در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ملت ایران از ابتدای انقلاب به اشکال مختلف شاهد توطئههای امریکا بوده است. تحمیل کردن جنگ 8 ساله عراق علیه ایران، تخصیص اعتبار برای سرنگونی دولت ایران و تصویب برخی قوانین و علم کردن موضوع حقوق بشر و غیرصلحآمیز جلوه دادن پرونده هستهای ایران را میتوان از جمله اقدامات امریکا برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی برشمرد.
اما علت واقعی دشمنی و خصومت امریکاییها با ایران را باید در کلام رهبر معظم انقلاب جستجو کرد که طی سخنانی بر این نکته تاکید کردند که «علت دشمنی امریکا با ایران، اظهارات مقامات و مسوولان ایرانی نیست، بلکه امریکاییها از رشد و توسعه ایران واهمه دارند.» الگوی استقلالخواهی ایران و صدور این پیام به دیگر کشورهای منطقه و دنیا که در تعارض آشکار با منافع امریکاست نیز از جمله دلایل داستان قدیمی دشمنی امریکا با ایران است که طی گزارشی و در گفتگو با 2 تن از کارشناسان، ابعاد این موضوع را مورد واکاوی بیشتر و دقیقتر قرار دادیم.
دکتر کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درخصوص علت دشمنی امریکا با جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد:
به طور اساسی انقلاب اسلامی یک شعار یعنی «نفی سلطه در عرصه بینالمللی» داشت که در قانون اساسی هم متجلی شد. این شعار در قانون اساسی بدین شکل تدوین شد که جمهوری اسلامی نه سلطهگری میکند و نه سلطهگری را میپذیرد.
وی افزود: این پیام انقلاب اسلامی حدود 30 سال پیش و در دنیایی که آن روزها دو قطب بزرگ به عنوان قطبهای اصلی تعریف شده بودند انعکاس وسیعی داشت، زیرا جمهوری اسلامی به عنوان نظامی در دنیا شکل گرفت و بدون این که متکی به بلوکهای قدرت شرق و غرب باشد روی پای خود بایستد و این اتکا به خود استقلال به مذاق این کشورها بویژه امریکا خوش نیامد.
نماینده شاهرود گفت: امریکاییها بعد از جنگ جهانی دوم و از سال 1948 میلادی در رویای دنیای تکقطبی بودند و به همین دلیل وقتی اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، که امریکاییها از خلاء قدرت در عرصه جهانی سوءاستفاده و بحث نظم نوین جهانی را مطرح کردند که در اصل نظم نوین امریکایی بود و بر این مبنا شکل گرفته بود که دنیا به سمت یک جهان تکقطبی حرکت میکند و اساسا نظام امریکاست که به دلایل بسیار زیاد، محور عالم است.
مخبر کمیسیون امنیت ملی گفت: امریکاییها در همین سالها یک نظام و هرم سلسله مراتبی قدرت را برای اهداف و خواستههای خود تعریف کردند که در راس این هرم، خودشان قرار میگرفتند و در بخش وسط و مرکز هرم، کشورهای قدرتمند دنیا مثل روسیه، چین، برخی کشورهای اروپایی مثل آلمان، فرانسه، انگلیس، ژاپن و ... حضور داشتند و بقیه کشورها نیز در قاعده هرم جا داشتند که در عرصه جهانی با توجه به مناسبات قدرت خیلی قابل اعتبار و اعتنا نبودند.
وی تصریح کرد: این نظامی است که امریکاییها برای عالم تصویر کردند و به همین دلیل تمام تحولاتی که در دهه 90 میلادی و همچنین در 8 ساله هزاره سوم اتفاق افتاد، عمدتا مبتنی بر چنین نگرشی درایالات متحده امریکاست و البته تلاش هم کردند این نگرش را تئوریزه کنند و در عالم تسری دهند.
جلالی خاطرنشان کرد: طبیعی بود که نظام جمهوری اسلامی چنین سلطه بینالمللی را برنتابد، چون اگر جمهوری اسلامی ایران تحمل نظام سلطه بینالمللی را داشت حاکمیت انقلاب اسلامی دیگر معنادار نبود و به همین دلیل همواره جمهوری اسلامی بر این موضوع تاکید داشت که امریکاییها باید از نگرش سلطهطلبانه خود دست بردارند که بتوان در یک فضای مبتنی بر مساوات گفتگو کرد.
وی با بیان این که امریکاییها در دهه 90 و 8 هزار ساله سوم حملاتی را در دنیا انجام دادند تصریح کرد: آنان حتی از شورای امنیت هم اجازه نگرفتند، برای این که اثبات کنند نظام عالم باید مبتنی بر نگرش تکقطبی و با محوریت امریکا باشد.
مخبر کمیسیون امنیت ملی یکی از دلایل عمده دشمنی امریکا با ایران را بسیار واضح و روشن میداند و خاطرنشان میکند: جمهوری اسلامی ایران پیام استقلالطلبی و نفی سلطه را داد و توانست طی 30 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر پیام خود پابرجا بماند. در ضمن پافشاری بر این پیام موجب شد برخی کشورها، ایران را الگوی خود قرار دهند و البته این اقدام به هیچ وجه خوشایند امریکاییها که سعی داشتند به دیدگاه تکقطبی بودن در دنیا جامهعمل بپوشانند، نبود.
وی تاکید بر این که پیام انقلاب ایران که نفی سلطه و استقلالطلبی کشورها بود موجب خیزش بیداری در کشورهای منطقه شد، خاطرنشان میکند: بسیاری از کشورها پیام انقلاب ایران را تکرار کردند و اگر میبینید در امریکای لاتین و درست در همسایگی امریکا برخی کشورها در مقابل آنها موضعگیری میکنند، نشانگر آن است که این پیام در بسیاری از کشورها جایگاه خود را پیدا کرده است.
وی تاکید کرد: طبیعی است که منافع امریکاییها اقتضا کند که بخواهند صادرکننده اولیه این پیام یعنی جمهوری اسلامی ایران را درهم بشکنند، بنابراین برنامهریزیهایی که در مقطع کنونی برای جمهوری اسلامی ایران انجام میدهند برای این است که با حربه، اقتصاد ما را زمینگیر کنند و مرکز پیام را درهم بشکنند.
مخبر کمیسیون امنیت ملی با تاکید بر این که اگر پیام انقلاب با اداره خوب کشور همراه باشد و ما بتوانیم نظام اقتصادی سالم و پیشرفتهای تکنولوژیکی را در تمامی عرصهها در کنار یکدیگر داشته باشیم که البته جمهوری اسلامی در این مسیر طی طریق میکند به عنوان الگویی برای دیگر ملتهای دنیا مطرح خواهیم شد که با منافع امریکا در تضاد کامل است و به همین دلیل، امریکا بشدت به دشمنی خود با جمهوری اسلامی ایران ادامه میدهد.
سخن بسیار روشن و گویای امام راحل که عنوان کردند «انقلاب اسلامی هیمنه امریکا را درهم شکست» نشان میدهد که انقلاب اسلامی در مقابله با استکبار و نفی سلطه امریکا بسیار موفق عمل کرده است.
هراس امریکا از ایران مستقل
عیسی کاملی، کارشناس مسائل ایران و امریکا درخصوص دلایل خصومت و دشمنی امریکا با ایران خاطرنشان کرد: نگاه ریشهای به علل و انگیزههای دشمنی امریکا با ایران نشان میدهد که غرب پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از «ایران مستقل» به دلیل الهامبخشی آن واهمه زیادی داشته است. چراکه با تثبیت و توسعه الگوی استقلالخواهی، امریکا و غرب که پس از فروپاشی کمونیسم احساس بلامنازع بودن و یکهتازی میکردند، این بار خود را با اندیشهای ریشهدار و مستحکم مواجه دیدند و این مساله اصلا برای امریکا خوشایند نبود.
وی با بیان این که دولتمردان امریکایی تاکنون طرحها و برنامههای سیاسی امنیتی مختلفی را برای جلوگیری از رشد و پیشرفت انقلاب طراحی کرده و به مرحله اجرا گذاشتهاند، تصریح کرد: تدوین سیاستهای مهار فشار سیاسی، تحریمها، تشدید تحریمها، تهدید و توسل به قوه قهریه در دوران دولتهای پیشین امریکا، خصوصا در دوره کنونی بوش جملگی با هدف واداشتن ایران به انعطاف و کوتاه آمدن در برابر سیاستهای توسعهطلبانه امریکا از جمله این برنامههاست.
وی افزود: اما هیچ یک از این فشارها مانع ورود ایران به مسیر پیشرفت نشده و مهم این است که ایران با وجود این دشواریها قادر است خود را بازسازی کند و با توان و سرعتی بالا مسیر توسعه را بپیماید.
این کارشناس مسائل ایران و امریکا با بیان این که امریکا تصور میکرد میتواند در قالب تئوریها و دیدگاههای خودساخته، ایران را به تغییر موضع و رفتار وادار کند، تصریح کرد: امریکاییها همچنان به سیاستهای بیاثر خود ادامه میدهند، اما تحولات و پدیدههایی که در چند سال اخیر خصوصا پس از حمله امریکا به افغانستان و عراق بروز و ظهور کرد که عملا بخشی از توانمندیهای واقعی ایران را در معرض نمایش گذاشت.
وی افزود: امریکا در دهه 80 سعی کرد از یکسو با سیاست مهار مانع نفوذ منطقهای ایران و از سوی دیگر، با تحریمها مانع نهادینه شدن ساختار قدرت در ایران شود تا در هر دو جبهه داخلی و منطقهای به نوعی امکان نمایش قدرت واقعی پیدا نکنند.
این کارشناس مسائل ایران و امریکا تصریح کرد: تدبیر و مدیریت راهبردی مسوولان کشور باعث شد ضمن این که ماهیت حربه تحریمها به عنوان تهدید به ابزار فرصت تبدیل شود، زمینه برای نوآوری و خلاقیت بیشتر استعدادهای داخلی از طریق سرمایهگذاری کلان در بخش تولید علم و دانش فنی به کار گرفته شود که امروزه دستاوردهای آن را در بخشهای مختلف شاهد هستیم.
وی تصریح کرد: تفکرات غلط و سنتی غرب درباره ایران بر این امر تاکید دارد که ایران نباید مقتدر شود و به هر شکل ممکن باید آن را مهار کرد؛ زیرا از نگاه امریکا ایران مقتدر و قوی نهتنها مانعی بر سر راه حضور امریکا در خاورمیانه و خلیج فارس محسوب میشود، بلکه امکان دارد به رقیبی برای آنها بدل شود، در نتیجه چالشی قوی بر سر راه تلآویو و اهداف راهبردی سلطه بر منطقه و منابع آن ایجاد کند.
کاملی خاطرنشان کرد: امروزه در خاورمیانه شاهد چند کانون تحول همزمان و به هم پیوسته در حوزههایی نظیر مناقشه فلسطینی اسرائیلی، بحران لبنان سوریه و ایران هستیم؛ اما در هیچیک از آنها امریکا نقش مثبتی ایفا نمیکند.
این کارشناس تصریح کرد: امریکا به جای مدیریت حل بحران به سمت قفل کردن، بیثبات و معکوس کردن روند تحولات منطقه حرکت میکند که این جهتگیری تهدیدی برای طرح و امنیت جهانی به شمار میرود.
وی با تاکید بر بیم داشتن امریکا از این که ایران قدرت اول خاورمیانه و حتی فراتر از آن هم که شود، گفت: توانایی جمهوری اسلامی ایران در پیشبرد هوشمندانه فعالیت صلحآمیز هستهای هرچند با هزینههایی همراه بوده، ولی سطح و جهتگیری راهبردهای منطقهای و حتی جهانی قدرتهای بزرگ را دچار تزلزل کرده است.
وی افزود: جمهوری اسلامی به عنوان پیشقراول شکست سدهای انحصاری قدرت و امکانات نوین، زمینه دسترسی دیگر کشورهای منطقه را به این حوزهها گشوده است که اگر مقاومت و هوشمندی ایران نبود، هیچیک از کشورهای منطقه به این آسانی فضای ورود به این عرصه را پیدا نمیکردند.
وی با تاکید بر این که یکی دیگر از دلایل عمده دشمنی امریکا با ایران الگوی استقلالخواهی جمهوری اسلامی است، خاطرنشان میکند: ایران الگوی استقلالخواهی و بیداری را به دنیا عرضه کرده و غرب احساس میکند این الگو عملا الگوی غرب مبتنی بر لیبرال سرمایهداری را به چالش کشانیده است. بنابراین اگر از این منظر نگاه کنیم، یک تعارض ماهوی در نوع اندیشهها در مقایسه با یکدیگر مشاهده میشود.
کاملی خاطرنشان میکند: در عین حال، امروزه پیشرفتهای جمهوری اسلامی ایران در سطوح مختلف حداقل در میان نخبگان غرب و امریکا امری واقعی تلقی میشود و برای آن جایگاه و ارزش قائل میشوند و تقویت ایده تعامل با ایران با هر نوع تعریفی که باشد، حاکی از توان بالای جمهوری اسلامی در تاثیرگذاری بر معادلات و محاسباتی است که آنها را به این سمت سوق داده است.
این کارشناس مسائل ایران و امریکا همچنین تاکید کرد: دولت امریکا در چند سال اخیر هرچند توانسته در قبال ایران باعث اعمال فشارهایی شود، ولی شناخت نداشتن تعمدی یا سهوی مقامات امریکا از ظرفیتهای بالای ایران عنصری است که باید به طور اساسی مورد بازنگری دولتمردان امریکایی قرار گیرد.
کاملی تاکید میکند: تداوم رویکردهای افراطی در سیاست امریکا درباره تحولات منطقه و ایران باعث تندتر شدن شیب از دست رفتن فرصتها، افزایش حس تنفر به امریکا در جهان اسلام و بدبینی بیشتر به نقش مثبت امریکا در سطح جهان خواهد شد و این موضوع از سوی منتقدان بوش هم تایید شده است. وی خاطرنشان میکند: نکته قابل توجه دیگر این است که اثرات مقاومت و ایستادگی ایران در قبال امریکا و مشاهده آنها برای کشورهای منطقه نیز الگویی ایجاد کرده و آنها را به تفکر مجدد، احتیاط و دوراندیشی در مواضع و سیاستها واداشته است.
وی افزود: کشورهای منطقه اکنون با خودباوری بیشتر درصدد ایفای نقشی هستند که ایران 3 دهه پیش آن را کلید زد. افزایش چنین احساسی در میان کشورهای عرب منطقه مرحله دیگری از افول و ضربهپذیری امریکا در نیل به اهداف طولانیترش در منطقه به شمار میرود و ازجمله دلایل مهم خصومت چند دهه اخیر امریکا با جمهوری اسلامی ایران است.
شهزاد قنبری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: