باسید محمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه

تعامل و صبوری لازمه سیاست خارجی است‌

قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا تدوین شده است، اما در جهانی باید اجرا شود که امریکا خود را صاحب رای می‌داند و بر این باور است که اجازه دارد قوانین این بازی را رعایت نکند. در چنین شرایطی است که دیپلماسی به هنرپیشگی می‌ماند و حتی به مراتب از آن دشوارتر است، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. در چنین حالی این پرسش به ذهن متبادر می‌شود که تا کجا باید به این قواعد گردن نهاد و سیاست خارجی ایران بر چه نکاتی استوار است ودر این زمان سیاست خارجی دولت نهم برای مقابله با این بهانه‌گیری‌ها چه روشی را اتخاذ کرده است. از این رو «جام‌جم» باب مصاحبه با سیدمحمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه را گشود تا پاسخ پرسش خود را دریابد، اگرچه رسم ضبط خاموش(Off The Recorder) همچنان در برخی بخش‌های مصاحبه برقرار بود. مهم‌ترین بخشی که حسینی آن را مورد تاکید قرار می‌دهد، آن است که وقتی طرف‌های مقابل ما کمترین حسن نیتی ندارند، تعامل بی‌معناست. وقتی با حسینی به گفتگو نشسته‌ایم از جلسه کاری سنگینی بازگشته و بسیار خسته بود، اما مطابق معمول با روی خوش از ما استقبال کرد، گویا این حس دیپلماتیک با روح وی عجین شده است. اما با تمام این اوصاف او حاضر نشد درخصوص شبهاتی که از سوی برخی از سایت‌های خبری درباره انتصابات فامیلی یا بحث‌برانگیز در وزارت خارجه مطرح شده است به ما پاسخ دهد. حسینی تاکید کرد «ترجیح می‌دهم این مسایل مطبوعاتی نشود.» مشروح این گفتگو را می‌خوانید.
کد خبر: ۱۷۷۵۰۸

گفتگوهای ایران با امریکا بر سر مساله عراق پس از 3 دوره نتایج ملموسی برای تهران نداشته و این موضوع موجب توقف این گفتگوها شده است. حال اگر بخواهید مجدد این گفتگوها را آغاز کنید، شرایط ایران برای ادامه آن چیست؟ در عین حال اگر این گفتگوها ادامه نیابد، تکلیف دیپلمات‌های ایرانی چه خواهد شد؟ آیا قرار نیست مساله آنان حل شود؟

آن چیزی که ما در شروع این گفتگوها مورد تاکید قرار دادیم، محوریت امنیت و ثبات در عراق به خاطر مردم این کشور و کم کردن از مشکلات آنها و همراهی با دولت عراق بود که این مساله بنا به درخواست این دولت و درخواست رسمی امریکایی‌ها صورت گرفت.

در 3 دوره از گفتگوهایی که با امریکایی‌ها صورت گرفت ما مواضع خود را بصراحت و با شفافیت به طرف امریکایی در حضور مقامات عراقی مطرح و بر حمایت جدی و عملی از دولت مردمی و قانونی و منتخب نوری مالکی تاکید کردیم، همچنین برای ایجاد ثبات و آرامش، واگذاری مسوولیت‌ها و اختیارات کامل به دولتمردان و مسوولان و نمایندگان منتخب ملت عراق را ضروری دانسته و بر اشغالگری و تروریسم به عنوان عامل اصلی ناامنی و بی‌ثباتی در عراق تصریح کردیم و ضرورت خروج اشغالگران با زمانبندی و برنامه‌ریزی مشخص و واگذاری امور به دست مردم و دولتمردان منتخب عراق را یادآور شدیم.

مقدمات برگزاری دور چهارم گفتگوها نیز در حال فراهم شدن بود. ما درخواست دولت عراق برای برگزاری دور چهارم گفتگوها و درخواست رسمی امریکا را دریافت کرده بودیم و در حال بررسی و پاسخ به آن بودیم؛ اما آنچه باعث موضع اخیر ایران در این ارتباط شد، حوادثی است که امروزه در عراق شاهد هستیم. امریکایی‌ها بیرحمانه در نقاط مختلف عراق، مردم را سرکوب و خانه‌هایشان را بر سر زنان و فرزندان آنها تخریب می‌کنند و با گستاخی دیگران را به دخالت در امور عراق متهم می‌کنند. البته یکی از عوامل اصلی برای این که امریکایی‌ها فرصت‌طلبانه و با سوءاستفاده از شرایط جاری عراق دست به این کار زدند این است که حضور خود را در عراق توجیه کنند که این توجیه غیرقابل قبول و غیرمنطقی است.

ما تاکید کردیم در شرایطی که امریکایی‌ها علنی و آشکارا و به شکل وسیع عملیات نظامی خود را علیه مردم عراق در نقاط مختلف انجام می‌دهد، نمی‌توان در مورد امنیت و ثبات عراق با این کشور گفتگو کرد و هر گفتگویی در این باره بی‌حاصل است.

در این صورت تکلیف دیپلمات‌ها چه می‌شود؟

در مورد آزادی ماموران کنسولی جمهوری اسلامی ایران، ما تحت هر شرایطی این قضیه را با برادران مسوول در دولت عراق همچون گذشته و تا آزادی کامل این افراد پیگیری می‌کنیم.

از شرایط دیپلمات‌ها خبر تازه‌ای دارید؟

ماموران کنسولی ما همچنان در بازداشت غیرقانونی امریکایی‌ها هستند. تلاش زیادی شده که مجدد از طریق صلیب سرخ دیداری با خانواده‌هایشان داشته باشند، اما امریکایی‌ها همچنان مانع‌تراشی می‌کنند. گفته شده گاهی تماس‌های تلفنی بسیار اندک برقرار شده است. به هر حال ما تلاش‌هایمان را از کانال‌های موجود ادامه می‌دهیم.

با وجود نقش فعال ایران در عراق برای بهبود امنیت این کشور، شاهد هستیم دولت امریکا، ایران را به عنوان عامل تهدیدکننده امنیت در عراق و حتی تهدیدکننده ثبات منطقه معرفی می‌کند و تبلیغات این کشور به گونه‌ای پیش رفته که در حقیقت خطر ایران بزرگ‌تر از خطر اسرائیل در منطقه جلوه داده شده است و حتی برخی مسوولان ما نسبت به این تبلیغات اعلام خطر کرده‌اند. رویکرد وزارت خارجه برای مقابله با این برخورد امریکا چیست؟

امریکایی‌ها برای ادامه اشغالگری و حضور نامشروع در منطقه به بهانه‌های مختلف نیاز دارند. یکی از بهانه‌های اصلی که هم از زبان مسوولان و هم از زبان رسانه‌های منتسب به آنها اعلام شده، تهدید جمهوری اسلامی ایران علیه منطقه است؛ در حالی که این یک دروغ آشکار است. ما با گروه‌های مختلف عراقی از گذشته دارای پیوندهای دوستانه و نزدیکی بوده و هستیم و دولت عراق را به شکل همه‌جانبه در روند دولت‌سازی و همچنین مجلس این کشور را مورد حمایت قرار می‌دهیم. ایران در شرایط سختی، سفارتخانه خود را در عراق دایر کرده و همچنان فعال است. همچنین در عرصه بازسازی عراق حضور چشمگیر و فعالی داریم.

ما از همسایگان و دیگر کشورها دعوت کردیم که سفارتخانه‌های خود را در عراق بازگشایی کنند و از آنها خواستیم برای نجات دولت و مردم عراق ازاین وضعیت فعلی به آنها کمک کنند.

هر منطقی و توجیه سیاسی این موضوع را تاکید می‌کند که یک عراق با ثبات و آرام و امن برای جمهوری اسلامی ایران مفیدتر است و برای دیگر کشورهای همسایه نیز وضعیت به همین منوال است.

امریکایی‌ها در طول 5 سال گذشته اتهامات بی‌پایه و اساسی را علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند بدون آن که بتوانند کمترین سندی ارائه کنند. آنها حتی در سطح رسانه‌ها نیز نتوانستند مدرک موجهی داشته باشند؛ بنابراین تمامی هیاهوها و جنجال‌های رسانه‌ای به این دلیل است که امریکایی‌ها به دنبال بهانه‌ای هستند که حضور خود را در منطقه و عراق استمرار بخشند و به چپاول و غارت منابعی که در این منطقه وجود دارد، ادامه دهند. از سوی دیگر، همان‌طور که اشاره شد یکی از اهداف اصلی آنها کمرنگ کردن تهدیدات رژیم صهیونیستی است. امریکایی‌ها تلاش می‌کنند به کمک این رژیم بیایند و با استفاده از رسانه‌های وابسته خود، این تهدید را کمرنگ کنند و در مقابل جمهوری اسلامی ایران را که همواره‌ دارای روابط حسنه و پیوندهای دیرینه با همسایگان خود و با کشورهای مختلف منطقه بوده است به عنوان یک تهدید بزرگنمایی کنند.

اما به نظر می‌رسد در این بحث امریکایی‌ها ایران را به بازی گرفته‌اند. یعنی در جایی که به نفوذ ایران احتیاج دارند بر سر میز مذاکره می‌نشینند، بحث و گفتگو می‌کنند و نرمش به خرج می‌دهند و زمانی که به ایران احتیاج ندارند، تهران را از بازی کنار می‌گذارند و خود به تنهایی ایفای نقش می‌کنند تا جایی که خانم رایس در اجلاس کویت از ایران به عنوان یک خطر بالقوه یاد کرده است. وزارت خارجه برای مقابله با این روش چه برنامه‌ای دارد؟

نه این‌طور نیست که امریکایی‌ها تعیین کننده باشند. ما براساس منافع و مصالح خود و ملتمان و براساس مسوولیت‌ها و تعهدات اخلاقی، اسلامی، منطقه‌ای و بین‌المللی که داریم، تصمیم‌گیری می‌کنیم. ایجاد روابط صمیمانه و تقویت مناسبات دوستانه با همسایگان، کشورهای اسلامی، کشورهای منطقه و بین‌المللی در اولویت سیاست خارجی ما قرار دارد، بنابراین همان‌گونه که ابتدای گفتگوها گفتم به خاطر ملت عراق درخواست مردم و دولت این کشور برای حل مشکلاتشان وارد این گفتگوها شدیم. این اقدام به ابتکار و تصمیم‌ ما بود و به خاطر احساس مسوولیتی بود که از سوی دولت ایران وجود داشت؛ البته امریکایی‌ها تلاش می‌کنند بازی‌های مختلفی را در عرصه بین‌المللی داشته باشند، اما هوشیاری ملت‌ها و دولت‌ها مانع موفقیت اقدامات آنها می‌شود.

در حال حاضر، بسیاری از چهره‌های سابق دست‌اندرکار مسائل هسته‌ای در کشور از ناکافی بودن برنامه‌های دیپلماتیک ایران برای موفقیت برنامه هسته‌ای انتقاد می‌کنند و این برنامه‌ها را کافی نمی‌دانند. آیا این انتقادات را موجه می‌دانید؟

باید مشخص شود که انتقادات در چه زمینه‌ای است. اتفاقا دیپلماسی ایران در دولت نهم و در عرصه هسته‌ای یکی از ابعاد موفقیت دستگاه دیپلماسی است.

اما دراین دوره شاهد رفتن پرونده ایران به شورای امنیت بودیم، به طوری که تحریم‌های اقتصادی بیشتری به ما تحمیل شد. با این حال باز هم شما راهبردهای دیپلماتیک کشور را در این باره موفق ارزیابی می‌کنید؟

شما موفقیت را چگونه تعبیر می‌کنید؟ ما معتقدیم اگر دستگاه دیپلماسی کشور و کسانی که در سیاست خارجی نقش دارند، بدون این که اندکی از حقوق ملت و منافع ملی کوتاه بیایند، بتوانند دستاوردهایی در عرصه عمل داشته باشند، این نوعی موفقیت است. دشمن می‌خواهد بدون آن که وجهه قانونی یا حقوقی داشته باشد، ایده خود را به ما تحمیل کند کما این که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون، ما را با برخی از تحریم‌ها مواجه کرده است. این سیاستی است که دشمن در مقابل ملت و منافع ایران دنبال و از هر ابزاری که در توان داشته استفاده کرده است تا ملت ما را از منافع مشروع و حقوق طبیعی و قانونی‌اش محروم کند.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران این حقوق و منافع را در یک چارچوب قانونی و حقوقی و براساس معاهدات و موازین بین‌المللی پیگیری کرده است و شما به حقوق خود دست یافته‌اید، بدون این که کوچک‌ترین تخلفی داشته باشید. این یک موفقیت بزرگ در عرصه دیپلماسی است. دشمن هم از ابزار، توان و نفوذ خود و از اقدامات غیرقانونی و غیرحقوقی در مقابل ملت ایران استفاده کرده است. طبیعی است کشورهای مستقل برای دستیابی به اهداف مشروع خود با مشکلاتی از سوی دشمن مواجه می‌شوند که بهترین روش این است که بدون عقب‌نشینی بتوانیم همان مسیری که ما را به اهداف می‌رساند، ادامه دهیم.

زمانی که برای اولین بار بحث بسته‌های پیشنهادی مطرح شد، اروپا بسته‌ای را پیشنهاد کرد. بلافاصله در آن زمان گفتیم که پیشنهادهایی داریم. در حال حاضر هم که گروه 1+5 پیشنهاد ارائه بسته می‌دهد، از بسته پیشنهادی خود سخن به میان می‌آوریم. به نظر می‌رسد این عملکرد انفعالی است. اگر در این‌باره برنامه‌ای تدوین شده است؛ چرا قبل از آن که 1+5 پیشنهاد خود را مطرح کنند، ما برنامه خود را ارائه نمی‌دهیم تا آنچه پاسخ دهند؟ آیا این یک واکنش نیست تا برنامه‌ریزی؟

فرق است میان 2 بسته. بسته اولی که اروپایی‌ها پیشنهاد کردند را بررسی کردیم و پاسخ دادیم و در مقابل هیچ پاسخی را از طرف اروپایی‌ دیگر دریافت نکردیم و متاسفانه با یک تصمیم غیرمنطقی و نادرست اروپایی‌ها و برخی دیگر از کشورهای 1+5 مواجه شدیم که موضوع هسته‌ای ایران را از آژانس به شورای امنیت منتقل کردند. اما بسته‌ای که اکنون از آن صحبت می‌کنیم، یک بسته کاملا ابتکاری است که جمهوری اسلامی ایران آن را تکمیل و به موقع ارائه کرده است.

مهمترین بخش این بسته یا ستاره آن کدام است و در چه محوری قرار دارد؟

این بسته پیشنهادی براساس عدالت‌محوری و همچنین احترام به حاکمیت ملی کشورها و محترم شمردن حقوق آنها تنظیم شده است و اعلام آمادگی کرده‌ایم تا با کشورهایی که در صلح و امنیت جهانی تاثیرگذارند، به مذاکره بنشینیم و علاوه بر آن در یک حرکت جمعی گام‌های مناسبی را برداریم.

شما از کشورهای تاثیرگذار صحبت کردید. شنیده شده که در حقیقت یکی از مفاد بسته پیشنهادی ایران آن است که گروه 1+5 تبدیل به گروه 2+5 شود، منتها این نفر دوم که به این گروه اضافه می‌شود، ایران باشد. اگر این ماجرا صحبت دارد، این امر چگونه امکانپذیر است؟ اعضای 1+5 که متشکل از 5 عضو شورای امنیت و آلمان هستند، تلاش دارند به بازپرسی ایران بپردازند. آیا ایران می‌تواند کنار این کشورها قرار بگیرد، چنین مکانیسمی قابل توجیه است؟

در حال حاضر، ایران به عنوان یک قدرت تاثیرگذار در مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی است و در بسته‌ای که تنظیم کرده، آمادگی خود را برای مذاکره با دیگر قدرت‌های تاثیرگذار در صلح و امنیت جهانی اعلام کرده است.

یعنی پیشنهاد 2+5 را تایید می‌کنید؟

عدد و رقم مطرح نیست. صحبت کلی‌تر از این حرف‌هاست. ایران قطعا یکی از قدرت‌های تاثیرگذار در صلح جهانی است.

اما 1+5 شکل گرفت که به بررسی برنامه هسته‌ای ایران بپردازد و به نتیجه‌ای برسد و حالا اگر ایران بخواهد در کنار این کشورها قرار بگیرد، چه نتیجه‌ای را انتظار دارد؟

ما بسته‌ای را که تنظیم کرده‌ایم؛ ارائه و با آنها پیرامون این بسته مذاکره می‌کنیم و آمادگی داریم علاوه بر مذاکرهبه صورت دستجمعی هم گام‌های مناسبی را برداریم.

با تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و جایگزینی جلیلی به جای لاریجانی، به نظر می‌رسد این جایگزینی وتغییرات، محور شورایی تصمیم‌گیری درباره مساله هسته‌ای را به محور تصمیم‌گیری واحد مبدل می‌کند. اگر این‌طور نیست، وزارت امور خارجه در چه سطحی از تصمیم‌گیری‌های این موضوع قرار دارد؟

هم در گذشته و هم در حال تصمیمات مربوط به موضوع فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی امنیت ملی مطرح و پیرامون آن اظهارنظر و تصمیم‌گیری می‌شود. در گذشته رئیس محترم جمهوری، رئیس شواری عالی امنیت ملی بودند و در حال حاضر نیز همین‌طور است.

اساسا سیاست جمهوری اسلامی ایران در عرصه مهم هسته‌ای دارای اصول و ضوابطی است که با تغییر افراد تغییر نمی‌کند. وزیر امور خارجه نیز به عنوان یک عضو مهم و فعال شورای عالی امنیت ملی در این شورا حضور دارد.

در دور جدید فعالیت دیپلماسی کشورمان، ما در معرض روابط با کشورهای عربی روند متفاوتی داشتیم و تلاش کردیم این روابط را ارتقاء ‌و بهبود بخشیم. پرسش اینجاست که نتیجه این اقدامات ما کجا نمود دارد؟

اساسا تقویت روابط و مناسبات با همسایگان در اولویت سیاست خارجی قرار دارد و این موضوعی است که در تمام دوران دنبال می‌شود. ابتکارات خوبی نیز در دولت نهم برای تنش‌زدایی، اعتمادسازی و تقویت و ارتقای مناسبات در زمینه‌های مختلف صورت گرفت. حضور رئیس‌جمهور در کشورهای مختلف حوزه خلیج‌فارس و سفر مقامات عالی‌رتبه این کشورها به ایران و طرح‌های مختلفی که از سوی ایران برای تقویت همکاری‌ها ارائه شد و استقبالی که این کشورها از این طرح‌ها کردند، نشان‌دهنده این است که در هر دو طرف عزم و اراده جدی برای تقویت مناسبات وجود دارد.

همه کشورهای این منطقه به این موضوع کاملا آگاه هستند که ما کشورهای ماندنی در این منطقه هستیم و همسایگانی هستیم که سال‌ها و قرن‌ها در کنار یکدیگر زندگی خوب، روابط دیرینه و پیوندهای عمیقی را داشته‌ایم و در آینده هم تصمیم بر این است که این پیوندها بیش از گذشته باشد. لذا باید از همه فرصت‌ها و ظرفیت‌ها برای بهبود این روابط استفاده کرد. البته برخی از اختلاف‌نظرها میان کشورهای مختلف وجود دارد. نه تنها بین جمهوری اسلامی ایران با برخی از این کشورها، در میان خود این کشورها هم اختلاف‌نظراتی وجود دارد. کار دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی این است که این اختلافات را به حداقل رسانده و به یک روش منصفانه حل و فصل برسد و فرصت‌ها و ظرفیت‌های جدیدی را ایجاد کند تا این روابط همچنان سیر رو به رشد و توسعه خود را طی کند.

در مورد مصر اوضاع چگونه است؟ ایران به سوی مصر حرکت کرد و رئیس‌جمهور با استقبال از این حرکت سخن گفت و رفت و آمدهای سیاسی جریان یافت، اما این حرکت فعال ناگهان خاموش شد. رابطه با مصر به  کجا انجامید و چرا رابطه تهران و قاهره همچنان راکد باقی مانده است؟

روابط ما با مصر در عرصه‌های مختلف روابط خوبی است. ما همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خوبی داریم و روابط اقتصادی، صنعتی و مبادلات تجاری در سطح خوبی است و قابل افزایش نیز است در سطح سیاسی موانعی‌ از گذشته وجود داشته است که می‌توانیم در چارچوب یک تفاهم جامع آنها را حل و فصل کنیم.

آیا طرف مصری نیز خواهان گسترش این روابط است یا فقط ایران است که نسبت به این موضوع ابراز تمایل می‌کند؟

مصری‌ها در گفتگوهایی که داشتیم تعامل خوبی داشتند و امیدواریم با افزایش این تعاملات روابط نیز به سطح بالاتری ارتقا یابد.

شما از تعامل مثبت سخن می‌گویید. تعامل مثبت معمولا رو به پیشرفت است، اما ما در این مدت پیشرفتی در روابط دو کشور نمی‌بینیم.

تنظیم روابط با کشورها و کار در سیاست خارجی همواره باید با تعامل و صبوری همراه باشد تا این که به یک مرحله مطلوب برسد.

ما در این دوره شاهد سفرهای متعدد رئیس‌جمهور به کشورهای آسیایی، آفریقایی یا امریکای جنوبی بودیم، اما رئیس‌جمهور هیچ سفری به کشورهای اروپایی نداشت یعنی شاید روابط اقتصادی در جریان بوده اما می‌توان گفت در این دوره ما تقویت مناسبات سیاسی با اروپا نداشته‌ایم. دلیل آن چیست؟

سفر مقامات عالی‌رتبه ما در گذشته نیز به کشورهای اروپایی کم بوده است.  روابط ما با کشورهای اروپایی خوب است، اما اگر برخی از کشورهای اروپایی ارتقای مناسباتشان را به مسائل دیگر گره زده‌اند، دیگر ایران مسوول نیست. اگر در دوره‌های گذشته هم شما نظری داشته باشید، اروپایی‌ها سیاست خود را چندان نسبت به جمهوری اسلامی ایران تغییر نداده‌اند.

آخرین سوال را به مسائل خانوادگی اختصاص می‌دهم،‌آیا شما در منزل همینطور خوشرو هستید و آیا خانواده نیز شما را در امور کاری همراهی می‌کند؟

من 3 فرزند دارم و زندگی خانوادگی نه تنها مانع فعالیت‌های سیاسی‌ام نیست، بلکه موجب فراموشی موقت سختی کار در محیط خانه است.

راه دوم را انتخاب کردیم‌

تعامل مسائله‌ای است تعریف شود و ما تعامل را کنار نگذاشته‌ایم. روابط و همکاری‌هایمان در زمینه هسته‌ای بسیار نزدیک و در چارچوب قانون بوده است و مذاکراتمان با کشورهای اروپایی مدت‌ها دنبال شده است. منتها شما به نقطه‌ای می‌رسید که احساس می‌کنید طرف مقابل هیچ حسن نیتی ندارد. کمترین صداقتی در گفتگوی با شما به خرج نمی‌دهد و هدفی که دنبال می‌کند، محروم‌سازی شما از حقوق طبیعی‌تان است. روند سیاستی را که دنبال کردیم، براساس تجارب گذشته بوده است.

تعاملی که در دولت گذشته وجود داشت، پذیرش تعلیق داوطلبانه و اجرایی پروتکل الحاقی به مدت 5/2 سال بوده، اما آنچه دریافت کردیم، زیاده‌طلبی و زیاده‌خواهی طرف مقابل بوده است. یعنی در مقابل این نرمش طرف نه‌تنها حق ما را بازپس نداد، بلکه گفتند به طور کلی از آن صرف نظر کنیم. 2 راه پیش‌رو داشتیم، یا علی‌رغم تعامل مثبتی که داشتیم، کاملا از این حق خود صرفنظر کنیم یا در مقابل این خواسته غیرمنطقی و غیرقانونی پایداری و مقاومت مدبرانه داشته باشیم و در چارچوب موازین و معاهدات بین‌المللی حقوق خود را پیگیری کنیم. ما راه دوم را انتخاب کرده‌ایم.

کتایون مافی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها