمنامه یه بچه دوازده ساله است. تو پدرشی و نقش تو خیلی اهمیت داره.
- بچه خر میکنی؟ چرا پدره نباید قهرمان فیلم باشه؟
- ببین تهیهکننده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانه. فیلم قراره برای جشنواره کودک آماده بشه. اونوقت تو میگی چرا قهرمانش بچه است؟
- سر فیلم قبلیات هم زیاد بامبول درآوردی و علافم کردی.
- اختلاف تو و تهیهکننده به من چه مربوطه؟ اولش با یارو 20 میلیون قرارداد بسته بودی و وسط فیلم دبه کردی که بنزین گرون شده و باید پنج تای دیگه بهم بدین. کار درستی نکردی. قبول کن.
- پس تو هم طرف اونو میگیری. معلومه که بهجای این که با هنرمند طرفحساب باشی، بایدم بری طرف سرمایهدارا.
- ببین اگه همون کسایی که برات بزرگداشت گرفتن و اینقدر تحویلت گرفتن، بدونن که واسه عقب افتادن یکی از چکهات، تو گوش تهیهکننده زدی و هفت روز کارو عقب انداختی، چی میگن؟
- قد خودت حرف بزن. حرف آخر من همون 30 میلیونه که گفتم. اگه بعد از 30 جلسه فیلمبرداری هم کار تموم نشه، بهازای هر روز اضافه، دو تومن میگیرم...
- هزار؟
- نه جونم، میلیون.
- من این چیزا رو نمیدونم. برو با تهیهکننده حرف بزن. اگه قبول کرد، منم حرفی ندارم.
پرده ششم (با تهیهکننده)
- مطمئنی 30 میلیون تومن عادلانهس؟
- وقتی این جوونها 60 میلیون میگیرن، من چرا نگیرم؟
- ولی ما واقعا همچین پولی نداریم.
- پس واسه چی فرستادین دنبال من؟
- مگه تو مراسم بزرگداشتت نگفتی که «این هنر به پول و ریا آلوده نشده»؟
- خب الان تو داری ریاکاری میکنی!
- من؟!
- آره. تو گفتی نقشت خوبه...
- خب مگه این نقشی که بهت دادیم بده؟ اون صحنه دعوا با خونواده و داغون کردن وسایل خونه، راست کار خودته.
- من نمیدونم. اول باید سر سیتومن توافق کنیم.
- تو یهخورده مایهتیله حساب کن، حله.
- بازیگر روبهروی من کیه؟
- جنیفر لوپز خوبه؟
- شوخی دارم باهات؟
- آخه این که ملودرام آبگوشتی عشقی نیست که برات مهمه کی جلوت بازی میکنه...
- بنویس 30 تومن تا اوقاتم تلخ نشده.
- وصفتو شنیدهام. اگه ننویسم الان میخوابونی تو گوشم، نه؟
- اگه ننویسی...
- حالا برای اون صحنه میخوای چی کار کنی؟
- کدوم صحنه؟
- همون دعوای خونوادگی...
- حالا بذار بخونم ببینم چی میشه!
- چی؟ یعنی تو واقعا فیلمنامه رو نخوندی؟
- بنویس...
پرده هفتم (ادامه مصاحبه اول)
- چه توصیهای برای جوانان دارین؟
- سوال خوبی پرسیدین. اتفاقا اخیرا شنیدم که بعضی از بازیگران جوان برای تهیهکنندهها شرط گذاشتن که اینقدر میگیرم بازی کنم. واقعا مایه خجالت بنده است که این اخبار را میشنوم. چهطور بازیگری که هنوز از راه نرسیده باید چنین درخواست نامعقولی داشته باشه؟ وانگهی، مگه در کار هنری این حرفا مطرحه؟ پول کدومه؟
- میشه بپرسم شما برای این فیلم چهقدر دستمزد درخواست کردین؟
- ببخشین صحنه داره آماده میشه. باید خودمو به بچههای گروه برسونم. آخه میدونین، اگه فیلمبرداری ما از 30 جلسه بگذره، بازیگرهای فیلم جریمه میشوند...
غضنفر هالیودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: